گام به گام با امام موسی صدر جلد 7

جلد: 7
صفحه: 201

سند شمار? 14-05-76

موضوع: صورت‌جلس? نشست عرمون

مکان و تاریخ: منزل مفتی [اهل‌سنت] لبنان شیخ حسن خالد - عرمون، 13/5/1976.

مناسبت: در پی تشدید بحران امنیتی و ایجاد درگیری گروه صاعقه و ارتش آزادی‌بخش، با جنبش ملی و گروه‌های فلسطینی، این جلسه بنا به درخواست یاسر عرفات تشکیل شد.

منبع: سلسله اسناد اصلی بحران لبنان، ج 5، ص 18.

متن

حاضران: شیخ حسن خالد مفتی لبنان، امام موسی صدر، رشید کرامی، صائب سلام، عبدالله الیافی، یاسر عرفات، هانی الحسن و حسین القوتلی (منشی جلسه)

در ابتدا یاسر عرفات ضمن اشاره به نبردهای شهر طرابلس و نقش ارتش سوریه و ارتش آزادی‌بخش و درگیری حزب بعث، تصریح کرد: در تماس با سران سوریه برای توقف نبردها و عقب‌نشینی ارتش سوریه تلاش کردیم که موفق نشدیم و شما را برای حل موضوع دعوت کردیم.

رشید کرامی: مسئل? طرابلس فقط بخشی از کل بحران است و باید مسئل? رابطه با سوریه را از ریشه حل‌وفصل کنیم، زیرا بهبود روابط سوریه و هم? گروه‌ها به نفع همه خواهد بود و جنگ و درگیری -‌به هر علتی که باشد‌- به نفع هیچ‌کس نیست. به عقید? ما متحد کردن نیروها برای رسیدن به هدف واحد ضرورت دارد و ما باید برای نزدیک‌ کردن دیدگاه‌ها تلاش کنیم تا بیش از این دچار بحران نشویم. من از اینکه شهرم طرابلس شاهد چنین درگیری‌هایی بوده، بسیار متأسف و ناخشنودم و در اینجا می‌خواهم برادر یاسر عرفات را خطاب قرار دهم، زیرا با توجه به اینکه جناب حافظ اسد برای ایشان احترام خاصی قایل است، ایشان بهتر از ما می‌تواند مسئله را به‌طور کامل حل کند و اوضاع را به حال عادی باز گرداند. ما با هرگونه اقدام خونین و هرگونه تفرقه در صفوف خود مخالفیم، امّا در عین حال نباید اقدامی کنیم که نیروهای سوریه را تحریک کند، زیرا آن‌ها در جمع خودمان جای دارند و نباید با یکدیگر بجنگیم. ما باید مسئله را به شکل اساسی و ریشه‌ای حل‌و‌فصل کنیم و همکاری با یکدیگر را از سر گیریم که این به نفع همه است.

صائب سلام: طرابلس پایگاهی ملی و اسلامی است و موجب تأسف است که در آن تفرقه و کشتار خونین پدید آید و همین موجب شد امروز بنده با ابوعمار (یاسر عرفات) تماس بگیرم تا از اوضاع شهر باخبر شوم. با توجه به تعارض‌ها و اختلافات عربی و منطقه‌ای موجود در این شهر -‌که هیچ‌یک از ما از پشت پرد? آن خبر نداریم‌- وقوع چنین حوادثی چندان دور از انتظار نبود. پیش از این هم اختلافاتی پدید آمده بود و با خوش‌بینی به برادر ابوعمار گفتیم که برای روشن ‌شدن دیدگاه‌ها به سوریه سفر کند، امّا گمان می‌کنم آن دیدارها به نتیج? مطلوب منتهی نشد. نمی‌دانم چگونه باید مسئله را پیگیری کنیم. چه‌بسا امام و برادر ابوعمار بتوانند ما را در رسیدن به راه‌حل