گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
غیر از روح انسان است و معنای دیگری دارد. روح در اینجا بزرگترین مَلَک است. روایات صفتهای فراوانی برای روح ذکر کردهاند. در برخی روایات روح همان جبرئیل ذکر شده است. اما آنچه از این آیه و دیگر آیات استنباط میکنیم، این است که روح تعبیر و یا کنایهای از اداره مستقیم خداوند است. افعالی وجود دارد که بهواسطه ملائکه، کارگزاران خدا، صادر میشود و اعمالی نیز هست که خداوند مستقیم و بیواسطه انجام میدهد. مقصود از روح، که در این شب نازل میشود، عنایت خداوند و تصرف بیواسطه خداوند در هستی است. همان روح که خداوند در «آدم» دمید : « ﴿ فَإذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَختُ فِیهِ مِن رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِین ﴾ .»[359] یعنی عطا کردن روح به «آدم» یا «مسیح» یا انسان. عطا کردن این روح بالاتر از آن است که در تصرف ملائکه باشد. نیروهای هستی همه در تصرف ملائکهاند و ملائکه، کارگزاران خداوند، در این نیروهای هستی تصرف میکنند. اما چیزهایی هستند که مهمتر از توانمندیهای ملائکه و بالاتر از ملائکهاند. ما میدانیم که ملائکه پس از دمیدن روح خدا در انسان، بر او سجده کردند. بنابراین، روح شریفتر از ملائکه است، زیرا ملائکه پس از دمیدن روح خدا در انسان بر او سجده کردند. نمیتوانیم بگوییم که روح از ملائکه است. میگوییم که روح تعبیری از اراده مستقیم خداوند است، یعنی آن چیزی که خداوند بیواسطه انجام میدهد. به سخن دیگر، اراده خداوند روح است و ملائکه کارگزاران خداوندند. طبیعتاً، این تفسیر ادله فراوانی دارد. من آنچه را از بررسی این آیات استنتاج کردهام، بهطور خلاصه بیان میکنم و وقتی که به آیاتی میرسیم که مستقیماً درباره این موضوع است، به شکل گستردهتری به آن خواهیم پرداخت.
« ﴿ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَـةُ وَ الرُّوحُ ﴾ » یعنی نیروهای الهی و سپاهیان الهی و اراده خداوند در این شب با زمین پیوند میخورند. شب قدر شبِ پیوند بیواسطه زمین و آسمان است.
« ﴿ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَـةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرسَلامٌ هِی حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴾ .» این نگارهای که در این سوره به تصویر کشیده شده است، شُکوه این شب را تبیین میکند؛ شکوهی که فراتر از ادراک ماست : « ﴿ وَ ما أَدْراکَ ما لَیلَـةُ الْقَدْر ﴾ .» شبی که برتر از هزار ماه است. شبی که ملائکه و روح به امر خداوند به زمین میآیند و شبی که تا صبح در آن سلام و درود است. شب عظیمی است. آن را غنیمت شمارید. بنابر یکی از تفاسیری که گفتیم، شبِ نزول قرآن است. شب مشخص شدن حلال و حرام، شبِ مشخص شدن همهچیز، شب تشریع الهی و سعادت جاودانگی بشر، شب سلام؛ سلامی و آرامشی که جز با اجرای احکام الهی حاصل نمیشود. شبِ قانون الهی و قرآنی. بنابراین، اگر این شب را گرامی و خاطراتش را زنده نگه داشتیم، با این مناسبت پیوند میخوریم و در فضای آن به سر میبریم و عزم و تلاش و همت خود را بازمییابیم تا در این خط باقی بمانیم؛ خط سلام و صلح و خیر و فضیلت؛ خطی که بر اثر والایی مقام فراتر از ادراک ماست.
گفتیم که شب قدر بر اثر روزه و ریاضتهای معنوی شبِ کمال آدمی است. نیز گفتیم که این شب شبِ استجابت دعاست. به هر روی، شبی عظیم است که در آن از جلال و عنایت الهی و توجه ربانی چندان در آن است که در دیگر شبها نیست. نخستین عظمت این شب در کلمه «قدر»
[359]. «چون تمامش کردم و در آن از روح خود دمیدم، همه سجدهاش کنید.» (حجر، 29)
