گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 339

زیرا ضمیر در بزرگداشت و تعظیم رساتر است. در این آیه مرجع ضمیر هم وجود ندارد، یعنی آن شیئی را که می‌شناسی و از او غافل نیستی، نازل کرده‌ایم. بالطبع، این مسئله دلیل عظمت آن شیء و تعبیری ادبی و ظریف برای تعظیم است.

« ﴿ وَ ما أَدْراک ما لَیلَـةُ الْقَدْر .» «ما أَدراکَ» یعنی تو چگونه می‌توانی آن را دریابی؟ تو از این شب چه می‌دانی؟ این تعبیر نیز برای تعظیم و بزرگداشت است. قرآن هرگاه بخواهد چیزی را بزرگ بدارد و به آن عظمت و جلال بخشد، از اسلوب سؤال استفاده می‌کند. فی‌المثل می‌گوید : «﴿الحاقَّـةُ مَا الحاقَّـةُ وَ ما أَدراکَ مَا الحاقَّـةُ؟ »[352] و در جای دیگر آمده است : «﴿القارِعَـةُ مَا القارِعَـةُ؟ »[353] . قرآن و عرب‌ها از این اسلوب برای آماده کردنِ ذهنِ شنونده و تعظیم موضوع استفاده می‌کنند تا بگویند که این شیء مهم است و تو عظمت و بزرگی آن را نمی‌دانی.

« ﴿ لَیلَـةُ الْقَدرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر .» پیش از این معنای خیریت (برتر بودن) شب قدر را نسبت به هزار ماه گفتیم. گرچه بسیاری از مفسران تأکید دارند که خیریت از جهت فضیلت و مقام است، ما این‌گونه تفسیر کردیم که خیریت از جهت تأثیر در تاریخ است؛ تأثیر شبِ نزول قرآن بر تاریخ بشر بیش از تأثیر هزار ماه است. هزار ماه به صورت کلی برای مبالغه در کثرت به کار برده شده است. از طرف دیگر، ممکن است که مقصود از هزار ماه ایام حکومت بنی‌امیه باشد، چنان‌که در تفاسیر بسیاری این مسئله آمده است.

قرآن، پس از این آیه، این شب را به شکلی بسیار زیبا و شگفت وصف می‌کند تا به آدمی برای استفاده از این شبِ جاودان در تاریخ بشر توجه دهد : «﴿ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَـةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْر سَلامٌ هِی حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ. » در این فعلِ «تَنَزَّلُ»، «تاء» مضارعه حذف شده است؛ یعنی «تَتَنَزَّلُ». اگر این فعل ماضی بود، باید به صورت «تَنَزَّلَ» می‌آمد. ملائکه در این شب به صورت تدریجی و به دفعات و مستمر به این عالم می‌آیند. «ملائکه» و «روح» چیستند؟ روح هم مذکر و هم مؤنث به کار برده می‌شود. طبیعتاً، ما نمی‌توانیم به یکی از معانی ملائکه و روح قطعیت پیدا کنیم، به‌خصوص اگر بر اسلوب رمزی تکیه کنیم. ما به ملائکه ایمان داریم و ایمان به ملائکه جزئی از ایمان اسلامی است، زیرا قرآن کریم در بیش از یک‌جا به این مسئله اشاره کرده است : « ﴿ آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنزِلَ إِلَیهِ مِن رَبِّهِ وَ المُؤمِنُونَ کُلُّ آمَنَ بِاللهِ وَ مَلائِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ .»[354] ایمان اسلامی از ایمان به خدا و به ملائکه و به کتب و به رسل تشکیل شده است. در ادامه آیه آمده است : « ﴿ لا نُفَرِّقُ بَینَ أَحَد مِن رُسُلِهِ .»[355] ایمان اسلامی ایمان به همه پیامبران است. بنابراین، ایمان کامل ایمان به خدا و ملائکه و کتب و رسل خداست. ملائکه‌ای که به آنان ایمان داریم، چگونه موجوداتی‌اند؟ بالطبع، ما مؤمنان، به ملائکه به هرگونه که بوده‌اند و به هرگونه که باشند، ایمان داریم؛ چنان‌که به خدا ایمان داریم و حقیقت خدا را نمی‌دانیم. ما صفات خدا را می‌دانیم، آثار صُنع خدا را می‌دانیم، اما حقیقت خدا را نمی‌دانیم. به همین صورت، ما به ملائکه ایمان داریم و حقیقت آنان را نمی‌دانیم، ولی آثار آنان و صفات آنان را می‌شناسیم.

[352]. «آن روز بر حق چیست، آن روز بر حق؟ و چه دانی که آن روز بر حق چیست؟» (حاقه، 3-1)

[353]. «قارعه، قارعه چیست؟» (قارعه، 1 و 2)

[354]. «پیامبر، خود به آنچه از جانب پروردگارش به او نازل شده ایمان دارد و همه مؤمنان، به خدا و فرشتگانش و کتاب‌هایش و پیامبرانش ایمان دارند.» (بقره، 285)

[355]. «میان هیچ‌یک از پیامبرانش فرقی نمی‌نهیم.» (بقره، 285)