گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
تأثیر این هزار ماه به اندازه تأثیر این شب، شب نزول قرآن، نیست. این شب شبِ قانونگذاری و شب رسالت است. به سخن دیگر، ای محمّد : « ﴿ إِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ ﴾ .»[338] تأثیر رسالت اسلام و رسالت قرآن در تاریخ بشری چندان است که این رسالت از دوران حکومت بنیامیه متأثر نخواهد شد؛ این هزار ماه نمیتواند بر این شب چیره شود.
آنچه گفتیم تفسیر نخست این آیات بود و از دیگر آیات و روایات شواهدی برای آن ذکر کردیم. پس، شب قدر بنابر این تفسیر یعنی شب نزول قرآن. چرا آن را شب «قدر» مینامند؟ یا «قدر» به معنای ارزش است، یعنی شبی که ارزش فراوان دارد؛ یا «قدر» به معنای تحدید و تقدیر و تعیین است، یعنی در این شب همهچیز مقدر و مشخص میشود و حلال از حرام و صحیح از فاسد دانسته و شناخته و حد و مرز امور تبیین میشود.
تفسیر دوم نیازمند مقدماتی است. ما قرآن را بر اساس اصطلاحات قرآنی تفسیر میکنیم و میفهمیم و قرآن، خود را تفسیر میکند. ما پس از بررسی دیگر آیات و روایات و اصول اسلامی، از شب قدر چه درمییابیم. این شناخت از شب قدر نیازمند پارهای مقدمات است.
مقدمه نخست : روزه که در ماه رمضان واجب است، در تفسیر شب قدر اهمیت دارد. روزه در اسلام چیست؟ روزه تقویت و تهذیب و تمرینی است برای انسان که بتواند بر نفس و شهوات خود چیره شود. فیالمثل، میخواهیم به کودکی شنا بیاموزیم. ابتدا او را در برکهای کوچک رها میکنیم تا در این مکان کوچک و کمعمق با راهنمایی مربی شنا یاد بگیرد. پس از آنکه کودک شنا کردن در این مکان را آموخت، اجازه میدهیم که در دریا هم شنا کند. ورزشکار نیز تمرین میکند. راننده هم ابتدا در محیطی ایمن تمرین میکند. تمرین مسئلهای اساسی در زندگی انسان است. روزه تمرینی است برای انسان در برابر محرمات و واجبات و هواها و شهوات. چگونه؟ آدمی هنگام روزه داشتن چه میکند؟ به آدمی میگویند که از طلوع تا غروب روزه بگیر؛ دوازده، سیزده، پانزده و یا هجده ساعت، تا فصل و مکان روزه چه باشد. روزه به چه معناست؟ یعنی نخور و ننوش، نزدیکی جنسی نکن و به زیر آب مرو و سیگار نکش و بر خدا و رسولش دروغ مبند، هرچند که خشمگین باشی یا در تنگنا افتاده باشی. من روزه میگیرم، بهطور طبیعی گرسنه میشوم و احساس گرسنگی میکنم. در برابرم خوراکی هست و مراقبی هم در کار نیست. گرسنگی مرا به خوردن میکشاند، اما من نمیخورم. با این کار من تمرین میکنم که گرسنه باشم و نخورم؛ تشنه باشم و ننوشم؛ نیازمند زن باشم، اما با او نزدیکی نکنم؛ به سیگار عادت داشته باشم، اما سیگار نکشم؛ خشمگین میشوم و به تنگنا میافتم، اما به خدا و رسولش دروغ نمیبندم. تا چند ساعت؟ دوازده یا سیزده و یا چهارده ساعت. چند روز؟ سی روز. آیا این مانند شنا کردن در برکهای کوچک و یا رانندگی در جای خلوت نیست؟ من در این سی روز این توان را کسب میکنم که اگر در غیر ماه رمضان گرسنه بودم و غذای حلالی در دسترس نبود، نخورم، زیراکه در سی روز تمرین کردهام که گرسنه باشم و نخورم. تشنه باشم و ننوشم و از محرمات خدا دوری کنم. انسان بدینگونه در ماه رمضان میآموزد که در برابر شهوات ایستادگی کند. به سخن دیگر، بر نفس و اراده خود مسلط باشد.
از این روست که قرآن میگوید : «وَ استَعِینُوا
[338]. «ما قرآن را خود نازل کردهایم و خود نگهبانش هستیم.» (حجر، 9)
