گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 241

سبب دوم این بود که مکه مرکز توطئه‌چینی‌ها بر ضد اسلام بود. چنان‌که می‌دانید از هجرت هشت‌ساله پیامبر تا روز فتح مکه ده‌ها توطئه و جنگ بر ضد پیامبر تدارک دیدند. هر روز توطئه می‌چیدند. توطئه احزاب و جنگ احزاب یکی از آن‌ها بود. بسیاری از غزوات ازجمله بدر و احد در سرزمین‌های مدینه صورت گرفت. پیامبر مشاهده کرد که مکه مرکز آتش‌افروزی است و طبیعی است که هر امتی این حق را دارد که مرکز دشمن را بزند. پیامبر بر آن شد که حج را به جای آورد، تا پاسخ پرسش نخست و علت فتح مکه را روشن کرده باشد. پیامبر به قصد حج از مدینه بیرون رفت و به پیمان با مشرکان در حدیبیه پایبند بود. علی‌رغم اینکه صلح به مصلحت مسلمانان نبود، پیامبر صلح را امضا کرد. در این صلح توان و قدرت مشرکان به رسمیت شناخته شد. برخی از صحابه پیامبر به مفاد صلح اعتراض کردند، اما پیامبر آن را به دستور خداوند فرض کرد. یکی از مفاد صلح حدیبیه این بود که پیامبر امسال به مدینه بازمی‌گردد و سال آینده حج را به جای می‌آورد و هنگامی که وارد مکه شد، همه قریشیان از مکه خارج می‌شوند و به بالای کوه‌ها می‌روند و حج مسلمانان را از دور نظاره می‌کنند.

در اینجا باید نکته‌ای را توضیح دهم. پیامبر وقتی نخستین حج را به جای آورد، نه در حجـةالوداع و نه در فتح مکه بلکه وقتی برای نخستین بار حج به جای آورد، مشرکان از مکه بیرون رفتند و بر کوه ابی‌حذیف و دره‌های مکه نشستند. مسلمانان بنابر صلح حدیبیه پا به مکه نهادند، طواف کردند، حج به جای آوردند و واجباتشان را انجام دادند و سپس بازگشتند. کسانی که مشرف به زیارت خانه خدا شده‌اند، می‌دانند وقتی که دور کعبه طواف می‌کنیم، حجر اسماعیل را طواف می‌کنیم. حجر اسماعیل در باب کعبه روبه‌روی مقام ابراهیم است. سپس، دیگر ضلع خانه کعبه که مقابل حجر اسماعیل است، می‌آید. پس از آن، به ضلع سوم در جهت سوم می‌رسیم که الحطیم نام دارد. الحطیم کاملاً در مقابل درِ کعبه است. در اینجا مستحب است که طواف‌کننده هروله کند و با پاهایش به زمین بکوبد. این سنت پیامبر اکرم بوده است. سبب این بود که وقتی پیامبر به این منطقه رسید، متوجه شد که مشرکان او را نگاه می‌کنند. پس با توان و اراده بیشتری قدم برداشت و محکم پاهایش را بر زمین کوبید، تا همچون جوانی نیرومند و توانمند و استوار نمایان شود. طبیعتاً، پس از این کارِ پیامبر هزاران مسلمان دیگر نیز پاهایشان را با قدرت به زمین کوبیدند. در این حرکت نوعی اظهار قدرت و مبارزه‌طلبی و استواری وجود داشت. این کار مستحب شد. ما نیز در طواف وقتی به در سوم می‌رسیم، مستحب است که هروله کنیم و پاها را بر زمین بکوبیم.

پیامبر بنابر صلح حدیبیه در سال بعد از امضای پیمان، حج را به جای آورد. اما چیزی نگذشت که مشرکان مفاد صلح را نقض کردند. یکی از مفاد صلح این بود که اگر از مکیان کسی به مدینه پناه می‌برد، باید به مکه بازگردانده می‌شد. همچنین، اگر کسی به مکه پناه می‌برد، مشرکان باید او را به پیامبر بازمی‌گرداندند. اما مشرکان خیانت کردند و تلاش کردند که کسانی را از مسلمانان که به مکه آمده‌اند، در مکه نگه دارند. آنان اندک بودند و نمی‌توانستند بر ضد مشرکان کاری صورت دهند. کسانی بودند که از مکه فرار می‌کردند و اسلام می‌آوردند و خود را در اختیار پیامبر و اسلام می‌گذاشتند. پیامبر آنان را بازگرداند، اما آنان به مکه بازنگشتند. اینان جماعتی