گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
فرزندان جنوب با دلیری و سرافرازی در برابر تجاوزها و اغواگریهای اسرائیل پایداری کردند و سستی و نرمش نشان ندادند و ترجیح دادند به جای تسلیم شدن در برابر واقعیتی که اسرائیل و کوتاهیهای دولت لبنان بر آنان تحمیل کرد، مهاجرت کنند.
و بدینترتیب، نخبگان جنوب به هر نقطهای از لبنان مهاجرت کردند و در هر جایی از لبنان بذر محبت به مردم لبنان را پراکندند و به دولتی که آن را دولت واقعی میدانستند، اعتماد کامل کردند. آنان مهاجرت خود را به مناطقی که ساکنانش همکیش آنان باشند، محدود نکردند و در محاسبات خود در هنگام مهاجرت، به واقعیتهای مردمشناختی توجه نکردند، بلکه همچون آب حیات، در همه جای لبنان پراکنده شدند و با کار شرافتمندانه خود در آبادانی همه لبنان مشارکت کردند. وقتی فتنه دوساله آنان را غافلگیر کرد، انتظاری که از دولت داشتند برآورده نشد، چون دولتی در کار نبود؛ تنها شبحی بود که مردمان پاک و سادهدل زمانی طولانی فریب آن را خورده بودند. ولی مصیبت اهالی جنوب به همین مقدار محدود نشد و مصیبتی بزرگتر در کمینشان بود. آنان از برادران الهی خود برخوردی که موجب حمایت از آنان شود، ندیدند، بلکه با ناسپاسی و توطئهچینی و اتهامزنی روبهرو شدند و هنوز نیز میشوند. آنان با شجاعت و فداکاری از خود و کرامت و حق خود دفاع کردند و در این راه خسارتهای فراوانی دیدند؛ با وجود آنکه آتش فتنه در حالی به سراغشان آمد که آمادگی رویارویی با آن را نداشتند. آنان همهچیز خود را به خطر انداختند و در عین حال درهای قلبشان را به روی هر شکل از شهروندی، آبرومندانه باز کردند و هنوز نیز از آن استقبال میکنند، ولی ناکام ماندند و به دست خویشان خود، به دست لبنانیانی مثل خود، ناگزیر به مهاجرتی دوباره شدند؛ ولی به کجا؟ به همان روستاهایی که در نخستین مهاجرت خود آن را ترک گفته بودند. هنگامی که زندگی این عده، در بیروت و حومه آن استقرار یافت، لبنانیان آنان را به خود واگذاشتند و دولت گذشته نیز به آنان توجهی نکرد، و در نتیجه، بیشتر آنان پس از آنکه حاصل دسترنج خود را که با زحمت شبانهروزی به دست آورده بودند، از دست دادند، اکنون به سوی سرگردانی و بیکاری میروند.
ای رسول خدا!
مردم جنوب و جبل عامل بر زخم خود مرهم گذاشتند و پس از مهاجرت دوم با اندک صدقاتی که به آنان میرسید، زندگی کردند و زمستان سال 1396-1397 از هجرت مبارک شما (1976-1977میلادی) در حالی بر آنان و کودکانشان گذشت که بیشتر آنان سرپناه و زندگی آبرومندانه و لباس و پوششی که آنان را از سرمای سخت زمستان حفظ کند، نداشتند.
در این دوره عذابآور همچنین شاهد سوءاستفاده زننده و حقیرانه برخی از افراد سرکش و خودسری بودیم که در فتنه مشارکت داشتند و دانسته یا نادانسته خود بخشی از توطئه شدند و به صورت ابزاری در دست توطئهگرانِ بزرگ درآمدند. آنان از آوارگان به عنوان کالایی برای سوداگری استفاده کردند و تا توانستند برای گمراه ساختنشان تلاش کردند و از برهنگی و گرسنگی و نیازمندیشان سوءاستفاده کردند.
امّا ای رسول خدا! این آوارگان صبری نیکو پیشه ساختند، چراکه امیدْ دلهای مردهشان را زنده
