گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 128

دور است و باید فوراً از بین برود، مثل انتقام‏گیری از بی‏گناهان که پس از فاجعه انفجار در منطقه عکاوی رخ داد که از پس‌لرزه‏های جنگ ننگین بود. این رفتار مثل همان انفجار است. من دوست داشتم که این بیانیه توضیح بیشتری درباره مؤسسه‏ها و مراکز داده بود تا می‏توانستیم تصمیمات را تحلیل و ارزیابی کنیم.

آزادسازی همه سرزمین‏های اشغالی لبنان و پس از آن اقدام برای تقسیم فلسطینیان مقیم لبنان میان کشورهای عضو اتحادیه عرب براساس ظرفیت پذیرش هریک.[7]

اعضای جبهه این نکته را پیش از حوادث و در اثنای آن چندین بار مطرح کردند. گمان نمی‏کنم طرح این مسئله به این شکل و در این اوضاع که ناامنی رو به افزایش است، با جوّ محرمانه نشست تناسب داشته باشد.

به‌طور واقع‌بینانه باید گفت شانه خالی کردن مقامات لبنانی از مسئولیت‏های خود سبب شد تا حضور فلسطینیان در لبنان تبدیل به یک مشکل شود. اگر حکومت مسئولیت‏های خود را ایفا کند، شاهد دورانی جدید خواهیم بود؛ مسائلی که درباره حاکمیت لبنان و همزیستی وجود دارد و مشکلاتی همچون وجود اسلحه و اسکان، پایان خواهد یافت و وجود جنبش مقاومت در لبنان می‏تواند سرچشمه خیر برای لبنان و بلکه بخشی از رسالت لبنان باشد، و این در صورتی است که به این مسئله با نیت خیر و با قاطعیتی پدرانه و مخلصانه و با هوشیاری کامل نسبت به تحولات آن در سطح لبنان و جهان عرب و در سطح بین‌المللی پرداخته شود.

دوست دارم نکته‏ای را به اعضای «جبهه لبنان» یادآوری کنم که البته آنان از آن آگاه‌اند، هرچند مردم لبنان از آن بی‏اطلاع‌اند. این نکته، چگونگی ورود مقاومت فلسطین به جنوب است. خواهش می‏کنم به مردم اعلام کنید که چه کسی این تصمیم را گرفت و وقتی در نتیجه این تصمیم، جنوب لبنان به جبهه نبردی سنگین با اسرائیل تبدیل شد، ضمانت‌هایی که طرفِ تصمیم گیرنده از جانب اعراب و فلسطینی‌ها به لبنان داد، چه بود؟

تأکید بر لبنانی بودن همه لبنانیان و مشارکت دادن لبنانیانِ آن سوی مرزها در حیات سیاسی لبنان و در مرحله بعد، تلاش برای جلوگیری از مهاجرت‏های کنونی از لبنان.

اگر منظور از تثبیت لبنانی بودن همه لبنانیان، اعطای شناسنامه لبنانی به ده‌ها هزار لبنانی فاقد تابعیت است که صدها سال است در این کشور زندگی می‏کنند [که هیچ] و اگر مفهوم آن تردید در لبنانی بودن برخی از مردم لبنان است، چنین سخنی به چالش کشیدن این مردم است و به هیچ برهانی متکی نیست و علّتی برای برای بحث درباره آن وجود ندارد و به مسائل ملی کمکی نمی‏کند.

نزاع سیاسی در لبنان محدود به مصالح ملی نیست. خود سیاستمداران بهتر از دیگران خودشان را می‏َشناسند. ازجمله شیوه‌های این نزاع این بود که برخی از لبنانیان با مبالغه در وابستگی قومی خود در مقابل وابستگی ملی، برای اهداف سیاسی خود شعار سر می‏دادند. برخی دیگر از آنان نیز بر وابستگی‏های فرقه‏ای یا منطقه‏ای خود در مقابل حس ملی‌گرایی تأکید می‏کردند.

در واقع همه اینان این شیوه‏ها را در قالب نقشه‏های سیاسی و با رفتارهایی ناپسند به کار بستند

[7]. بیشترِ سخنان مصاحبه‌گر در واقع از بندهای بیانیه جبهه لبنان است که نظر امام موسی صدر را درباره آن می‌پرسد. - م.