گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
دور است و باید فوراً از بین برود، مثل انتقامگیری از بیگناهان که پس از فاجعه انفجار در منطقه عکاوی رخ داد که از پسلرزههای جنگ ننگین بود. این رفتار مثل همان انفجار است. من دوست داشتم که این بیانیه توضیح بیشتری درباره مؤسسهها و مراکز داده بود تا میتوانستیم تصمیمات را تحلیل و ارزیابی کنیم.
آزادسازی همه سرزمینهای اشغالی لبنان و پس از آن اقدام برای تقسیم فلسطینیان مقیم لبنان میان کشورهای عضو اتحادیه عرب براساس ظرفیت پذیرش هریک.[7]
اعضای جبهه این نکته را پیش از حوادث و در اثنای آن چندین بار مطرح کردند. گمان نمیکنم طرح این مسئله به این شکل و در این اوضاع که ناامنی رو به افزایش است، با جوّ محرمانه نشست تناسب داشته باشد.
بهطور واقعبینانه باید گفت شانه خالی کردن مقامات لبنانی از مسئولیتهای خود سبب شد تا حضور فلسطینیان در لبنان تبدیل به یک مشکل شود. اگر حکومت مسئولیتهای خود را ایفا کند، شاهد دورانی جدید خواهیم بود؛ مسائلی که درباره حاکمیت لبنان و همزیستی وجود دارد و مشکلاتی همچون وجود اسلحه و اسکان، پایان خواهد یافت و وجود جنبش مقاومت در لبنان میتواند سرچشمه خیر برای لبنان و بلکه بخشی از رسالت لبنان باشد، و این در صورتی است که به این مسئله با نیت خیر و با قاطعیتی پدرانه و مخلصانه و با هوشیاری کامل نسبت به تحولات آن در سطح لبنان و جهان عرب و در سطح بینالمللی پرداخته شود.
دوست دارم نکتهای را به اعضای «جبهه لبنان» یادآوری کنم که البته آنان از آن آگاهاند، هرچند مردم لبنان از آن بیاطلاعاند. این نکته، چگونگی ورود مقاومت فلسطین به جنوب است. خواهش میکنم به مردم اعلام کنید که چه کسی این تصمیم را گرفت و وقتی در نتیجه این تصمیم، جنوب لبنان به جبهه نبردی سنگین با اسرائیل تبدیل شد، ضمانتهایی که طرفِ تصمیم گیرنده از جانب اعراب و فلسطینیها به لبنان داد، چه بود؟
تأکید بر لبنانی بودن همه لبنانیان و مشارکت دادن لبنانیانِ آن سوی مرزها در حیات سیاسی لبنان و در مرحله بعد، تلاش برای جلوگیری از مهاجرتهای کنونی از لبنان.
اگر منظور از تثبیت لبنانی بودن همه لبنانیان، اعطای شناسنامه لبنانی به دهها هزار لبنانی فاقد تابعیت است که صدها سال است در این کشور زندگی میکنند [که هیچ] و اگر مفهوم آن تردید در لبنانی بودن برخی از مردم لبنان است، چنین سخنی به چالش کشیدن این مردم است و به هیچ برهانی متکی نیست و علّتی برای برای بحث درباره آن وجود ندارد و به مسائل ملی کمکی نمیکند.
نزاع سیاسی در لبنان محدود به مصالح ملی نیست. خود سیاستمداران بهتر از دیگران خودشان را میَشناسند. ازجمله شیوههای این نزاع این بود که برخی از لبنانیان با مبالغه در وابستگی قومی خود در مقابل وابستگی ملی، برای اهداف سیاسی خود شعار سر میدادند. برخی دیگر از آنان نیز بر وابستگیهای فرقهای یا منطقهای خود در مقابل حس ملیگرایی تأکید میکردند.
در واقع همه اینان این شیوهها را در قالب نقشههای سیاسی و با رفتارهایی ناپسند به کار بستند
[7]. بیشترِ سخنان مصاحبهگر در واقع از بندهای بیانیه جبهه لبنان است که نظر امام موسی صدر را درباره آن میپرسد. - م.
