گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
امتیازی برای خود داشته باشد. اگر امتیاز دیگری غیر از همزیستی هست، نشان دهید.
هرچند لبنان امتیازات دیگری از نظر تاریخی و قدرت مردم و آب و هوا دارد، ولی این امتیازات مربوط به گذشته است و برای آینده به کار نمیآید. همزیستی تنها امتیاز زنده لبنان است.
نکته اوّل. برای آنکه همزیستی کامل شود، باید حداقلّ موجودیت فرهنگی فرقههای لبنان حفظ شود و این امر از راه حفظ قانون مدنی خاص به همان شکل سابق تحقق میِیابد، نه از راه سکولاریزه کردن؛ چراکه قانون مدنی خاص در امر ازدواج و ارث، مکمل فرهنگ ملی است و این قانون باید باشد. مقصود ما از سکولاریزه کردن چیزی بیش از این نیست، چون حکومت لبنان حکومتی سکولار و غیردینی است، چراکه برگرفته از حکم خداوند نیست و رئیسجمهور لبنان سایه خداوند در زمین نیست. قوانین لبنان نیز سکولار است، چون برگرفته از قرآن یا انجیل نیست.
نکته دوم. پیام همزیستی در لبنانْ آزادی موجود در لبنان است، زیرا در پرتو آزادی است که مجموعه تمدنها میتوانند در یک سرزمین همزیستی داشته باشند. ممکن است یک فرد خود را به میهنش تحمیل کند، ولی گروهی که با گروه دیگر رقابت و در عین حال همزیستی دارد، نمیتواند خودش را بر کشور تحمیل کند.
نکته سوم. احترام به حقوق شهروندان است، یعنی عدالت کامل : عدالت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نیز عدالت در توسعه.
آیا جنابعالی با یکپارچهسازی مجدّد برنامههای آموزشی و اینکه همه لبنان یک حوزه انتخاباتی باشد، موافقید و آیا این مسئله تأثیری در نظر شما درباره بازگشت همبستگی بین لبنانیان دارد؟
من با یکپارچهسازی برنامههای تربیتی و فرهنگی موافقم و آرزو میکنم حوزه انتخاباتی در لبنان یکی شود.
آیا کنفرانس سران اسلامی-مسیحی برگزار خواهد شد؟ تلاشها در این زمینه به کجا رسیده است؟
در واقع من از کسانی هستم که به این مسئله باور دارم و در این راه تلاش بسیاری میکنم. به نظر من این کنفرانس در آستانه برگزاری است. دوره کوتاهی برای تبادلنظر درباره طرح پیشنهادی لازم است و پس از آن کنفرانس برگزار میشود.
آیا سند قانون اساسی را راهکار مناسبی برای حل بحران میدانید؟
سند قانون اساسی در واقع دستورکاری برای گفتوگوهای سیاسی است و هیچ گزینه دیگری در کار نبود، زیرا با کمال تأسف وقتی هیئت سوری شروع به مذاکره با طرفهای لبنانی کرد، لبنانیان به سبب تصمیم نادرستی که در ابتدای بحران لبنان درمورد به انزوا کشاندن کتائب گرفته شد، گرد هم نمیآمدند و گفتوگوی سیاسی حتی درباره حداقل اختیارات نیز ناممکن بود. در آن زمان، گفتوگو تنها در سطح سران انجام میشد، یعنی رئیسجمهور فرنجیه با تشکل جبهه لبنانی صحبت میکرد و سپس پیشنهادهای خود را به گروه مذاکرهکننده ارائه میداد. آقای رشید کرامی نیز به سهم خود، پس از تماس با جبهه خود و رئیسجمهور و دیگران، گروه مذاکرهکننده را به نقطهای هدایت میکرد که با عواطف و منافع طرفین سازگاری داشته باشد.
