گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 103

خود گمراهی می‏شمارد و شمشیر دین را می‏کشد تا مؤمنان آزاده را پس از آنکه به حکم قاضیان و راویان و واعظان، مرتد و خارجی اعلام شدند، به قتل برساند.

انسانی که همواره چشم به آسمان داشت و برای استوارسازی پایه‏های دین مبارزه می‏کرد و آرزوهای بزرگش آزادی و کرامت و امنیت و زندگی پاک در سایه رهبران پاک بود، به ناگاه دریافت که دشمنانِ آزادی و کرامت او و پایمال‌کنندگان حقوق و آرزوهای او بر او حکومت می‏کنند و سرنوشت او را رقم می‏زنند.

مردمی که محمد(ص) آنان را تربیت کرده بود تا در برابر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند و در برابر انحراف - هرچند کوچک باشد - ساکت ننشینند، هم‌آنان که بانگ اعتراضشان مجالس حاکمان و محافل جامعه را پر کرده بود، اکنون در بند شمشیر یا نان یا گمراهی بودند.

وقتی حاکم مدینه از امام حسین(ع) خواست با یزید بیعت کند، برخی از آنان به امام گفتند : دل‌هایمان با توست ولی شمشیرهایمان بر ضد توست.

امام تسلیم خواسته حاکمان نشد و از مدینه خارج شد تا در راه خدا هجرت کند. مکه را نیز در موسم حج ترک کرد تا اعتراض خود را به اوج برساند. او در برابر همگان نارضایتی خود را از همه آنچه در جهان اسلام می‌گذرد و از همه کسانی که پشت سر طاغوتیان و گمراهان حرکت می‏کنند، اعلام داشت و تأکید کرد که حج و همه نهادها و شعایر دینی برای حمایت از انسان و کرامت و آزادی و عروج و تربیت و تعالی اوست، و‌گرنه هجرت و سفر حقیقی به‌سوی خداوند، سفر به جایی است که ارزش‌های معنوی در آن وجود داشته باشد، هرچند این سفر از رهگذر صحرا و بیابان و به‌سوی شهادت در راه خدا باشد.

امام حسین(ع) از مکه رهسپار بیابان‏ها شد و فرمود : مرگ برای فرزندان آدم همانند خط گردنبند بر گردن دختران است و من برای دیدار گذشتگانم همان‌گونه مشتاقم که یعقوب مشتاق دیدار یوسف بود. گویا می‏بینم که گرگ‏های بیابان بدن مرا در بین نواویس و کربلا پاره‌پاره می‏کنند و شکم‌‏های گرسنه و انبان‏های خالی خود را از من پُر می‌سازند. امام این خطبه پرآوازه خود را با این جمله به پایان می‏برد : من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز مایه ننگ نمی‏دانم. پس هر‌که از شما بر آن است که خون خود را نثار کند و شوق دیدار پروردگار دارد، همراه ما حرکت کند.

امام رفت و خود و همه خویشان و یارانش به شهادت رسیدند. خبر شهادت امام و طنین شعارها و قهرمانی‏های او و جنایت‌های دشمنانش گوش عالم را پر کرد و رفته‌رفته زمزمه اعتراض و توبه و قیام گوشه و کنار جهان اسلام را فراگرفت و تخت ستمگران را به لرزه درآورد و منحرفان را به نابودی کشاند و شعله پاک انسانیت را که خداوند با خون آنان برافروخته بود، تا کرانه‌های تاریخ امتداد بخشید.

امسال و هر سال سالروز هجرت پیامبر با سالروز هجرت حسینی مقارن می‏شود و این تقارن از نوع پیوستگی میان «شروع» و «استمرار» و نیز پیوند میان ریشه‏ها و شاخه‏ها و زیربنا و روبناست.

خداوند چنین خواست که لبنان پس از پشت سرگذاشتن محنت‏های خون‌بار خود، در کنار خاطرات هجرت نبوی و عاشورا، به استقبال سالروز میلاد حضرت مسیح، میلاد ایمان و صلح و فداکاری، و نیز پیشواز سال نو بشتابد تا مردم لبنان را بشارت دهد و در عقل و دل و سرزمینشان سپیده‏ای دیگر برای آینده رقم زند؛ آینده‏ای که درخور