گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
خود گمراهی میشمارد و شمشیر دین را میکشد تا مؤمنان آزاده را پس از آنکه به حکم قاضیان و راویان و واعظان، مرتد و خارجی اعلام شدند، به قتل برساند.
انسانی که همواره چشم به آسمان داشت و برای استوارسازی پایههای دین مبارزه میکرد و آرزوهای بزرگش آزادی و کرامت و امنیت و زندگی پاک در سایه رهبران پاک بود، به ناگاه دریافت که دشمنانِ آزادی و کرامت او و پایمالکنندگان حقوق و آرزوهای او بر او حکومت میکنند و سرنوشت او را رقم میزنند.
مردمی که محمد(ص) آنان را تربیت کرده بود تا در برابر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند و در برابر انحراف - هرچند کوچک باشد - ساکت ننشینند، همآنان که بانگ اعتراضشان مجالس حاکمان و محافل جامعه را پر کرده بود، اکنون در بند شمشیر یا نان یا گمراهی بودند.
وقتی حاکم مدینه از امام حسین(ع) خواست با یزید بیعت کند، برخی از آنان به امام گفتند : دلهایمان با توست ولی شمشیرهایمان بر ضد توست.
امام تسلیم خواسته حاکمان نشد و از مدینه خارج شد تا در راه خدا هجرت کند. مکه را نیز در موسم حج ترک کرد تا اعتراض خود را به اوج برساند. او در برابر همگان نارضایتی خود را از همه آنچه در جهان اسلام میگذرد و از همه کسانی که پشت سر طاغوتیان و گمراهان حرکت میکنند، اعلام داشت و تأکید کرد که حج و همه نهادها و شعایر دینی برای حمایت از انسان و کرامت و آزادی و عروج و تربیت و تعالی اوست، وگرنه هجرت و سفر حقیقی بهسوی خداوند، سفر به جایی است که ارزشهای معنوی در آن وجود داشته باشد، هرچند این سفر از رهگذر صحرا و بیابان و بهسوی شهادت در راه خدا باشد.
امام حسین(ع) از مکه رهسپار بیابانها شد و فرمود : مرگ برای فرزندان آدم همانند خط گردنبند بر گردن دختران است و من برای دیدار گذشتگانم همانگونه مشتاقم که یعقوب مشتاق دیدار یوسف بود. گویا میبینم که گرگهای بیابان بدن مرا در بین نواویس و کربلا پارهپاره میکنند و شکمهای گرسنه و انبانهای خالی خود را از من پُر میسازند. امام این خطبه پرآوازه خود را با این جمله به پایان میبرد : من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز مایه ننگ نمیدانم. پس هرکه از شما بر آن است که خون خود را نثار کند و شوق دیدار پروردگار دارد، همراه ما حرکت کند.
امام رفت و خود و همه خویشان و یارانش به شهادت رسیدند. خبر شهادت امام و طنین شعارها و قهرمانیهای او و جنایتهای دشمنانش گوش عالم را پر کرد و رفتهرفته زمزمه اعتراض و توبه و قیام گوشه و کنار جهان اسلام را فراگرفت و تخت ستمگران را به لرزه درآورد و منحرفان را به نابودی کشاند و شعله پاک انسانیت را که خداوند با خون آنان برافروخته بود، تا کرانههای تاریخ امتداد بخشید.
امسال و هر سال سالروز هجرت پیامبر با سالروز هجرت حسینی مقارن میشود و این تقارن از نوع پیوستگی میان «شروع» و «استمرار» و نیز پیوند میان ریشهها و شاخهها و زیربنا و روبناست.
خداوند چنین خواست که لبنان پس از پشت سرگذاشتن محنتهای خونبار خود، در کنار خاطرات هجرت نبوی و عاشورا، به استقبال سالروز میلاد حضرت مسیح، میلاد ایمان و صلح و فداکاری، و نیز پیشواز سال نو بشتابد تا مردم لبنان را بشارت دهد و در عقل و دل و سرزمینشان سپیدهای دیگر برای آینده رقم زند؛ آیندهای که درخور
