گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 102

سند شماره 01-01-77

موضوع : نامه‏ای به مردم لبنان - منکران خدا و بی‏اعتنایان به خدا و کسانی که انسان‏ها را حقیر می‏شمارند و دسته‌بندی می‏کنند، در لبنان جایی ندارند

مکان و تاریخ : بیروت، 31/12/1976

مناسبت : امام موسی صدر به مناسبت تقارن عید میلاد مسیح و آغاز سال نو و عاشورای سال 1397 قمری این نامه را خطاب به مردم لبنان نوشت.

منبع : روزنامه الأنوار، 1/1/1977؛ روزنامه النهار، 29/4/1998

متن

( بسم اللّه الرحمن الرحیم )

مردم لبنان،

روز عاشورا، روز شهادت سرور شهیدان امام حسین‌بن‌علی(ع)، فرا می‏رسد و با معانی بلند خود، معانی این مناسبت‌های گرامی را که امسال با یکدیگر هم‌زمان شده‏اند، کامل می‏‌کند و در برابر شهروند لبنانی - که در سرزمین خدا و انسان زندگی می‏کند و محنتی خون‌بار و بیگانه از خدا و انسان را پشت سر گذاشته است - تصویری روشن از انسانی که خداوند در لبنان و همه‌جای دنیا اراده فرموده است، ترسیم می‏کند.

حسین(ع)، رهبر بازماندگان از انسان‏های الهی که در مکتب دین خدا پرورش یافته‏اند، می‏داند که طغیانگری و فساد همگان را در ورطه خود فرو می‏برد و ترس و آزمندی راه را بر هر‌گونه خیرخواهی و اعتراض می‏بندند و بیم از خدا و وجدان در جامعه کم‏رنگ شده است تا جایی که ایمان و اخلاق در معرض نابودی قرار‌گرفته‌است.

امام حسین(ع) دریافت که تنها جان‌فشانی عظیمی که با بزرگی فاجعه برابری کند، می‏تواند چشمه‏های خیر و نیکی را در درون امت بجوشاند. از این رو، لحظه‏ای درنگ نکرد و جان خویش بر کف نهاد و همه آنچه داشت با خود آورد و در چنین روزی همه با هم به قلب آتش سرکش ظلم و تاریکی زدند. همه سوختند، ولی آتش را خاموش کردند. او با آن شمع‏های پاک، شب دراز جامعه را روشن کرد، و سپیده دمید.

حسین(ع) دریافت که «به حق عمل نمی‌شود و از باطل بازداشته نمی‏شود» و حاکم همچنان حقوق مردم را غصب می‌کند و این کار را به کمک شمشیرها و فرزندان خود آنان انجام می‏دهد. او انسان را به بندگی می‏کشد و به تأمین منافع شخصی خود وامی‏دارد. او زبان‏ها را می‏خرد، اندیشه‏ها را تسخیر می‏کند، حقایق را واژگون می‏کند و دل‌ها را به‌سوی خود می‏کشد و سپس در این میدان بدون هیچ مزاحم و رقیبی هر‌چه میخواهد می‏کند. خون می‏ریزد، آبرو می‏برد، ویران می‏کند، تبعید می‏کند و انسان آزاده و باشرافت را به ابزاری مطیع بدل می‏کند و پادشاهی را از خود به ارث می‏‏گذارد و آن را مادام‌العمر می‌کند و بیعت را بر مردم تحمیل می‏سازد.

خطرناک‌ترین کار او این است که از دین خدا و نهادها و شعایر و احکام آن یاری می‏گیرد و به رفتارها و انحرافات خود رنگ شرعی می‏زند و اطاعت خود را بر مردم واجب و مخالفت مردم را با هوی و هوس‏