گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
عین حال، خدشه ای به ناموس نمی زند. چرا؟ چون با آداب و رسوم موجود در آن کشور سازگار است. فقط هفت سال زندان برای قتل تعیین می شود. پیداست که اوضاع خانواده در این کشور، چهارده قرن پس از اسلام هنوز تحت تأثیر سنت های جاهلی و یا حتی قبل از عصر جاهلیت است تا جایی که قانون کشور نیز در برابر آن کوتاه آمده و آن را پذیرفته است، یعنی حق کشتن دیگری به سبب دفاع از آنچه ناموس می دانند. استادی در دانشگاه این کشور به من گفت: شگفت انگیزتر از این ماجرا این است که مردی خواهرش را کشت، به سبب آنکه همسرش، یک شب پیش از شب زفاف با او خلوت کرده بود. آن مرد خواهر او را با مهری? کامل به عقد خود درآورده بود، ولی هنوز مراسم زفاف انجام نشده بود. برادرش او را به جرم آنکه فقط یک شب پیش از زفاف با شوهر شرعی و قانونی خود خلوت کرده بود، کشت. بنابراین، از موارد جزئی در قوانین خود شروع کنیم تا به حکم اسلام برسیم.
نمون? دیگر بریدن دست دزد است. جوانان ما در برابر حکم بریدن دست دزد که در برخی از کشورهای اسلامی اجرا می شود و در قرآن نیز آمده است: «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالًا مِّنَ اللّهِ.»[134] سرگرداناند. چگونه دست دزد فقیری بریده میشود که به سبب نیاز دزدی کرده است؟ سخنران باید به این مورد جزئی بپردازد و برای این جوانان و میلیونها نفر از امثال آنان در جهان توضیح دهد که چنین نیست و در کشورهای مختلف دست کسی که به سبب نیاز دزدی کند، قطع نمی شود. عمربنخطاب و عمربنعبدالعزیز نیز در سال قحطی دست دزدان را قطع نمی کردند و این حد را کنار گذاشته بودند، زیرا دزدی که به سبب نیاز دزدی کند، دستش قطع نمی شود. در تشریع، از موارد جزئی به حکم کلی می رسند. حکم کلی چیست؟ احکام اسلام تجزیه بردار نیست و هیچ حکومتی نه می تواند از زکات جلوگیری کند و نه می تواند آن را واجب کند و نه می تواند آن را میان کارگزاران خود تقسیم کند و نه می تواند مسئولیت توزیع زکات میان نیازمندان و تهیدستان را به عهده بگیرد. حکومت نمی تواند دست نیازمندانی را قطع کند که به سبب نیاز دزدی می کنند. اسلامی که حکم زکات را وضع کرده، همان اسلامی است که به بریدن دست دزدان فرمان داده است، ولی در یک نظام تشریع متکامل و در قالب یک کل تجزیه ناپذیر. از این رو، خداوند متعال فرموده است «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ.»[135] که جناب استاد نیز به آن اشاره کردند. در اینجا خداوند متعال در تشریع نهی فرموده است، زیرا بسیاری از احکام را چون واجب به نظر میرسند، اجرا می کنند و بسیاری دیگر از احکام را که جزء وظایف و مسئولیت های حکومت است، فرومی گذارند، زیرا برای آنان مهم نیست. بنابراین، ما بر این باوریم که هیچ نقص یا کمبود یا ناتوانی در عرصه های گوناگون تشریع اسلامی وجود ندارد. هیچ نقصی وجود ندارد و یا باید به هم? قوانین اسلامی تمسک کنیم و یا باید هم? آنها را رها کنیم. اگر بخواهیم بخشی را بگیریم و بخشی را رها کنیم، توازن از بین می رود و فلسفه و روح شریعت اسلامی آشکار نمی شود. این تکامل را می توان از راه بررسی واقعیت های جزئی دریافت.
[134].?«دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر کاری که کرده اند ببرید. این عقوبتی است از جانب خدا.» (مائده،38)
[135].?«آیا به بعضی از کتاب (تورات) ایمان می آورید، و بعض دیگر را انکار میکنید؟» (بقره،85)
