گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 267

مجلس اعلای شیعیان در حضور رئیس‌جمهور، شارل حلو گفتم: این مجلس به وجود نیامده است تا جانشینی برای شخص یا مؤسسه یا نهادی خاص باشد. من در همین چارچوب ادای وظیفه کردم و دوباره می گویم که من بر خلاف آنچه می گویند، فعالیت سیاسی ندارم و فکر نمی کنم آرمان من اجازه دهد که در یک منصب ریاست معین باقی بمانم. برخی از عناصری که از من دل خوشی نداشتند و مرا تأیید نمی کردند، مرا به همکاری با دوران پیشین، به‌ویژه دوران رئیس‌جمهور، شهاب متهم می کردند. من همواره تأکید کرده ام و اکنون نیز تأکید می کنم که برای رئیس‌جمهور، شهاب، احترام فراوانی قایل بودم و همواره ایشان را تحسین می کردم و از بنیان گذاران دولت جدید به شمار می آورم ولی هیچ گاه با هیچ‌کسی همکاری - به معنای سیاسی آن - نداشته ام و کسانی که چنین اتهامی به من می زنند، این حقیقت را نادیده می گیرند که پیوند میان من و مردم لبنان به خاطر تلاش های پیگیر و طاقت فرساست، یعنی پیمودن صدهزار کیلومتر در سال در بین مناطق لبنان و ایراد بیش از 67 سخنرانی در سال. دیدارهای من، سخنان من و ملاقات های من در هر خانه و هر دانشگاه و هر مدرسه ای انجام می‌گرفت… آنان این مسائل را نادیده می گیرند، زیرا از آن اطلاعی ندارند. از این رو می گفتند ظهور ناگهانی و سریع من برخاسته از یک تمایل سیاسی دامنه دار است.

امام لبخندی می زند و می گوید: در یکی از سؤال‌ها آمده بود: شما که در دور? گذشته شیوه های تند و قاطع به کار می بستید، چطور اکنون همه را به میانه روی و اعتدال فرا می خوانید؟ این سؤال درحقیقت اتهام مزبور دربار? نقش معین من در دور? گذشته را باطل می کند. گذشت زمان این حقیقت را آشکار کرد که نقش ما پایان نیافته است. در حوادث اخیر روشن شد که هرچه بکوشیم نقش علمای دین را نادیده بگیریم، باز هم آنان نقش مهمی در اصلاح اوضاع دارند. بله، آنان در تقسیم غنایم هیچ نقشی ندارند. وقتی اوضاع سامان می یابد، روحانی به محراب و دفتر و محل کار خود بازمی گردد و غنایم را رها می کند تا در میان دیگران تقسیم شود. نوش جانشان!

امام صدر با لحنی قاطع و استوار سخنان خود را این چنین پایان می دهد:

در روزهای آینده، روشن خواهد شد که هیچ‌کس در لبنان نمی تواند برای من نقش تعیین کند. نقش من را خداوند سبحان، تاریخ میهن، دین و مذهب تعیین کرده است و تغییر نخواهد کرد. آنچه نقش مرا تعیین می کند، بسیار بزرگ‌تر از دورانی سیاسی یا وطن است و کسانی که با این منطق فکر می کنند شاید به هم? امور از دریچ? افکار تنگ و کوتاه خود نگاه می کنند که امیدواریم افق فکرشان گسترده تر شود.

گفت وگوی ما در اینجا پایان می یابد ولی پرسش ها هنوز تمام نشده است… هر روز سؤالی تازه خطاب به امام صدر مطرح می شود و از دل هر پاسخی، سؤالی دیگر بیرون می آید.