گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
برآوردن خواستهای او قرار میدهد.
این همان مفهومی است که نهتنها معنای توحید و معنای اسلام را به هم نزدیک میکند، بلکه این دو را به یک معنا میگیرد، زیرا اسلام همان تسلیم کامل به خداوند است، چه به عقل، چه در دل، چه به تمامیِ جسم و تن. تسلیم در حوز? عمل یا «اسلامِ جوارح». بخشی از مفهوم توحید است.
آیاتِ بعدی این مفهوم ژرف را روشن میکند. قدری با تأمل بخوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَیُرِیدُونَ أَن یُفَرِّقُواْ بَیْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ وَیُرِیدُونَ أَن یَتَّخِذُواْ بَیْنَ ذَلِکَ سَبِیلًا أُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُّهِینًا.»[98]
دوباره میخوانیم: «میگویند که بعضی را میپذیریم و بعضی را نمیپذیریم و میخواهند در این میانه راهی برگزینند.» آیا کفر ورزیدن به پارهای از احکام به معنای انکار اهلیت آنها و اقتباس از منابع دیگر نیست؟
باز میخوانیم: «و میخواهند میان خدا و پیامبرانش جدایی افکنند.» اینان دقیقاً همان کسانیاند «که به خدا و پیامبرانش کافر میشوند.» ایمان به خدا به عقل و به قلب یا «اعتقاد و اخلاق» بدون ایمانِ به تن یا پایبندی به احکام، «کفر ورزیدن به پیامبران» است و در معیار قرآن «کفر ورزیدن به خدا و پیامبران او»ست.
در اینجا آنچه در آیات 44 تا50 از سور? مائده خواهیم خواند، بهروشنی نمود مییابد، زیرا در منطق قرآن حُکم کردن به آنچه خدا دربار? قصاص و قصاصِ نفس نازل نکرده است، ستم و کفر و نافرمانی به شمار میرود، همچنان که پیروی از خواهشهای دیگران و تن ندادن به احکام خدا در انجیل و قرآن ناپذیرفتنی و نافرمانی محسوب است.
«إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلًا وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ وَقَفَّیْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَیْنَاهُ الإِنجِیلَ فِیهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الإِنجِیلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِیهِ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم فَاسْتَبِقُوا الخَیْرَاتِ إِلَى اللّه مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوکَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَیْکَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا یُرِیدُ اللّهُ أَن یُصِیبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ
[98].?«کسانی هستند که به خدا و پیامبرانش کافر میشوند و میخواهند میان خدا و پیامبرانش جدایی افکنند و میگویند که بعضی را میپذیریم و بعضی را نمیپذیریم و میخواهند در این میانه راهی برگزینند. اینان درحقیقت کافرانند و ما برای کافران عذابی خوارکننده آماده ساختهایم.» (نساء،150ـ151)
