گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
میکردند و در انتظار گریه دختر علی بودند، مانند کوه محکمی ظاهر شد و جسد قطعهقطعهشده برادر خویش را برداشت و گفت: «اللهُمَّ تَقَبَّل مِنّا هَذَا القُربان.» (خداوند، این قربانی را از ما بپذیر).
از اینجا به بعد نقش امام علیبنالحسین(ع) آغاز میشود. قبل از توضیح نقش این امام دوست دارم که شما را متوجه آثار کشته شدن امام در جهان کنم. این خونها که همان خون خداست، همچنان جوشش داشت تا اینکه سبب نابودی یزید و جانشینان وی و بنیامیه شد. از همان روزهای اولِ کشته شدن امام حسین انقلابهای کوچکی در سپاه ابنزیاد و یزید شکل گرفت. آهنگ این انقلابها طنینانداز شد و انقلابهایی در کوفه و مدینه آغاز شد. سپس، توابین آمدند و انقلابها یکی پس از دیگری به وقوع پیوست و همگی شعار یالثارات الحسین سر دادند. بعد از آن، نهضت بنیعباس آغاز شد و شعار همه آنان یالثارات الحسین بود. امام حسین با شهادت خویش ظلم و فساد و منکرات را از بین برد و خویش را قربانی اسلام کرد و تا حدی که میتوانست امور را به حالت اولیه بازگرداند. وی با این کار چیزی برای خود نمیخواست، بلکه میخواست دین جد خود را تصحیح و تثبیت کند. وی هنگام خروج از مدینه گفت: «فَوَاللهِ ما خَرَجتُ أشراً لابطراً و إنما أردت الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر، أُرِیدُ الإصلاحَ فِی أُمة جَدِّی مَا استَطَعتُ.» (من برای هوسرانی از مکه خارج نمیشوم بلکه قصد امر به معروف و نهی از منکر دارم و بر آنم که به اندازه توانایی خود امّت جدّم را اصلاح کنم.)
سپس، نقش امام علیبنالحسین آغاز شد. وی در نامساعدترین احوال میزیست. یزید مواضع سرسختانهای داشت. او علاوه بر کشتن امام حسین، دستور غارت شهر مدینه و حتی ویرانی خانه کعبه را داد. بعد از یزید هم افرادی آمدند که وضعیت آنان از یزید بهتر نبود. امام زینالعابدین در اوضاعی زندگی میکرد که کسی جرئت نداشت سخنی به زبان آورد. او مردم را به دین دعوت میکرد، در جایگاه رسول خدا(ص) مینشست و دعا میخواند. دعا آسانترین کار بود. دعاهای او ناظر به علم و تربیت و ارشاد و نصیحت بود. مثلاً او نمیفرمود: دشمن ظالم باشید و به مظلوم کمک کنید، زیرا این کار در زمان حکومت یزید ممنوع بود. حضرت دعا میکرد که: «اللّهُم إنّی أّعوذُ بِکَ مِن مَظلُومٍ ظُلِمَ بِحَضرَتِی فَلَم أَنصُرُه.» به همین سبب است که ما گنجهای گستردهای از علم و دانش و عقیده و اخلاق و شریعت در کتاب صحیفه سجادیه داریم.
بعد از امام سجاد(ع) نقش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آغاز شد و فضا برای آموزش و تدریس فراهم شد. آنان نیز عالمان و پیشوایان بسیاری در مکتب خود آموزش دادند و جهان اسلام را از آگاهیهای فقهی و عقیدتی سرشار کردند و هریک نقش خود را بدینگونه ایفا و از دین جدِّ خویش پاسداری کردند. اینجا لختی درباره نقش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) تأمل میکنیم. نکتهای مختصر بیان میکنم. اسلام در قرن اول هجری ظهور کرد و در اواخر این قرن و اوائل قرن دوم به مراکز تمدنهای جهانی رسید: به اسکندریه و یونان و عراق، مهد تمدن آشوریها و لکدانیها و بابلیها، مهد قوانین حمورابی، و به اهواز و هند و مهد تمدن هندی. در پی این فتوحات، ارتباط مسلمانان با این تمدنها موجب آشنایی آنان با سایر جوامع متمدن شد و اسلام گسترش پیدا کرد. فاتحان مسلمان کتابهای تمدنهای مختلف را با
