گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
طبعاً آن سخنرانی در درج? اوّل بیان نظرهای شخصی من بود. موضوع از آنجا آغاز شد که یک روز پیش از برگزاری همایش جنبش محرومان و زمانی که از شهر صیدا بازگشته بودم، جناب مفتی از من خواستند که به نمایندگی از ایشان در آن همایش سخنرانی کنم. من هم با جدیت و با توجه به علل متعددی که شرح آن در اینجا نمیگنجد، تلاش کردم که از این کار عذر بخواهم، امّا ایشان اصرار کردند و من نیز پذیرفتم. بهویژه آنکه از جناب آقای حسین القوتلی، مدیرکل دارالفتوا هم خواستند که مرا در این همایش همراهی کنند. یکی از علل مخالفت اولی? من با این امر -که برای جناب مفتی هم توضیح دادم- آن بود که چندان مایل نیستم در مناسبتهایی سخنرانی کنم که سخنران ناگزیر میشود از عبارات آمیخته با تعارف استفاده کند. از?این?رو با صراحت به ایشان گفتم که با توجه به اوضاع دشواری که بر میهن گذشته است، باید مواضعی اتخاذ کنم که در خور شأن جناب مفتی باشد، بهویژه آنکه اکنون نشانههایی از حل بحران به چشم میخورد و لازم است افرادی مثل ما دربار? حقایقی که اقشار مختلف مردم هنوز با آن روبهرویند، با صراحت سخن بگوییم. جناب مفتی نیز پاسخ دادند که چنین کاری در وضعیت فعلی کاملاً طبیعی به نظر میرسد.
از?این?رو، با توجه به نزدیکی دیدگاه من و جناب مفتی چنین به نظر میآید که اگر ایشان سخنان مرا مستقیماً میشنیدند یا بهطور کامل و دقیق برای ایشان نقل میشد، موافقت خود را با کلیات و جزئیات آن اعلام میکردند.
امّا نشست عرمون که جناب مفتی یکی از ارکان اصلی آن به شمار میآید، موضعی آشکار در قبال سکولاریسم اتخاذ کرده است که با موضع شما در آن سخنرانی تفاوت دارد.
اعضای نشست عرمون همگی شناخته شدهاند و علت دعوت از آنان برای حضور در آن نشست نیز برای همه آشکار است و این بدان معناست که من جزء آنان نبودهام، امّا میان من و جناب مفتی دوستی صمیمانه وجود دارد که به من امکان میدهد مواضع ایشان را در قبال مهمترین مسائلی که مدنظر دارم، بشنوم و از آن آگاهی یابم و طبعاً یکی از آن موارد موضوع سکولاریسم است که به نظر من اغلب بحثهای درگرفته دربار? آن بینتیجه بوده است.
من مطمئن بودم که اعضای نشست عرمون یقیناً با سکولاریسم، آن هم به گونهای که برخی افراد از آن تعبیر میکنند، مخالفت خواهند کرد. از طرفی جناب مفتی تأکید داشتند که هدف اصلی طرفداران سکولاریسم از طرح اندیش? سکولارکردن حکومت، درواقع مسائل ناظر به قانون مدنی خاص است، غافل از آنکه با توجه به تحولات تاریخی اندیش? سکولاریسم، نمیتوان آن را تنها در ابعاد صرفاً اجتماعی اجرا کرد، مادام که مسائل سیاسی مرتبط با حاکمیت دولت در این اندیشه همچنان مبهم و نامشخص است. موضع من که از نخستین روز -و چهبسا پیش از همه- آن را اعلام کرده بودم، همین است و در میزگرد رادیویی که در دو مرحله از رادیو صدای لبنان عربی (الرابطون) هم پخش شد، چندین موضوع را مطرح کردم که نخستین مطلب نیز این بود که ترجم? این اصطلاح فلسفی و تاریخی یعنی سکولاریسم در عربی[20] نادرست است و همچنین طرح آن بدین شکل و در این شرایط خاص.
[20].?العلمنة.
