گام به گام با امام موسی صدر جلد 7

جلد: 7
صفحه: 134

جورج حبش، رهبر یک سازمان چپ گرای فلسطینی اعلام می کرد که به هیچ وجه نباید اسلحه را از دست مردم لبنان گرفت و تا تغییر رژیم لبنان باید جنگ را ادامه داد. ولی رهبران مسلمان که در منزل مفتی مسلمانان سنی جمع شدند، بالاتفاق، وثیق? قانون اساسی را مورد قبول قرار دادند و با آتش بس موافقت کردند. هیئتی از طرف سوریه برای اجرای مواد وثیقه به لبنان آمد و قرار شد کابینه تغییر کند.

برای تشکیل کابینه مشکلاتی پیش آمد و به خوبی روشن شد که چپ گرایان و نیز تندروان دست راستی، مشکلاتی را در راه تشکیل کابینه به وجود می آورند و از طرف دیگر، تلاش هایی از طرف چپ گرایان برای فرو ریختن ارتش لبنان انجام گرفت. ارتش لبنان نیز که همان عقده ها و نارضایتی های هم? سازمان های لبنان را داشت، رفته رفته فرو ریخت و طبعاً گروه های چپ و گروه های فراوانی از مقاومت فلسطین به فروپاشی این ارتش کمک می کردند و تلاش های فراوان رهبران مسلمان غیرحزبی برای باقی ماندن ارتش بی نتیجه ماند و به خصوص، این‌جانب تلاش های بسیاری کردم تا فروریختن ارتش به جنوب لبنان سرایت نکند و اردوگاه های نظامی لبنان در جنوب ساقط نشود که مبادا اسرائیل از بحران مشروعیت لبنان و از دور شدن ارتش قانونی سوءاستفاده کند و به بهان? اینکه جنوب لبنان مرکز تاخت‌وتاز فداییان قرار گرفته است، به آنجا حمله کند. تلاش فراوان ما بی نتیجه ماند و تمام اردوگاه ها که در مناطق مساعد قرار داشت، یکی پس از دیگری ساقط شد و پس از مدتی مؤسسات دولتی دیگر نیز به حال تعطیل درآمد. اموال دفترها و نقشه ها و پرونده ها و حتی روزنامه های رسمی و تمام مستندات دولتی به آتش کشیده شد و کاملاً واضح بود که دستی برای نابود کردن کلی? آثار دولت تلاش می کند. چندی بعد، میان رئیس جمهوری وقت و فرمانده ارتش، اختلافی عمیق در گرفت. این اختلاف ناشی از این بود که رهبران مسلمان و هیئت نمایندگی سوریه، از دولت می خواستند که برای پاره ای از رهبران جداشده از ارتش عفو صادر کند. سلیمان فرنجیه این موضوع را به کلی رد کرده و این سبب شد که نامی از یک انقلاب نظامی به وجود آید. ولی انقلاب نظامی به طورکامل انجام نگرفت و فرمانده نظامی بیروت، انقلاب نمایشنامه ای و تلویزیونی اعلام کرد. او با هم دستی برخی از رهبران فلسطین، به فرستند? رادیو تلویزیون آمد و اطلاعی? شمار? یک خود را قرائت کرد. در آن اعلامیه از رئیس جمهور خواسته شد که استعفا دهد.

دیوانگان را هم سر بریدند

رئیس جمهور عصبانی و متشنج لبنان، گارد ملی خود را به نام جیش المرده (ارتش آزادی بخش) وارد میدان کرد. آن‌ها به اعمال ضد انسانی دست می زدند. حتی دیوانگان مسلمان را از دارالمجانین بیرون آورده و سر بریدند. بحران شدت پیدا کرد و آثار جنگ از نو به چشم می خورد. در منطق? هتل ها، جنگی خونین در گرفت، ولی ناگهان خطرناک ترین امری که به نظر می رسید، صورت گرفت.

کمال جنبلاط و کمونیست ها پای مقاومت فلسطین را به جنگ کشیدند. چند روز پیش، همان طور که گفتیم، ابوعمار می گفت: «کمال جنبلاط و کمونیست ها ما را به جنگ جبل کشیدند، والاّ ما را با جبل چه کار!»

جبل لبنان درست نقط? مقابل اردوگاه های فلسطینی قرار دارد و ارتش فلسطین و کشته شدن