گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 197

اربابانشان سیلی زنند و آنان را از صحنه خارج کنند تا دوشادوش رهبرانِ خود سرزمین خود را بازسازی کنند... و مرگ، نوعی عبادت است.

سخنان امام موسی صدر :

( بسم اللّه الرحمن الرحیم )

الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی اشرف الخلق وخاتم النبیین محمد سید المرسلین وعلی انبیاء الله واولیائه وعباده الصالحین وجمیع الشهداء والصدیقین ومن اتبع طریقهم الی یوم الدین.

برادران!

در این مراسم نمی‏خواهم بر شور و حماسه شما بیفزایم و درمورد اوصاف برادران شهیدمان و اوضاع جنگ و درگیری صحبت کنم، چراکه حقیقتْ آشکار است. صادقانه‏ترین کارْ مردن در راه هدف [والا] و نه اهداف فردی است. صادقانه‏ترین کار این است که انسانی از بقاع، این سرزمین پاک و سربلند، در سرزمین جنوب بمیرد؛ در میان غوغای تبلیغاتی گمراه‏کننده و فضای غبارآلودی که مانع دیدن است و سکوت رسانه‏ای برنامه‏ریزی شده‏ای که گویا بخشی از توطئه است، بمیرد. جوانان می‏میرند، امّا نه برای انتقام‏جویی خانوادگی و نه برای افتخار قبیله و نه در راه منافع شخصی و دست‌آوردهای محدود، بلکه در راه انسان و در راه حق؛ این راست‏ترین سخنی است که می‏توان در این لحظه پاک و در این زمان گران‌قدر بر زبان راند. در اینجا می‏خواهم شفاف و بی‏پرده و صادقانه و امانت‌دارانه با برادران خود در این منطقه سخن بگویم، زیرا احساس می‏کنم که در نقطه عطفی تاریخی قرار داریم. در این لحظه و براساس این نگاه و این عهدی که امروز با یکدیگر می‌کنیم، به آینده امید می‏بندیم و برای ساختن آن تلاش می‏کنیم. می‏خواهم با مردم این شهر و این منطقه با صراحت درباره حقیقتی سخن بگویم که دیرزمانی است می ل و رغبت خود را برای ابراز و بیان آن سرکوب کرده‏ام.

من، موسی صدر، وقتی به میان شما آمدم، شما در تاریخ قهرمانی و جهاد و در سایه عصمت و پاکی امامان خود زندگی می‏کردید. کودکان و جوانان و زنان و مردان و پیران شما، همه امام حسین(ع) را می‏شناسند، امام علی(ع) را تقدیس می‏کنند، پیرو حضرت محمد(ص) هستند و به خداوند ایمان دارند و نسبت به حق پایبندند. ما و شما در ابتدا که با یکدیگر آشنا شدیم، این‌‌گونه زندگی می‏کردیم، ولی در عین حال احساس محرومیت نیز می‏کردید. درباره محرومیت صحبت می‏کردیم و با اعمال و رفتارمان آن را رد می‏کردیم. در حسینیه‌های آسمانی‌مان که تعبیری از خط ما و باورها و رفتار و ایمان ماست. در این فضا موسی صدر آمد و عده‏ای از برادرانش با او همراه شدند و شعار و خطی را مطرح کردند و شما نیز به آنان پیوستید و آن اجتماعات عظیم پدید آمد.

من تجمع‌های بعلبک را فراموش نمی‏کنم. ده‌ها هزار و بلکه صدها هزار نفر از مردم، از شتورا گرفته تا رأس العین و کوه‌های هرمل و روستاها، آمدند و گرد من جمع شدند و مخلصانه ابراز وفاداری و فداکاری و محبت کردند. ما در این منطقه این طور آغاز کردیم، وقتی عمق افکار اجتماع‏کنندگان را واکاوی می‏کردیم، می‏دیدیم هر‌یک از شما بر آن است که شاید موسی صدر و خط موسی صدر بتواند نیازهای ما را و آرمان‏های ما را و منافع مادی ما را برآورده کند. یکی از منافع مادی، کرامت و احترامی است که در لبنان از آن دم می‏زنیم؛ کرامت خاندان، کرامت روستا، کرامت شخص و ظواهر بزرگی و