گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
اربابانشان سیلی زنند و آنان را از صحنه خارج کنند تا دوشادوش رهبرانِ خود سرزمین خود را بازسازی کنند... و مرگ، نوعی عبادت است.
سخنان امام موسی صدر :
( بسم اللّه الرحمن الرحیم )
الحمد لله رب العالمین والصلوة والسلام علی اشرف الخلق وخاتم النبیین محمد سید المرسلین وعلی انبیاء الله واولیائه وعباده الصالحین وجمیع الشهداء والصدیقین ومن اتبع طریقهم الی یوم الدین.
برادران!
در این مراسم نمیخواهم بر شور و حماسه شما بیفزایم و درمورد اوصاف برادران شهیدمان و اوضاع جنگ و درگیری صحبت کنم، چراکه حقیقتْ آشکار است. صادقانهترین کارْ مردن در راه هدف [والا] و نه اهداف فردی است. صادقانهترین کار این است که انسانی از بقاع، این سرزمین پاک و سربلند، در سرزمین جنوب بمیرد؛ در میان غوغای تبلیغاتی گمراهکننده و فضای غبارآلودی که مانع دیدن است و سکوت رسانهای برنامهریزی شدهای که گویا بخشی از توطئه است، بمیرد. جوانان میمیرند، امّا نه برای انتقامجویی خانوادگی و نه برای افتخار قبیله و نه در راه منافع شخصی و دستآوردهای محدود، بلکه در راه انسان و در راه حق؛ این راستترین سخنی است که میتوان در این لحظه پاک و در این زمان گرانقدر بر زبان راند. در اینجا میخواهم شفاف و بیپرده و صادقانه و امانتدارانه با برادران خود در این منطقه سخن بگویم، زیرا احساس میکنم که در نقطه عطفی تاریخی قرار داریم. در این لحظه و براساس این نگاه و این عهدی که امروز با یکدیگر میکنیم، به آینده امید میبندیم و برای ساختن آن تلاش میکنیم. میخواهم با مردم این شهر و این منطقه با صراحت درباره حقیقتی سخن بگویم که دیرزمانی است می ل و رغبت خود را برای ابراز و بیان آن سرکوب کردهام.
من، موسی صدر، وقتی به میان شما آمدم، شما در تاریخ قهرمانی و جهاد و در سایه عصمت و پاکی امامان خود زندگی میکردید. کودکان و جوانان و زنان و مردان و پیران شما، همه امام حسین(ع) را میشناسند، امام علی(ع) را تقدیس میکنند، پیرو حضرت محمد(ص) هستند و به خداوند ایمان دارند و نسبت به حق پایبندند. ما و شما در ابتدا که با یکدیگر آشنا شدیم، اینگونه زندگی میکردیم، ولی در عین حال احساس محرومیت نیز میکردید. درباره محرومیت صحبت میکردیم و با اعمال و رفتارمان آن را رد میکردیم. در حسینیههای آسمانیمان که تعبیری از خط ما و باورها و رفتار و ایمان ماست. در این فضا موسی صدر آمد و عدهای از برادرانش با او همراه شدند و شعار و خطی را مطرح کردند و شما نیز به آنان پیوستید و آن اجتماعات عظیم پدید آمد.
من تجمعهای بعلبک را فراموش نمیکنم. دهها هزار و بلکه صدها هزار نفر از مردم، از شتورا گرفته تا رأس العین و کوههای هرمل و روستاها، آمدند و گرد من جمع شدند و مخلصانه ابراز وفاداری و فداکاری و محبت کردند. ما در این منطقه این طور آغاز کردیم، وقتی عمق افکار اجتماعکنندگان را واکاوی میکردیم، میدیدیم هریک از شما بر آن است که شاید موسی صدر و خط موسی صدر بتواند نیازهای ما را و آرمانهای ما را و منافع مادی ما را برآورده کند. یکی از منافع مادی، کرامت و احترامی است که در لبنان از آن دم میزنیم؛ کرامت خاندان، کرامت روستا، کرامت شخص و ظواهر بزرگی و
