گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
مرد نیز موضوع حکم شرعی است. هیچ کس در برابر بودن مکلفان و هموطنان در پیشگاه خداوند یا قانون تردید ندارد و پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: «اَلنّاسُ سُواسی? کَأسْنانِ الْمشط.» (مردم مانند دانه های شانه با یکدیگر برابرند.) قرآن کریم نیز در دهها آیه بر برابری زن و مرد تأکید می کند و اوصاف مربوط به زن و مرد (هر دو) در سراسر قرآن وجود دارد. ولی اگر منظور سؤالکننده مساوات و برابری در احکام است، نمی توانیم با ایشان در مساوی بودن زن و مرد در هم? احکام موافقت کنیم. اسلام قایل به برابری کامل میان زن و مرد در زمین? احکام نیست. مثلاً می گوییم نفقه بر مرد واجب است و بر زن واجب نیست. در مقابل، مرد در ارث دو برابر زن سهم دارد. در زمین? لباس و شهادت دادن و چگونگی عبادت تفاوت های روشنی میان زن و مرد وجود دارد، ولی این تفاوت ها نه از انسانیت زن می کاهد و نه کرامت مرد را در نزد خداوند می افزاید. هر دو در پیشگاه خداوند برابرند و این تفاوت ها برخاسته از استعدادها و توانایی ها و قابلیت هاست.
اسلام در نگاه خود به سازماندهی جامع? بزرگ اسلامی، کارها را به دو دسته تقسیم می کند: 1. روابط، 2. پرورش انسان یا ایجاد مواد. از این?رو، به زن پیشنهاد می کند - بدون آنکه تحمیلی در کار باشد - که در خانه به وظیف? انسان سازی بپردازد. اسلام زن را وادار به ازدواج نمی کند، ولی وقتی زن مسئولیت مادری را پذیرفت، یعنی وقتی ازدواج کرد، باید مسئولیت پرورش طفل و انسان سازی را به درستی انجام دهد. بنابراین، به فضل اسلام وظیف? زن این است که به مسئولیت انسان سازی و پرورش شهروندان صالح بپردازد. به این منظور و برای آنکه زن بتواند بهطور کامل و با خاطری آسوده به امر تربیت بپردازد، اسلام مسئولیت های معیشتی را از دوش او برداشته و بر دوش مرد گذاشته است. مرد باید هزینه های زندگی را بپردازد تا زن بتواند بهطور کامل وقت خود را صرف ادار? منزل و پرورش کودک کند. چون نفقه و مهریه بر عهد? مرد است و برای آنکه ستمی بر مرد نرود، از سهم زن در ارث کم شده و سهم مرد دو برابر سهم زن قرار داده شده است. همچنین، چون بحث شهادت دادن مورد نزاع و اختلاف است، اسلام شهادت دادن زن را مختص به مواردی کرده است که فقط زنان آن را میشناسند و فقط در آن موارد شهادت آنان را پذیرفته است، نه در سایر موارد.
این تفاوت ها وجود دارد و یکی از پیامدهای این تفاوت ها بحث ازدواج و طلاق است. در ازدواج همانگونه که می دانیم ایجاد با زن است و قبول با مرد. این زن است که عقد را ایجاد می کند، پیوند را برقرار می سازد و صیغه را جاری می کند و مرد آن را قبول می کند. بنابراین، ایجاد عقد ازدواج از سوی زن است… اما طلاق به دست مرد است. زن ازدواج را در اختیار دارد و مرد طلاق را. این مسئله را جناب مفتی توضیح دادند و از استاد غزالی نیز دربار? آن سخنانی شنیدیم، ولی مسئل? تازه در این باره مطالبی بود که صبح مطرح کردم. شکل و قالب ازدواج و طلاق را می توان به وسیله شرط های ضمن عقد تغییر داد. الآن شنیدیم که دکتر صابونی گفتند: زن حق دارد در هنگام عقد، حق طلاق را از مرد بگیرد. من در سخنان صبح خود تا این درجه نرسیدم و فقط گفتم می توان با توافق زوجین در ضمن عقد ازدواج، حق طلاق را از طریق وکالت به دو داور یا دادگاه واگذار کرد. البته، این واگذاری از رهگذر وکالت است و به معنای واگذاری حق نیست، زیرا حق طلاق به دست
