گام به گام با امام موسی صدر جلد 3

جلد: 3
صفحه: 232

ولی وضع کشورهای شرقی و اسلامی با وضع کشورهای غربی کاملاً متفاوت است و حرکت های دینی که در اینجا لازم شمرده می شود، در کشورهای غربی چه از نظر علل و عوامل و چه از نظر محتوا، متفاوت است.

نهادهای دینی در غرب در پایان قرون وسطا مانع فعالیت های فرهنگی می شدند و آن را در چارچوب های خود محدود می کردند و از این روست که استبداد فکری بر انسان غربی حاکم بود و چارچوب فعالیت نهادهای دینی با وجود دستاوردهای ژرف و شگفت انگیز آن در زمین? الهیات و هنر محدود بود و در دنیای علمی و فرهنگی بر یافته های پیشینیان تکیه می کرد و آن را مقدس می شمرد و اصولی می دانست که باید از آن دفاع کرد.

این واقعیت به‌روشنی در سخنان بنیان گذاران تمدن غرب همچون بیکن به چشم می خورد. آن‌ها بر ضرورت سرنگونی بت بدعت های دینی و دیگر بت‌ها تأکید می کنند.

اما حقیقت این است که دین در شرق هیچ گاه در برابر تفکر بشری و دستاوردهای فرهنگی و تمدن ساز او نایستاده است، بلکه شرق در سای? حکومت دین و براساس انگیزه های دینی به طور سخاوتمندانه به جهان خدمت کرده است و هنگامی که در اواخر قرن چهارم این انگیزه های دینی ضعیف و در قالب مؤسسه ها و مظاهر دیگر راکد شد، شرق نابارور شد و دیگر نتوانست خدمتی ارائه کند و خود وام‌دار دیگران شد.

جامع? شرقی وقتی اصالت فرهنگی خود را از دست داد، در معرض هجوم بیگانه قرار گرفت و این امر به استعمار فکری او انجامید، به گونه ای که فعالیت های او برخاسته از فرهنگ و عقید? عاریه ای او بود و در هم? زمینه ها در راستای اهداف استعمارگران حرکت می کرد. بنابراین، نهضتی که شما از آن سخن می گویید -?بر فرضی که وجود داشته باشد?- نهضتی غیر عربی و غیر شرقی است و در نتیجه، به آن اندازه که به دنبال بسترسازی برای فعالیت استعمارگران است، به دنبال سعادتمندکردن انسان های شرقی نیست. افزون بر آنکه به هیچ?‌وجه فصل جدیدی در تاریخ بشر شمرده نمی‌شود، حتی اگر فضا را نیز تسخیر کند.

وظیف? نهادهای دینی و علمای کشورهای عربی و بلکه هم? مشرق‌زمین این است که نقش پیشرو و پیش‌گامان? خود را در تربیت انسان معاصر و همچنین مضمون حقیقی خود احیا کنند تا تحت سیطر? اهداف و مبانی حاکم بر جامعه باقی نمانند که در واقع اصالتی ندارند و در خدمت مردم نیستند.

نهادهای دینی با وجود بهره مندی از اندیشه های اصیل، غالباً به مثاب? بخشی از حکومت ادای وظیفه می کنند و یا به گفت? یکی از نویسندگان نقش واعظان درباری را انجام می دهند. برخی از نهادهای دینی نیز وجود دارند که خود را پیشرفته و مترقی به حساب می آورند و همگام با جنبش های جدید اجتماعی که خواهان برآورده‌شدن نیازهای عمومی‌اند، حرکت می کنند و در این مسیر از ابزارها و راهکارهای مورد استفاد? دیگر نهادها کمک می گیرند. در هر دو حالت، این نهادهای دینی نقش پیشرو خود را ازدست داده‌اند و با شیوه های غیر اصیل در پی حاکمان یا توده های مردم می دوند.

تحول آفرینی و یا به گفت? شما حرکت های اصلاح طلبانه در این نهادها، به این است که اهدافی اصیل و راهکارهایی اصیل و پیشرفته در پیش بگیرند تا بتوانند خدمتی نو و بزرگ به جامعه ها،