گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 446

وقتی ‌که‌ کسی را تربیت ‌می‌کنی، باید از او مواظبت کنی‌ و بلکه ‌از طریق ‌ایجاد جامعه‌ای ‌انسانی، از او حفاظت ‌کنی؛ وگرنه ‌انسانِ ‌ترقی‌یافته‌ تربیت‌شده‌ و انسانی، وقتی‌ که ‌در جامعه‌ای ‌غیرانسانی ‌رها ‌شود، در آن ‌ذوب ‌می‌شود و فرو می‌پاشد. انسان ‌موجودی‌ بالطبع مدنی است ‌و بخشی ‌از جامعه ‌است و نمی‌تواند در جامعه‌ای ناصالح، صالح ‌بماند. بر این ‌اساس، ‌اسلام‌ در آغازِ کار دو وظیفه ‌مهم ‌بر دوش ‌پیامبر(ص) نهاد: وظیفه‌ رسالت، یعنی ‌ابلاغ ‌دعوت ‌و رسالتِ ‌خدا به ‌مردم، ‌و وظیفه ‌ولایت ‌و سرپرستی. یعنی ‌اینکه ‌پیامبر خدا مکلف است ‌جامعه‌ای ‌صالح بسازد، چنان‌که‌ در آیه ‌کریمه ‌آمده ‌است: النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ.[94] ازهاینهرو، پیامبر خدا در مدینه حکومت را به‌ دست ‌گرفت ‌تا اسلام ‌و به‌ تعبیر امروزی ‌انقلابش ‌را عملی‌ کند، زیرا اسلام تغییری ‌است‌ در همه‌ مبانی ‌اندیشه ‌و رفتار بشری‌ که ‌تا پیش ‌از اسلام ‌حاکم ‌بوده ‌است؛ تغییر نگرش و تغییر عقیده و تغییر عمل ‌و تغییر اخلاق که ‌چهار رکن ‌اصلی‌ را تشکیل‌ می‌دهند. دیگر امکان ‌نداشت‌ که ‌انسان ‌جاهلی ‌انسان ‌مسلمان‌ کمال‌یافته ‌بماند، مگر آنکه‌ جامعه‌ای ‌اسلامی ‌و صالح ‌برایش ‌فراهم ‌آوریم. جامعه‌ای ‌که ‌توانایی‌ها را رشد و نیروهای ‌خوب ‌را حفظ‌ و بدی‌ها را طرد و حق ‌و عدالت ‌را حراست ‌می‌کند. تأثیر جامعه ‌بر فرد نیز تأثیری ‌روشن ‌و ثابت‌شده ‌است ‌و در آن‌ جای ‌بحث ‌و تردید نیست.

اسلام مبانی‌ای برای ‌تربیت‌ فرد و نیز مبانی‌ای برای ‌تکوین‌ جامعه‌ وضع‌ کرد. رسول ‌گرامی ‌اسلام ‌ده ‌سال ‌برای‌ چنین‌ جامعه‌ای ‌تلاش‌ کرد و سپس، مأمور شد که ‌این‌ نقش‌ را به ‌علی‌بن‌ابی‌طالب بسپرد. و این ‌همان ‌چیزی ‌است که ‌ما از آن ‌به ‌ولایت ‌تعبیر می‌کنیم، زیرا می‌بایست‌ سازندگی‌ جامعه ‌اسلامی ‌استمرار یابد. ‌انسان ‌مسلمانی‌ که ‌تربیت شده ‌بود، انسان‌ جدیدی ‌در جهان ‌بود و به‌تنهایی ‌می‌بایست ‌با جهان ‌وارد چالش ‌شود و جهان ‌نیز با او سر نزاع‌ داشت. بنابراین، به جامعه‌ای‌ نیاز داشت که ‌از او حراست‌ کند. چنین‌ فرصتی ‌اما از او گرفته ‌شد و خلافت ‌در قرون‌ متأخرش ‌به‌ پادشاهی ‌تبدیل‌ شد و اموال ‌امت ‌به ‌تملک ‌پادشاه‌ درآمد و کارکرد دفاعی ‌به‌ ابزاری ‌برای ‌چپاول ‌تبدیل ‌شد و محاکمات‌ قانونی محاکماتی ‌دل‌بخواهی ‌شد و با چنین ‌وضعی‌ آن جامعه ‌اسلامی ‌آرمانی ‌برای ‌مسلمان فراهم ‌نشد و پس ‌از دوره‌ای‌ فرو پاشید.

در یک ‌کلام، ‌این ‌پاسخ‌ دوم‌ ماست‌ که‌ برای ادامه اسلام می‌بایست‌ جامعه ‌اسلامی‌ در کنار انسان ‌مسلمان ادامه می‌یافت‌، ولی‌ چنین‌ جامعه ‌اسلامی ‌از ‌مسلمان ‌گرفته ‌شد و مسلمان‌ پس از دوره‌ای، در بیابان‌های‌ تاریخ‌ و قرون ‌سقوط‌ کرد و فرو پاشید. این ‌مشکل ‌اساسی ‌ماست. این ‌مسئله درخور ‌تأمل ‌است. زمانی که ‌جامعه ‌اسلامی ‌از اسلام‌ گرفته‌ شد، نقطه‌ آغاز سقوط‌ انسان ‌مسلمان ‌است. این‌ پاسخ ‌اجمالی ‌بود. درباره‌ پاسخ ‌تفصیلی‌ هفته ‌آینده ‌سخن ‌خواهیم‌ گفت. والسلام ‌علیکم.


[94]ه«پیامبر به مؤ‌منان‌ از خودشان سزاتر است.» (احزاب، 6)