گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 445

نقشه ‌جهان و جهت‌نما و اکتشاف‌ گردش‌ خون و قوانین ‌انکسار و انعطاف ‌نور و صدها اکتشاف ‌علمی ‌دیگر تولید مسلمانان‌ و جوامع ‌اسلامی ‌بوده ‌است.

در زمینه‌ تمدنی ‌بیش ‌از 1200 سال ‌پیش ‌در شام‌ (دمشق) نظام توزیع آب رودخانه بَرَدی ‌اعمال‌ می‌شده ‌است. نهر به‌ چهار بخش در چهار برکه‌ بزرگ در چهار منطقه پیرامون ‌دمشق ‌کشیده‌ شده‌ بود و به ‌خانه‌ها آب‌ رسانده‌ می‌شد. یعنی ‌نظام ‌آب‌رسانی ‌که ‌از آثار تمدن ‌جدید است، در شام ‌قدیم‌ هم‌ وجود داشته ‌است. چگونگی‌ خانه‌سازی و چگونگی ‌کشاورزی و تأسیس‌ بیمارستان‌ها و امثال ‌آن‌ نشان ‌می‌دهد که‌ جوامع ‌اسلامی، نشانه‌های ‌تمدنی ‌جدی ‌داشته‌اند.

بنا به‌ برخی‌ گزارش‌های ‌کتب ‌تاریخی، تولید ملی ‌در مصر در طی‌ دوره‌ای‌ ده‌‌ساله ‌پس‌ از فتح ‌اسلام ‌به ‌ده‌ برابر رسید که ‌در تاریخ‌ نظیری ‌ندارد. پژوهشی را درباره ‌عراق ‌قرن ‌چهارم ‌هجری ‌‌عبدالعزیز الدوری، ‌رئیس ‌دانشگاه ‌بغداد، منتشر کرده ‌است‌ که ‌چندان‌ توجهی ‌به‌ آن ‌نشد. هرکس ‌می‌خواهد بدان ‌مراجعه ‌کند. در این‌ کتاب ‌آمده ‌است ‌که‌ در فتوحات‌ اسلامی استعمار وجود نداشته ‌است. یعنی ‌ارتش ‌اسلام به هر کشوری ‌وارد می‌شد، مردم ‌آن ‌را به‌ اسلام ‌دعوت ‌می‌کرد. اگر اسلام ‌می‌آوردند، حکومت ‌را تسلیم ‌آنان ‌می‌کرد و اگر اسلام ‌نمی‌آوردند، حکومت‌ می‌کرد. اما سود محصولات ‌به‌ خزانه ‌بریتانیا و دیگر کشورهای ‌استعمارگر فرستاده‌ نمی‌شد، بلکه ‌در همان کشور باقی‌ می‌ماند. سیطره ‌مسلمانان سیطره ‌اقتصادی ‌و سیاسی ‌نبود. هر منطقه‌ای‌ که ‌نظام ‌اسلامی ‌به ‌آن ‌عرضه ‌می‌شد، بدون ‌استعمار و بدون ‌استثمار و بدون ‌تحمیل ‌چیزی ‌بدان ‌گردن ‌می‌نهاد و جزیه‌ای‌ که ‌از اهل کتاب ‌گرفته ‌می‌شد، چیزی ‌بیش ‌از مالیاتی ‌نبود که ‌خود مسلمانان ‌به ‌حکومت‌های‌ خود می‌پرداختند. تمدن ‌اسلامی تمدنی ‌انسانی ‌بود و در این‌ زمینه‌ سخن‌ فراوان ‌است.

در همین دوره، اروپا در وضعیتی‌ عقب‌مانده‌ و تیره ‌به ‌سر می‌برد تا اینکه‌ رهبران‌ تمدن‌ جدید در اروپا از دین ‌روی‌گردان‌ شدند و تمدن‌ مادی‌ جدید را پایه‌گذاری‌ کردند. بنابراین، مسئله دوم‌ بحث‌ ما این ‌است‌ که ‌مطالعه ‌جغرافیایی ‌و تاریخی ‌جهان، این ‌ادعا را اثبات ‌نمی‌کند که ‌جهان ‌اسلام عقب‌مانده‌ است، زیرا بسیاری ‌از مناطق ‌و جوامع ‌اسلامی پیشرفته ‌و فراتر از معیارهای ‌علم ‌و تجربه‌ بودند و تفاوتی ‌میان ‌تجارب‌ گذشته ‌و تجارب ‌جدید وجود ندارد و تجربه ‌هرجا محقق ‌شود، معتبر است.

اما مسئله ‌سوم ‌بحث ما سبب‌ عقب‌ماندگی ‌مسلمانان ‌است. در پاسخ ‌باید به ‌اختصار بگویم‌ که‌ دو مطلب ‌در اینجا طرح‌شدنی ‌است. مطلب ‌اول تفصیلی ‌و مطلب ‌دوم ‌اجمالی ‌یا خلاصه ‌است. امشب ‌مطلب ‌دوم ‌را طرح‌ می‌کنم ‌و مطلب ‌تفصیلی ‌را إن‌شاءالله هفته‌ آینده.

اسلام در جایگاه ‌مکتب ‌فکری ‌انسانی، در درجه ‌نخست‌ بر تربیت ‌انسان‌ متکی‌ است ‌و تربیت ‌انسان ‌و پاسداشت ‌از انسانیت ‌او فقط زمانی ‌میسر است‌ که ‌جامعه‌ای ‌انسانی ‌برای ‌انسان ‌فراهم ‌شود. یعنی ‌اگر می‌خواهیم ‌انسان ‌تربیت ‌کنیم ‌و او را ترقی ‌دهیم، ‌باید فضای‌ مناسب ‌برای‌ صیانت ‌از شخصیت ‌انسانی برایش‌ فراهم ‌آوریم. ازهاینهرو، اسلام ‌و هر تفکر انسانی ‌دیگری ‌به ‌تربیت ‌فرد و تشکیل‌ جماعت‌ اهتمام ‌می‌ورزد. زمانی ‌که ‌اسلام‌ در مکه ‌ظهور کرد و در این‌ شهر به ‌تربیت ‌انسان‌ها روی ‌آورد، نقش ‌آماده‌سازی ‌و کادرسازی ‌را داشت‌ و رهبران ‌را آماده می‌کرد. اما اسلام در مدینه، جامعه‌ای ‌اسلامی‌ تشکیل ‌داد. چرا؟ برای ‌صیانت ‌از حریم ‌فرد، زیرا