گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 392

سوگند این‌ بلایی‌ بس‌ بزرگ‌ است. مصیبتی‌ عظیم‌ که‌ نظیری‌ ندارد. فاجعه‌ای‌ که‌ کتاب‌ خدا آن‌ را آشکار داشته‌ بود. این‌ فاجعه‌ای‌ است‌ که‌ هر پگاه‌ و شامگاه‌ شما را با جوش و خروش و به الحان گوناگون‌ به‌سوی‌ خود می‌خواند؛ همان‌ مصیبتی‌ که‌ بر پیامبران‌ پیشین‌ نیز فرود آمده‌ و فرمان‌ مرگ‌ آنان‌ را صادر کرده بود: ( وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ.) [302]

هان‌ ای‌ فرزندان‌ قیله،[303] آیا باید من‌ به‌ دلیل‌ درخواست‌ میراث‌ پدرم‌ مورد ستم‌ واقع‌ شوم، در حالی ‌که‌ چشم‌ و گوشتان‌ باز است و در حضور منید و انجمن‌ شما ندای‌ مرا می‌شنود و از آنچه‌ شده‌ است،‌ آگاه‌ است‌ و شما صاحب‌ سرباز و نیرو هستید و سلاح‌ دارید و بهشت‌ پاداش‌ شماست. چگونه‌ است‌ که‌ فریاد دادخواهی‌ مرا می‌شنوید اما پاسخ‌ نمی‌گویید و به‌ فریادم‌ نمی‌رسید، در حالی ‌که‌ به‌ جنگجویی‌ موصوف‌ و به‌ نکویی‌ و درستکاری معروفید؟

شما نخبگان‌ عرب‌ و بهترین‌ کسانی‌ هستید که‌ برای‌ ما اهل‌بیت‌ اختیار شده‌اند. با اعراب‌ جنگ‌ کردید و رنج‌ و محنت‌ فراوان‌ کشیدید. امت‌ها را نصیحت‌ کردید و با آنان جنگیدید. ما دست‌ نمی‌کشیدیم‌ و شما کنار نمی‌کشیدید. ما دستور می‌دادیم‌ و شما پیروی‌ می‌کردید، تا آنکه‌ آسیاب‌ اسلام‌ به‌دست ما به‌ گردش‌ درآمد و پستان‌ روزگار پرشیر شد و عربده‌ شرک‌ خاموش‌ شد و فواره‌ دروغ‌ سرنگون‌ گشت و آتشکده‌ کفر رو به‌ خاموشی‌ رفت و همه‌چیز انتظام‌ پذیرفت‌ و کار دین‌ استوار شد. پس‌ بعد از این‌همه‌ دلایل‌ آشکار، با چنین‌ سرشکستگی‌ به‌ کجا می‌روید؟ چرا این‌ حقیقت‌ را پس‌ از آنکه‌ معلوم‌ شد، پنهان‌ می‌کنید؟ و پس‌ از آن‌همه‌ استواری‌ چرا عقب‌گرد می‌کنید؟ و پس‌ از آن‌همه‌ ایمان‌ چرا دوباره‌ شرک‌ می‌ورزید؟ وای‌ به‌ حال‌ مردمی‌ که‌ پس‌ از آنکه‌ پیمان‌ بستند، آن‌ را شکستند و به‌ بیرون‌ راندن‌ رسول‌خداوند(ص) همت‌ گماردند. نخست‌ آنان‌ به‌ شما حمله‌ کردند. آیا از آنان‌ بیم‌ دارید؟ در حالی ‌که‌ سزاوارتر است‌ که‌ از خداوند بترسید، اگر واقعاً‌ ایمان‌ دارید. هشدار، به‌راستی‌ شما را می‌بینیم‌ که‌ به‌سوی‌ قهقرا و انحطاط‌ روی‌ کرده‌اید و کسی‌ را که‌ به‌ حکومت‌ سزاوارتر است، کنار نهاده‌اید. از آن‌همه‌ وسعت‌ و فراخی‌ رو به‌ تنگی‌ آورده‌اید. چیزی‌ را که‌ می‌دانستید، کنار گذاشتید و از حد و مرز خود گام‌ فراتر نهادید، در حالی ‌که‌ اگر شما و تمام‌ آنچه‌ در زمین‌ است، همگی‌ کافر شوید، خداوند بی‌نیاز و ستوده‌ است. بدانید که‌ من‌ آنچه‌ گفتم، همه‌ از روی‌ آگاهی‌ به‌ بی‌اعتنایی‌ شماست‌ و با توجه‌ به‌ این‌ موضوع‌ است‌ که‌ کانون‌ فریب‌ دل‌های‌ شما را فراگرفته. ولی‌ این‌ها همه‌ درد دل‌ و ظهور آتش‌ روح‌ و غصه‌های‌ کشنده‌ است‌ و برای‌ آن‌ است‌ که‌ حجت‌ را بر شما تمام‌ کنم. ستمگران‌ به‌زودی‌ خواهند دانست که‌ به‌ کدام‌ بازگشتگاه‌ بازمی‌گردند و من دختر پیامبرِ‌ بیم‌دهنده‌ام. در پیش‌رو عذابی‌ سخت‌ برپاست. شما به‌ کار خویش‌ مشغول‌ باشید و ما هم‌ به‌ کار خود می‌پردازیم. شما منتظر باشید و ما هم‌ منتظریم.»

تشکیک‌ در صدور این‌ خطبه‌ از فاطمه‌ زهرا(س)‌ درست‌ مانند مناقشاتی‌ است‌ که‌ درباره‌ نهج‌البلاغه‌ صورت‌ گرفته‌ و بدون سند و مدرک و به‌دور از طرق‌


[302]«جز این نیست که محمد پیامبری است که پیش از او پیامبرانی دیگر بوده‌اند. آیا اگر بمیرد یا کشته شود، شما به آیین پیشین خود بازمی‌گردید؟ هرکس که بازگردد، هیچ زیانی به خدا نخواهد رسانید. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد.» (آل‌عمران، 144)

[303]نام مادربزرگ طایفه اوس و خزرج.