گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 391

سپس،‌ قدری‌ تاب‌ نیاوردید تا این‌ مرکب‌ چموش‌ آرام‌ گیرد و افسار دهد. آن‌گاه‌ هیزمش‌ را بیفروختید و آتشش‌ را شعله‌ور کردید و برای‌ خاموش‌ کردنِ‌ انوارِ‌ درخشانِ‌ دین‌ و کنار نهادن‌ سنت‌های‌ پیامبر، به‌ نوای‌ شیطانِ‌ گمراه‌ پاسخ‌ گفتید. به‌ بهانه‌ گرفتنِ‌ کفِ‌ شیر، جرعه‌جرعه‌ آن‌ را نوشیدید. در پناه‌ دیوارها و مخفی‌گاه‌ها کمین‌ گرفتید تا دودمان‌ و فرزندانش‌ را از پای‌ درآوردید. ولی‌ ما بدانچه‌ شما می‌کنید، شکیب‌ می‌ورزیم. درست‌ مثل‌ کسی‌ که‌ دشنه‌ در تن‌ او و نیزه‌ در دل‌ او فرو رود و دم‌ نزند. شما اکنون‌ گمان‌ می‌کنید که‌ من‌ از پدرم‌ میراث‌ نمی‌برم. آیا در پی‌ زنده‌ کردن‌ احکام‌ جاهلیت‌ هستید؟ و حال‌ آنکه‌ کدام‌ کس‌ بهتر از خدا بر یقین‌آورندگان‌ بیان‌ حکم‌ می‌فرماید؟ مگر نمی‌دانید؟ بلی، همچون‌ آفتاب‌ درخشنده‌ روز بر شما معلوم‌ است‌ که‌ من‌ دختر او هستم. ای‌ مسلمانان، وای‌ بر شما. آیا در کتاب‌ خدا آمده‌ است‌ که‌ پدر شما میراث‌ می‌گذارد و پدر من‌ نمی‌گذارد؟ چه‌ تهمتی‌ به‌ خداوند بسته‌اید؟ آیا از روی‌ قصد و آگاهی‌ قرآن‌ را وانهاده‌ و پشت‌ سر انداخته‌اید؟ چراکه‌ در آنجا آمده‌ است: ( وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ) [297] و در داستان‌ یحیی‌بن‌زکریا خبر می‌دهد که‌ زکریا گفت: ( فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ.) [298] نیز در قرآن‌ آمده است: (وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللّهِ.) [299] نیز فرموده‌ است: (یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ.) [300] و نیز فرموده‌ است: ( إِن تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ.) [301]

با این همه‌ می‌پندارید من‌ از پدرم‌ ارث‌ نمی‌برم‌ و خویشاوندی‌ میان‌ ما نیست؟ آیا خداوند حکمی‌ را به‌ شما اختصاص‌ داده‌ و پدرم‌ را از آن‌ محروم‌ کرده‌ است؟ یا آن‌ که‌ گویید من‌ و پدرم‌ پیرو دو مذهبیم‌ و از یکدیگر ارث‌ نمی‌بریم؟ یا آنکه‌ شما به‌ خاص‌ و عام‌ قرآن‌ از پدر و پسرعمویم‌ آگاه‌ترید؟ پس‌ زمام‌ این‌ مرکب‌ رام‌شده‌ را بگیر، ولی‌ بدان‌ که‌ روز آخرتی‌ هم‌ هست‌ و چه‌ نیکوست‌ داوری‌ خدا در آن‌ روز و دادخواهی‌ محمد(ص)‌. موعد به‌ قیامت. در قیامت‌ گزافه‌کاران‌ زیان‌ می‌بینند و پشیمانی‌ به‌ حال‌ شما سودی‌ نمی‌بخشد. برای‌ هر خبری‌ زمان‌ وقوعی‌ مقرر است‌ و به‌زودی‌ درخواهید یافت‌ که‌ چه‌ کسی‌ معذّب و خوار می‌شود و شکنجه‌ دائمی‌ بر او قرار می‌گیرد؟ ای‌ جوانمردان‌ و ای‌ بازوان‌ و یاوران‌ اسلام، این‌ خود چه‌ نوع‌ چشم‌پوشی‌ در حق‌ من‌ است؟ و چرا در برابر ظلمی‌ که‌ در حق‌ من‌ می‌شود، به‌ خواب‌ فرو رفته‌اید؟ آیا به‌ یاد نمی‌آورید که‌ پدرم‌ می‌گفت: حرمت‌ مرد باید درمورد فرزندانش‌ محفوظ‌ مانَد؟ چه‌ زود و چقدر با شتاب‌ به‌ کارهایی‌ که‌ شایسته‌ نبود، اقدام‌ کردید و دست‌ از یاری‌ ما کشیدید، در حالی‌ که‌ شما می‌توانید مرا در خواسته‌ای‌ که‌ دارم‌ یاری‌ دهید. آیا می‌گویید محمد(ص)‌ مرد؟ آری،‌ مرگ‌ او فاجعه‌ای‌ بس‌ بزرگ‌ بود. مصیبتی‌ سترگ‌ و گسستی‌ عمیق‌ بود و هردم‌ گسترده‌تر هم‌ می‌شود. زمین‌ از فقدان‌ او در تاریکی‌ فرو رفته‌ است‌ و آفتاب‌ و ماه‌ بی‌نور شده‌ و ستارگان‌ به‌ سبب‌ این‌ مصیبت‌ ازهم‌ پاشیده‌اند. آرزوها پایمال‌ شد و کوه‌ها از تپش‌ افتاده‌اند. به‌ حریم‌ او تجاوز شده‌ و حرمتش‌ پس از مرگ‌ از بین‌ رفته‌ است. به‌ خدا


[297]«و سلیمان وارث داوود شد.» (نمل،16)

[298]«مرا از جانب خود فرزندی عطا کن، که میراث‌بر من و میراث‌بر خاندان یعقوب باشد.» (مریم، 5ـ6)

[299]«به حکم کتاب خدا، خویشان به یکدیگر سزاوارترند.» (انفال،75)

[300]«خدا درباره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است.» (نساء،11)

[301]«مقرر شد که درباره پدر و مادر و خویشاوندان، از روی انصاف وصیت کند. و این شایسته پرهیزگاران است.» (بقره،180)