گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
میگویی که همه را به اسلام دعوت میکنی و اسلام خود در جای جای قرآن میگوید که اسلام همان دین حضرت ابراهیم است : « ﴿ مِلَّـةَ أَبِیکُم إبراهِیمَ هَوُ سَمّاکُمُ المُسلِمِینَ مِن قَبلُ ﴾ .»[407] این پرسش بنابر این آیه و بنابر اینکه دین یکی است و اسلام از همان شریعت ابراهیم است و بنابر اینکه پیش از اسلام مردمانی از عرب بودند که «حنفاء» نامیده میشدند، مطرح شده است. «حنفاء» جمع حنیف و حنیفی منسوب به حنیف یا حَنَفی است. این واژه از «حَنَفَ» به معنای «میلکرد» (تمایلکرد) است. شما میدانید که در هندسه مایل در مقابل عمود است. اما «مالَ» (میلکرد) به اعتبار حرف اضافه دو معنا دارد؛ «مالَ إلَیهِ» (میلکرد به سوی ...) و «مالَ عَنهُ» (روی گرداند از ...) مانند «رَغَبَ» که «رَغَبَ فِیهِ» یعنی «دوست داشت او را» و «رَغَبَ عنه» یعنی «از او روی گرداند.» دراینباره بیت معروفی است :
رَأَیـتُ النّـاسَ قَد مالُوا إلی مَن عِنْـدُه مالٌ
وَ مَن ما عَندَهُ مالٌ فَعَنهُ النّاسُ قَد مالوا
(دیدم که مردم به سوی کسی که ثروت دارد، روانه شدند و از آنکه ثروتی ندارد، روی گرداندند.)
اما «حَنَفَ» معمولاً در «مالَ إلَیهِ» یعنی به سوی آن روی کرد و هنگامی که از انحراف روی گردانده شده، به کار میرود، زیراکه «میل» گاهی از انحراف به راستی و گاهی نیز از راستی به سمت انحراف است. «حَنَفَ» آنگونه میل کردنی است که اگر کسی از انحراف و اعوجاج به سوی راستی میل کرد، درباره او میگویند : «حَنَفَ» و بهتدریج این مفهوم معنای لغوی «حَنَفَ» شد. بنابراین، اگرچه معنای لغوی «حَنَفَ» «مالَ» (میلکرد) است، معنای عرفی این کلمه «إستَقامَ» (راه راست را رفت) است؛ یعنی از انحراف روی گرداند و به راستی میل کرد. «حَنَفَ» یعنی «إسَتَقامَ» و «حنیف» یعنی «مستقیم» و «أحنَف» یعنی «کسی که اندامی راست دارد.» به کسی که میلنگد و یا پایش انحراف دارد هم «أحنف» میگویند. در واقع، این اصطلاح از روی تفأل به خوبی و خوشگمانی است، چنانکه گاهی ما به کور بصیر میگوییم. بصیر تعبیری از روی خوشگمانی برای أعمی (کور) است. این مسئله متعارف است و کاربرد فراوان دارد. بنابراین، حنیف به معنای مستقیم است و پیروان حضرت ابراهیم را «حنفاء» میخواندند؛ کسانی که پیش از رسول خدا بر دین حضرت ابراهیم ماندند و منحرف و کجاندیش نشدند و بتها را خدای خود نساختند. چنانکه میدانید اعراب بر دین حضرت ابراهیم بودند، زیراکه فرزندان ابراهیم هستند. اما در اثر تحولات بسیار و اغراض و مصالح خاص منحرف شدند. ازجمله انحرافات آنان این بود که در تعامل با همسایگانشان فریب و انحراف از آنان میآموختند. فیالمثل، وقتی میفهمیدند که افراد فلان قبیله خورشید یا بت یا هُبَل را میپرستند، آنان نیز به پرستش این چیزها راغب میشدند و بتی به نام هُبَل میساختند و آن را به این اعتبار که در نزد خدا شفاعتگر است، در خانه خدا مینهادند. بنابراین، عده بسیاری از عربها و یا اکثر آنان منحرف شدند. اما چند تن بر ایمان و استقامت و بر دین حضرت ابراهیم و به بیان دیگر، بر دین اسلام باقی ماندند. اینان را حنفاء میخواندند و از پیش از اسلام بودند. نیاکان پیامبر از اینان بودند و هرگز بت نپرستیدند. ابوطالب و عبدالمطلب، پدربزرگ پیامبر و طبیعتاً، عبداللّه، پدر پیامبر و گذشتگان آنان از حنفاء بودند و بر بتی سجده نکردند و غیرخدا را نپرستیدند.
[407]. «کیش پدرتان ابراهیم است. او پیش از این شما را مسلمان نامید.» (حج، 78)
