گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
را انتقال از یک مکان به مکانی دیگر و از محیطی به محیطی دیگر میداند.
اما کسانی که عمل صالح انجام دادند؛ عمل صالح تضمینکننده ایمان است. ایمان بدون عمل صالح از بین میرود، همانطور که احساسات درونی نیز اگر در جای خود به کار نرود، از بین میرود. عمل صالح از آثار ایمان نیز است. میان ایمان و عمل صالح رابطه مستقیم وجود دارد. از این رو، در صدها آیه قرآن کلمه ایمان در کنار عمل صالح آمده است.
اما شرط سوم و چهارم؛ سفارش کردن یکدیگر به حق و به صبر. معنای «تواصی» توصیه و وصیت میان هر دو طرف است. مقصود قرآن کریم آن است که انسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده، برای آنکه در شمار زیاندیدگان ایمان و عمل صالحش نباشد، کافی نیست. اگر بخواهیم از زیانکاران نباشیم، باید همراه حق باشیم و یکدیگر را به صبر سفارش کنیم. معنای آن این است که انسان موجودی اجتماعی است. اگر در جامعه صالحی نباشد که دیگران را و دیگران او را به حق و صبر سفارش کند و کنند، انسان در چنین جامعهای ذوب و منحرف و از زیاندیدگان میشود. بنابراین، قرآن کریم بر این نکته تأکید میکند که آدمی علاوه بر ایمان و عمل صالح، باید بکوشد که جامعه صالح ایجاد کند و در فضا و محیطی خوب زندگی کند. و اگر نتواند جامعه صالح بزرگی ایجاد کند، باید جامعه صالح کوچکی در خانه یا خانواده یا دفتر یا میان دوستان خود ایجاد کند تا در مسیر درست و ایمان و عمل صالح پایدار بماند. اما اگر آدمی در جامعه غریب و تنها زندگی کند و کسی او را به حق و صبر سفارش نکند و او نیز کسی را به حق و صبر سفارش نکند، طبیعتاً، ایمان او ذوب میشود و از عمل صالح او کاسته میشود. در نتیجه، خسران میبیند، در حالی که نمیخواهد از زیاندیدگان باشد. پس بقا و خسران ندیدن و سود بردن برای مؤمنان است؛ کسانی که عمل صالح انجام میدهند و یکدیگر را به حق و صبر سفارش میکنند. بدینترتیب، به انسانی موفق میرسیم؛ کسی که زمان نمیتواند بر او چیره شود و مرگ نمیتواند راه را بر او ببندد و او را مرده و بیحرکت در جای خود نگاه دارد. انسان مؤمن و کسی که عمل صالح انجام میدهد، انسانی است که میتواند از مرگ بگذرد و از آن عبور کند. چنین انسانی میتواند زمان متحرک فانی را به دستاوردها و میوههای جاودان بدل کند.
انسان میتواند پایه و اساسی ایجاد کند که پس از مرگش نیز باقی بماند و با بخشش و تلاش برای خود ثواب و خیر و خدمت جلب کند. کسی که درختی میکارد و میمیرد، مادامی که آن درخت سایه و میوه دارد، زنده است؛ کسی که کتابی مینویسد یا دانشی را کشف میکند یا به کسی دانش میآموزد، حتی پس از مرگش نیز عطا میکند. به همین سبب، در خبر شریف و حدیث مبارک آمده است : «فرزند آدم میمیرد و عمل او از بین میرود، مگر سه چیز : فرزند صالح، صدقه جاری، کتابِ علمیای که دیگران از آن منتفع شوند.» این سه مثال و هر کاری از این نوع، سبب جاودانگی و بقای انسان است. انسان میتواند بر گذشت زمان چیره شود و از مرگ عبور کند و مرگ حقیقی نداشته باشد، همانطور که میتواند حقیقتاً بمیرد در حالی که زنده است، و آن هنگامی است که متوقف شود و عطا نکند. مؤمن همواره در حال موفقیت و پیروزی است، خیر او و عطای او با گذشت زمان افزون میشود و کمال مییابد و حتی پس از مرگ او رشد میکند. والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
