گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
هرکسی که تجربهاش را در ساختن علم تقدیم کرده است، از گذشته تا ابد، با ما زندگی میکند، و همین داستان در اخلاق و در دین و در حقوق و در ادبیات و در همه تجارب بشری وجود دارد. امروز ما در سطحی از تمدن بشری زندگی میکنیم. بخش ایجابی این تمدن بر تلاش هزاران کسی که در راه حق و خیر قدم برداشتهاند، بنا شده است. آنان علم را به آن جایی رساندهاند که امروز مشاهده میکنیم. ممکن است گفته شود که شرور هم تکامل یافتهاند. در پاسخ میگوییم، بله، شرور هم بزرگ شدهاند، اما آنها از میان خواهند رفت، زیرا شرور امروز تنها تجربه بشری درباره شرور نیستند. دهها بار شرور در تاریخ رشد کرده و افزوده شدهاند و به اوج خود رسیدهاند. سپس، یا از میان رفتهاند و یا تمدن بشری از میان رفته است. پس از این، بار دگر آدمی تجربهای نو را آغاز کرده و از نو ساخته است. پس شرور نیز بر شانههای اهل شر بنا شدهاند، اما شر نمیپاید و نمیماند. فقط خیر است که باقی است و هرآنچه در همه ابعاد وجود در خدمت مصالح آدمی است.
هرچیزی که هماهنگی واقعی با انسان و مصالح او داشته باشد، با بقای انسان میماند و با جاودانگی او جاودانه میشود، و هرچیزی که با آدمی هماهنگی واقعی نداشته باشد، مدتی سر برمیآورد، سپس میمیرد و پایان مییابد. سبب این مسئله بر اساس اندیشههای اسلامی این است که هستی کاروانی است که به سوی حق و خیر روان است. قرآن اینگونه به ما میآموزد : «وَ کَتَبنا فِی الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أَنَّ الأَرضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ.»[283]؛ « ﴿ وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الأرضِ کَما استَخلَفَ الَّذینَ مِن قَبلِهِم وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُم دِینَهُمُ الَّذِی ارتَضی لَهُم وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعد خَوفِهِم أَمناً یَعبُدونَنی لَا یُشرِکونَ بِی شَیئاً ﴾ .»[284]
از مجموعهای از آیات قرآن کریم درمییابیم که جهان به سوی خیر و کمال در حرکت است. پس مجموعهای از اجزای جهان که حرکت میکند، تولید میکند، اثر میبخشد، تعامل میکند و ثمر میدهد، به سوی حق و خیر گام برمیدارد. به سخن دیگر، کاروان هستی به سوی برتری و خیر حرکت میکند تا به قله خیر و اوج کمال و نظام أتم برسد. هرچیزی در جهان به سوی خیر میرود. اگر عمل ما هم خیر باشد، هماهنگ و همراه هستی است، یعنی عمل خیر ما چون دانهای است که در زمینی حاصلخیز رشد میکند و میوه میدهد. اما عمل شر ناهماهنگ با مزرعه هستی است. عمل شر میمیرد و تلاش شرور نیز از میان خواهد رفت و یاد شرور نیز از بین میرود. عمل خیر هماهنگ و متناسب با مزرعه هستی است. از همین رو، میوه میدهد، رشد میکند و به همین علت، عمل خیر در هرجایی که باشد، عمل ایجابی است : « ﴿ فَأَمّا الزَّبَدُ فَیَذهَبُ جُفاءً وَ أَمّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمکُثُ فِی الأَرضِ ﴾ .»[285]
عمل مثبت عملی است که برای خداوند و در راه او انجام گرفته باشد. این عمل متناسب با جهان است و با جاودانگی جهان جاودانه میشود و همراه
[283]. «ما در زبور – پس از تورات – نوشتهایم که این زمین را بندگان صالح من به میراث خواهند برد.» (انبیا، 105)
[284]. «خدا به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند، وعده داد که در روی زمین جانشین دیگرانشان کند، همچنانکه مردم را که پیش از آنان بودند، جانشین دیگران کرد. و دینشان را –که خود برایشان پسندیده است- استوار سازد. و وحشتشان را به ایمنی بدل کند. مرا میپرستند و هیچچیزی را با من شریک نمیکنند.» (نور، 55)
[285]. «اما کف به کناری افتد و نابود شود و آنچه برای مردم سودمند است، در زمین پایدار بماند.» (رعد، 17)
