گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 223

در حالی که قرآن بر این مسئله تأکید کرده و در آیه معروفی که بر طلا نوشته می‌شود و بر گردن کودکان یا بر درها یا بالای اتاق‌ها آویخته می‌شود، می‌فرماید : « ﴿ وَإِنْ یکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ .»[252] معنای این آیه به هیچ وجه چشم زدن نیست. «زلق بصره» به معنای استهزا و تهدید است. پایان آیه نیز همین را نشان می‌دهد : «و می‌گویند که او دیوانه است.» آیه موضع کافران را درباره پیامبر نقل می‌کند. زمانی که آنان پیامبر را با چشمان خود تهدید یا مسخره می‌کردند و آیه مطلقاً به «چشم زدن» ارتباط ندارد.

اما داستان‌هایی که نقل می‌شود، در بهترین حالت پنجاه درصد قابل استناد است و ما می‌دانیم نظریه‌ای که موفقیت آن پنجاه درصد بوده، بدین‌معناست که وجود داشتن و نداشتنش یکسان است. مطلقاً نمی‌توانیم تأثیر چشم را بپذیریم. روایت صحیحی هم این مسئله را اثبات نمی‌کند. این تجربه‌ها بشری است و نیاز به استدلال علمی دارد.

از اینجا به کلیت سوره مبارک بازمی‌گردیم تا اسلوب علمی‌ای را که قرآن کریم می‌خواهد به مسلمان و انسان بیاموزد، بازگو کنیم. اسلوبی که به آدمی می‌آموزد که در برابر هر خطری که از آن می‌ترسید، از چشم زدن و حسادت و افسون دمیدن در گره‌ها و ترس از شب که می‌آید، گرفته تا شرور مخلوقات، به خدا پناه ببرد و به او متوسل شود. پناه بردن به خدا صرفاً به معنای فرافکنی و استفاده از توان و نیرو و اعتماد خدا نیست، بلکه به معنای توکل و تلاش است. همچنین، به معنای این است که ما به خدا پناه می‌بریم تا آرامش یابیم و در عین حال، فعالیت کنیم و پناه بردن به خدا و نزدیک شدن به او به معنای تلاش برای معالجه و حل و فصل امور است. بنابراین، پناه بردن به پروردگار صبح‌گاه به معنای حرکت به سوی نور است، به سوی صبح‌گاه و به سوی علم و گشایش و زندگی. آن‌گاه است که آدمی احساس می‌کند مطلقاً هیچ خطری نیست که او را تهدید کند و درمانی و چاره‌ای نداشته باشد. به همین مقدار بسنده می‌کنیم. خداوند ما را به آنچه در آن خیر و صلاح است، موفق گرداند.

والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.

[252]. «کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود که تو را با چشمان خود به سر درآورند و می‌گویند که او دیوانه است.» (قلم، 51)