گام به گام با امام موسی صدر جلد 9

جلد: 9
صفحه: 133

مقدس خود (وحدت لبنان، دفاع از نهضت مقاومت فلسطین، دفاع از وطن و مناطق مسکونی خود) به هر قیمتی که شده است از بروز جنگ و یا از گسترش آن و یا از طولانی شدن آن جلوگیری کنیم. به همین دلیل، از روزهای اول با اجتماعات پی‌در‌پی رهبران معتدل مسلمان و مسیحی و با تشکیل کمیته‌های میانجی‌گری برای جلوگیری از جنگ اقدام ‌کردیم. مدتی بعد نیز به وسیله اعتصاب غذا از همین روش پیروی شد. تا آخر جنگ نیز حرکت محرومین با یک دست خود شاخه زیتون حمل می‌کرد و با دست دیگر با اسلحه از مقدسات خود دفاع می‌کرد. ولی احزاب با تمام قدرت به جنگ و گسترش و تشدید آن و امتداد یافتن آن کمک می‌کردند. تبلیغات روزنامه‌ای و رادیویی و تلویزیونی این احزاب همانند تبلیغات راست‌گرایان وحشت‌آور بود.

4. از نظر اخلاقِ جنگ ما به پیروی از احکام مقدس اسلام همان تعلیمات پرارزش و انسان‌دوستانه را اجرا می‌کردیم. جوانان ما هیچ‌وقت تیراندازی را شروع نمی‌کردند و از هدف‌گیری ِبی‌‌گناهان و یا فراریان یا زخمی‌شدگان خودداری می‌کردند. با کشته‌شدگان دشمن با احترام رفتار می‌شد. از سرقت و تجاوز به خانه‌های مردم و به سازمان‌های انسانی و بیمارستان‌ها و ماشین‌های آمبولانس خودداری می‌شد. از مردم حتی برای قوت جنگجویان چیزی به زور گرفته نمی‌شد. از غارت پس از جنگ به شدت جلوگیری می‌کردیم. این روش‌ها به هیچ‌وجه با روش احزاب چپ و یا راست تطبیق نمی‌کرد. آن‌ها با بی‌گناهان، زخم‌خوردگان، حتی بیماران بستری در بیمارستان‌ها و اجساد کشته شدگان، حتی آنان که ربوده شده بودند، بی‌رحمانه رفتار می‌کردند. مکرر بیمارستان‌ها و کلیساها آتش زده شد و بارها از رسیدن ماشین‌های آتش‌نشانی به محل حریق جلوگیری شد. هزاران بی‌گناه در خیابان‌ها صید شدند. توپ‌های سنگینی بعد از نیمه‌شب محله‌های بیروت و طرابلس و غیره را گلوله‌باران می‌کرد. اکثر کشته‌شدگان جنگ، جنگجویان نیستند بلکه مردم بی‌گناه دور از جنگ بوده‌اند و هستند. مُثله کردن اجساد کشته‌شدگان و سوزاندن آن‌ها کاری عادی بود. غارت منازل دوست و دشمن از طرف احزاب چپ و راست، مصادره و یا کمک به جنگجویان تلقی می‌شد. اکنون ثروت رهبران احزاب از میلیاردها تجاوز می‌کند. نمونه روشنی از این روش را بیان می‌کنیم. هرکس از بیروت به طرف جبل لبنان و یا به بقاع و یا به سوریه می‌رفت و یا از آن نقاط به طرف بیروت بازمی‌گشت، در سر راه خود مجبور بود به دو گروه کمال جنبلاط از یک طرف، و فالانژیست‌ها از طرف دیگر، باجی بدهد: ماشین شخصی یک لیره، تاکسی 10 لیره، اتوبوس 50 لیره، باری 100 تا 150 لیره یا بیشتر. اگر ملاحظه کنیم که تعداد ماشین‌ها روزانه از چندین هزار تجاوز می‌کرد، به اهمیت این غارت سرسام‌آور پی می‌بریم. عجیب‌تر آنکه این باج را با قبض رسمی از طرف حزب و به نام نوسازی‌های جاده‌ها می‌گرفتند. با تمام این اختلافات، باز هم حرکت محرومین در نُه ماهه اول یا به تعبیر معروف چهار جوله اول جنگ در کنار احزاب چپ بود. ولی از آن به بعد که «فصل دردها» نامیده شد، چون اختلاف تازه‌ای که به نظر ما نوعی از اختلافات استراتژیک و یا نوعی شرکت در توطئه بود، ما از همکاری با احزاب امتناع ورزیدیم.

این اختلاف همان سه اختلاف معروف بود که بدان‌ها اشاره شد. یعنی حرکت محرومین با تأسیس ادارات دولتی محلی مخالفت کرد و آن را عمل