گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 283

قرار می‏دهد، زیرا آن‌ها مشکل را لمس می‏کنند، ولی ابعاد آن را به‌طور دقیق درک نمی‏کنند؛ در نتیجه احساس می‏کنند نیروهای سیاسی نماینده آن‌ها یا مربوط به آن‌ها و به‌ویژه مجلس اعلای شیعیان، به آن‌ها توجه ندارند یا اشتباه می‏کنند یا، خدای نکرده، در مسئولیت‏های خود در برابر شهروندان کوتاهی می‏کنند. باید توجه داشت که مشکل بزرگ است و از زمان تأسیس مجلس، این نخستین باری است که با وجود تلاش‏های فشرده برای حل بحران، سنگینی و استمرار آن را حس می‏کنیم. مجلس در خلال سال‌های 1969 و 70 و 72 و 73 و 74 و بلکه از نخستین روزهای تأسیس خود که مشکل جنوب، کشور را به مدت هفت ماه دچار بحران کابینه کرد و مانع تشکیل دولت شد، در همه این مدت، مسئولیت‏های خود را ایفا می‌کرد و قادر به رویارویی با آن‌ها و غلبه بر آن‌ها بود و می‏توانم بگویم در همه این بحران‏ها، مجلسْ قوی‏ترینِ مؤسسات در حل مشکلات بود.

ثانیاً، مجلس و رئیس آن همواره آماده‏اند تا از هر مسئولیت سیاسی یا نظامی یا اجتماعی یا فرهنگی که فرد یا گروهی برای ایفای آن بیابند، دست بکشند. پرداختن مجلس یا رئیس آن به این مسئولیت‏ها برای آن است که کارها بر زمین نماند که این امر ناشی از آغاز شکل‏گیری ساختار جدید شیعیان است.

ثالثاً، من و همکاران برجسته‏ام بر این باوریم که اکثر قریب به اتفاق موضع‏گیری‏هایمان، ملی و غیرسیاسی بوده است، حتی مطرح کردن مسئله محرومان و مشکل سیاسی و امنیتی جنوب، چیزی جز لوازم ایمان به خدایی که از راه خدمت به مخلوقاتش عبادت می‏شود، نیست.

رابعاً، از آغاز تأسیس مجلس، تلاش‏هایی جدی برای سوق دادن آن به مسائل سیاسی صورت می‌گرفت. این تلاش‏ها پیش از حوادث اخیر و در خلال آن و به‌ویژه بعد از آن افزایش یافت. مجلس برای برون‏رفت از این بحران سخت تلاش می‏کند و بر باز بودن درهای خود و اهتمام به مصالح حقیقی همه شیعیان تأکید می‏کند. همان‌گونه که مثل محلی می‏گوید : هیچ‌کس به مرده لگد نمی‌زند.

خامساً، با این حال، مجلس و رئیس و همه دستگاه‏های آن به‌تمامی با بحران جنوب همراه هستند و این مسئله را از لحاظ اجتماعی و سیاسی و تربیتی، به‌طور شبانه‏روزی، به سراسر جهان انعکاس می‏دهند.

امّا حضور مجلس در جنوب، بدان معنا نیست که رئیس آن همواره آنجا باشد، همه اعضای مجلس و کارمندان دستگاه‏های آن همیشه به مناطق جنوبی تردد می‏کنند.

در پایان معتقدم که این مشکل، افزون بر سنگین بودن بحران، در شیوه تعامل با مردم نهفته است، زیرا من با وجود مشغولیت‏های فراوانی که داشتم، در هر روستا و هر خانه با دردها و امیدهای مردم زندگی می‏کردم؛ ولی به سبب اوضاع امنیتی، این نوع تعامل دشوار شده است، زیرا حضور من به‌تنهایی، نوعی بی‏پروایی و مخاطره است و به همراه محافظان نیز حضور من تشریفاتی است و سودی ندارد. نیازی به گفتن نیست که امروزه در همه جای لبنان، عناصر مشکوک و بدخواه حضور دارند و گزارش‏ها نشان می‏دهد که اسرائیل در درون پیکره این کشور، هر زمان که بخواهد، اقدام می‏کند و نمونه‏های آن فراوان است. با این حال امیدوارم این اوضاع طولانی نشود و خداوند گواه است که اگر می‏دیدم مشکل جنوب یا بحران لبنان با نثار جان من حل می‏شود، دریغ نمی‏کردم.