گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
قرار میدهد، زیرا آنها مشکل را لمس میکنند، ولی ابعاد آن را بهطور دقیق درک نمیکنند؛ در نتیجه احساس میکنند نیروهای سیاسی نماینده آنها یا مربوط به آنها و بهویژه مجلس اعلای شیعیان، به آنها توجه ندارند یا اشتباه میکنند یا، خدای نکرده، در مسئولیتهای خود در برابر شهروندان کوتاهی میکنند. باید توجه داشت که مشکل بزرگ است و از زمان تأسیس مجلس، این نخستین باری است که با وجود تلاشهای فشرده برای حل بحران، سنگینی و استمرار آن را حس میکنیم. مجلس در خلال سالهای 1969 و 70 و 72 و 73 و 74 و بلکه از نخستین روزهای تأسیس خود که مشکل جنوب، کشور را به مدت هفت ماه دچار بحران کابینه کرد و مانع تشکیل دولت شد، در همه این مدت، مسئولیتهای خود را ایفا میکرد و قادر به رویارویی با آنها و غلبه بر آنها بود و میتوانم بگویم در همه این بحرانها، مجلسْ قویترینِ مؤسسات در حل مشکلات بود.
ثانیاً، مجلس و رئیس آن همواره آمادهاند تا از هر مسئولیت سیاسی یا نظامی یا اجتماعی یا فرهنگی که فرد یا گروهی برای ایفای آن بیابند، دست بکشند. پرداختن مجلس یا رئیس آن به این مسئولیتها برای آن است که کارها بر زمین نماند که این امر ناشی از آغاز شکلگیری ساختار جدید شیعیان است.
ثالثاً، من و همکاران برجستهام بر این باوریم که اکثر قریب به اتفاق موضعگیریهایمان، ملی و غیرسیاسی بوده است، حتی مطرح کردن مسئله محرومان و مشکل سیاسی و امنیتی جنوب، چیزی جز لوازم ایمان به خدایی که از راه خدمت به مخلوقاتش عبادت میشود، نیست.
رابعاً، از آغاز تأسیس مجلس، تلاشهایی جدی برای سوق دادن آن به مسائل سیاسی صورت میگرفت. این تلاشها پیش از حوادث اخیر و در خلال آن و بهویژه بعد از آن افزایش یافت. مجلس برای برونرفت از این بحران سخت تلاش میکند و بر باز بودن درهای خود و اهتمام به مصالح حقیقی همه شیعیان تأکید میکند. همانگونه که مثل محلی میگوید : هیچکس به مرده لگد نمیزند.
خامساً، با این حال، مجلس و رئیس و همه دستگاههای آن بهتمامی با بحران جنوب همراه هستند و این مسئله را از لحاظ اجتماعی و سیاسی و تربیتی، بهطور شبانهروزی، به سراسر جهان انعکاس میدهند.
امّا حضور مجلس در جنوب، بدان معنا نیست که رئیس آن همواره آنجا باشد، همه اعضای مجلس و کارمندان دستگاههای آن همیشه به مناطق جنوبی تردد میکنند.
در پایان معتقدم که این مشکل، افزون بر سنگین بودن بحران، در شیوه تعامل با مردم نهفته است، زیرا من با وجود مشغولیتهای فراوانی که داشتم، در هر روستا و هر خانه با دردها و امیدهای مردم زندگی میکردم؛ ولی به سبب اوضاع امنیتی، این نوع تعامل دشوار شده است، زیرا حضور من بهتنهایی، نوعی بیپروایی و مخاطره است و به همراه محافظان نیز حضور من تشریفاتی است و سودی ندارد. نیازی به گفتن نیست که امروزه در همه جای لبنان، عناصر مشکوک و بدخواه حضور دارند و گزارشها نشان میدهد که اسرائیل در درون پیکره این کشور، هر زمان که بخواهد، اقدام میکند و نمونههای آن فراوان است. با این حال امیدوارم این اوضاع طولانی نشود و خداوند گواه است که اگر میدیدم مشکل جنوب یا بحران لبنان با نثار جان من حل میشود، دریغ نمیکردم.
