گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
در درجات پایین به سبب انتساب به فرقه یا منطقه خاص، محرومیتی اساسی نیست که به توهین به کرامت او میانجامد و مانع وابستگی و وفاداری درست او به کشورش میشود؟
آیا محروم بودن شهروند از داشتن دولتی دارای قوانین و نهادهای ملی، محرومیتی اساسی نیست که موجب میشود دولت، دولت اشخاص، شبیه به مزرعه باقی بماند و شهروندان از خدمات و نهادهای دولت واقعی در زمینههای امنیتی و بهداشتی و اجتماعی و اقتصادی محروم شوند؟
آیا محروم بودن شهروند از برابری با شهروند دیگر به سبب وابستگی فرقهای یا منطقهای، محرومیتی اساسی نیست که سبب میشود کشور همواره آمادگی داشته باشد تا درمعرض بیثباتی قرار گیرد؟
آیا محروم بودن مناطق خاصی از کشور از اینکه جزو نقشه کشور به حساب آید، محرومیتی اساسی نیست که خشم مردم مناطق ثروتمند از نظر اقتصادی را بر میانگیزد، چه رسد به مناطق محروم؟
آیا محروم بودن یک منطقه هممرز با دشمن از حمایت و توجه و اهتمام دولت، محرومیتی اساسی نیست که موجب مهاجرت مردم از میهن و آشفتگیهای معیشتی و حتی روگرداندن از میهن میشود؟
آیا محروم بودن شهروند لبنانی از اینکه مثل شهروند کشوری دیگر باشد، محرومیتی اساسی نیست که علاوه بر محرومیت، احساس خواری و ننگ به وجود میآورد؟
حتی وزیر یا بالاتر از وزیر، وقتی براساس تقسیمبندی فرقهای یا منطقهای، به منطقه میرود، آیا فعالیت و برخورد او زیر سایه احساس محرومیت نیست؟ و به همین ترتیب در زمینههای دیگر.
بنابراین، روشن میشود که مسئله محرومان تنها مسئلهای کمّی نیست، بلکه اساساً رابطهای است میان آنان و افرادی که آنان را محروم میکنند و این رابطه برای آن افراد جایگاهی اجتماعی ایجاد میکند.
از بین بردن محرومیت، یعنی تغییر بنیادین در جایگاههای اجتماعی؛ ایجاد قدرت اجتماعی برای محرومان پیش از زدودن محرومیت؛ ایجاد مساوات میان هموطنان و برابری میان مناطق کشور پس از زدودن محرومیت.
«محروم»، به واسطه جایگاه خود، کسی است که به بقای وطن خود ایمان دارد و در راه حمایت از وطن، جهاد و تلاش مضاعف میکند و میکوشد آن را وطنی حقیقی، مانند سایر وطنها کند.
«محرومکننده»، به واسطه جایگاه خود، کسی است که به بقای وطن خود ایمان ندارد و همانند مستأجری رفتار میکند که حفظ و نگهداری شیء مورد اجاره برایش اهمیتی ندارد. وضع کسانی که در ابتدای محنت وطن، وطنی دیگر برگزیدند و بلافاصله پس از فروکش کردن توفان بازگشتند تا غنایم را به خود اختصاص دهند، بهترین دلیل است؛ در حالی که «محروم» در خاک وطنش ماند و از آن دفاع کرد و در راه آن به شهادت رسید و با خون خود شکوهمندترین سند وفاداری به میهن را رقم زد.
کسانی که میپندارند ممکن است لبنان به محرومیتهای گذشته خود بازگردد، به نحوی همانند غارنشینان هستند و در نتیجه، سزاوار دلسوزی و افسوساند. دوره محرومیت و دولت اشخاص باز نخواهد گشت.
