گام به گام با امام موسی صدر جلد 8
خدمت به انسان عینیت مییابد؟ آموزههای آسمانی چنین میگویند. آری تو بیش از ربع قرن است که شهید بودهای؛ آنگاه که به استادی دانشگاه دمشق برگزیده شدی، همان زمان به کاروان شهدا پیوستی. معلمان کسانی هستند که همچون شمع ذوب میشوند و همهجا را روشن میکنند و وجود خود را که همواره ذوب میشود، وقف نسلهای آینده میکنند تا از آنان مدافعانی برای این سرزمین و سازندگانی برای این کشور تربیت کنند.
و تو امروز با شهادت مطلق خود از همه آنان و از همه شهیدان پیشی گرفتهای. ما تو را، همانگونه که آفریدگار مرگ و زندگی به ما فرمان داده است، جزو مردگان نمیَشماریم، بلکه جزو زندگانی هستی که : «عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم.»[9]
تو ای حافظ قرآن، میدانی که عبارت «عِندَ رَبِّهِم» بیانگر دنیای جاودانهای است که به آن منتقل شدهای. هر دانشجویی که فرهیخته شود و هر حقی که از آن دفاع شود و هر جرمی که با آن مبارزه شود، تو در ثواب آن شریکی و بر این اساس تو در بقای امت و عطا و عظمت و خدمات مکتبی آن نیز سهیم هستی. چراکه تو، به واسطه عطایی که کردهای، همواره حضور داری و همواره در حال تکامل هستی و دیگر دست جرم و نادانی به تو نمیرسد و این معنای تعبیر قرآن است که «روزی داده میشوند. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است، شادماناند. و برای آنها که در پیشان هستند و هنوز به آنها نپیوستهاند، خوشدلاند.»
تو از زمره این شهیدانی که ایستادگان را برمیانگیزی و بیتحرکان را انگیزه میبخشی و با شهادت خود محافظهکاران را متقاعد میسازی و به بزدلان جرئت میبخشی و روحیه زیردستان را بالا میّبری و بدینترتیب راه خود را به سوی پیروزی آشکار ادامه میدهی و جبههات را گسترش میدهی و بیعت را تازه میکنی و سلاح را ارتقا میبخشی و ساز و برگ را افزایش میدهی.
بدینترتیب، نتیجه این دوره این شد که نادانی و جرم بر تو دست یافتند، ولی تو رفعت یافتی و به خروش درآمدی و در برابر دشمن قد برافراشتی و زمین و آسمان را پر کردی و ازل را به ابد پیوند دادی و دیگر سلاح جهل نمیتواند به تو آسیبی برساند و جرم نیز نه پشتوانه مالی دارد تا به تو گزندی برساند و نه داسی دارد تا وجود جدید و جاودانه تو را از بین ببرد. و تو همچنان دعوت میکنی و بشارت میدهی و به سوی پیروزی رهبری میکنی.
پیروزی تنها از آن توست و جرم و نادانی بهرهای جز خسران و حسرت ندارند.
و اکنون ما، در مراسم گرامیداشت تو، به تو گوش فرا میدهیم و بازده علمی فراوان تو را که نتیجه درآمیختگی دانش با ایمان است و به تعبیر درستتر، دانش برگرفته از ایمان، مرور میکنیم. تو عطا کردی بدون آنکه هیچ مزد و یا حدی برای آن تعیین کنی؛ همانگونه که مادر عطا و دهش دارد و عطای بیحساب او «وجه الله» در روی زمین است. اگر کودک که تجسم این عطاست، پدید نمیآمد، دیگر نه پدری بود که بیحساب ببخشد و نه آموزگاری که رسالت او تعلیم باشد و نه پزشکی که درمان را مایه کمال خود بداند. و بدینترتیب، این نسل امتداد و تکاملبخش دیگر نسلها میشود. امّا اگر آموزگار به دانشآموز خود، به همان اندازهای که مزد
[9]. «نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادماناند. و برای آنها که در پیشان هستند و هنوز به آنها نپیوستهاند خوشدلاند.» (آل عمران، 169-170)
