گام به گام با امام موسی صدر جلد 8

جلد: 8
صفحه: 185

خدمت به انسان عینیت می‏یابد؟ آموزه‏های آسمانی چنین می‏گویند. آری تو بیش از ربع قرن است که شهید بوده‌ای؛ آن‌گاه که به استادی دانشگاه دمشق برگزیده شدی، همان زمان به کاروان شهدا پیوستی. معلمان کسانی هستند که همچون شمع ذوب می‏شوند و همه‌جا را روشن می‏کنند و وجود خود را که همواره ذوب می‏شود، وقف نسل‌های آینده می‌کنند تا از آنان مدافعانی برای این سرزمین و سازندگانی برای این کشور تربیت کنند.

و تو امروز با شهادت مطلق خود از همه آنان و از همه شهیدان پیشی گرفته‏ای. ما تو را، همان‌گونه که آفریدگار مرگ و زندگی به ما فرمان داده است، جزو مردگان نمی‏َشماریم، بلکه جزو زندگانی هستی که : «عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم.»[9]

تو ای حافظ قرآن، می‏دانی که عبارت «عِندَ رَبِّهِم» بیانگر دنیای جاودانه‏ای است که به آن منتقل شده‏ای. هر دانشجویی که فرهیخته شود و هر حقی که از آن دفاع شود و هر جرمی که با آن مبارزه شود، تو در ثواب آن شریکی و بر این اساس تو در بقای امت و عطا و عظمت و خدمات مکتبی آن نیز سهیم هستی. چراکه تو، به واسطه عطایی که کرده‌ای، همواره حضور داری و همواره در حال تکامل هستی و دیگر دست جرم و نادانی به تو نمی‏رسد و این معنای تعبیر قرآن است که «روزی داده می‌شوند. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است، شادمان‌اند. و برای آن‌ها که در پی‌شان هستند و هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند، خوشدل‌اند.»

تو از زمره این شهیدانی که ایستادگان را برمی‏انگیزی و بی‏تحرکان را انگیزه می‌بخشی و با شهادت خود محافظه‏کاران را متقاعد می‏سازی و به بزدلان جرئت می‏بخشی و روحیه زیردستان را بالا می‏ّبری و بدین‌ترتیب راه خود را به سوی پیروزی آشکار ادامه می‏دهی و جبهه‏ات را گسترش می‏دهی و بیعت را تازه می‏کنی و سلاح را ارتقا می‏بخشی و ساز و برگ را افزایش می‏دهی.

بدین‌ترتیب، نتیجه این دوره این شد که نادانی و جرم بر تو دست یافتند، ولی تو رفعت یافتی و به خروش درآمدی و در برابر دشمن قد برافراشتی و زمین و آسمان را پر کردی و ازل را به ابد پیوند دادی و دیگر سلاح جهل نمی‏تواند به تو آسیبی برساند و جرم نیز نه پشتوانه مالی دارد تا به تو گزندی برساند و نه داسی دارد تا وجود جدید و جاودانه تو را از بین ببرد. و تو همچنان دعوت می‏کنی و بشارت می‏دهی و به سوی پیروزی رهبری می‏کنی.

پیروزی تنها از آن توست و جرم و نادانی بهره‏ای جز خسران و حسرت ندارند.

و اکنون ما، در مراسم گرامیداشت تو، به تو گوش فرا می‏دهیم و بازده علمی فراوان تو را که نتیجه درآمیختگی دانش با ایمان است و به تعبیر درست‏تر، دانش برگرفته از ایمان، مرور می‏کنیم. تو عطا کردی بدون آنکه هیچ مزد و یا حدی برای آن تعیین کنی؛ همان‌گونه که مادر عطا و دهش دارد و عطای بی‏حساب او «وجه الله» در روی زمین است. اگر کودک که تجسم این عطاست، پدید نمی‏آمد، دیگر نه پدری بود که بی‏حساب ببخشد و نه آموزگاری که رسالت او تعلیم باشد و نه پزشکی که درمان را مایه کمال خود بداند. و بدین‌ترتیب، این نسل امتداد و تکامل‏بخش دیگر نسل‏ها می‏شود. امّا اگر آموزگار به دانش‏آموز خود، به همان اندازه‏ای که مزد

[9]. «نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادمان‌اند. و برای آن‌ها که در پی‌شان هستند و هنوز به آن‌ها نپیوسته‌اند خوشدل‌اند.» (آل عمران، 169-170)