گام به گام با امام موسی صدر جلد 3
جنبش هایی که در جنگ جهانی دوم و قبل و بعد از آن شکل گرفت روشن می شود. شمار اعضای جبه? مقاومت محدود است و فعالیت آن نیز سرّی است و ابعاد و جزئیات آن برای مردم روشن نیست. این فعالیت ها را معمولاً افرادی اندک انجام می دهند. ملت فلسطین را نه می توان مانند نیرویی سیاسی و اجتماعی از مبارزات آزادی بخش فلسطین دور کرد و نه می توان به طور آشکار آنها را در فعالیت های کلاسیک مقاومت به کار گرفت. این وضعیت، فلسطینیان را بر آن داشته است که مقاومت خود را انقلاب بخوانند و به مثاب? اعضا و تود? این انقلاب از آن حمایت و پاسداری کنند. اقدام انقلابی، اقدامی کاملاً مبتنی بر جنگ و گریز است. قوانین انقلاب با دیگر قوانین تفاوت دارد. اینجاست که دشواری تدوین توافق نامهای برای تعریف روابط میان مقاومت و حکومت هر کشوری روشن می شود. فقط در لبنان چنین نیست بلکه در هر کشوری حتی در سوریه، مصر، اردن، سودان و حتی لیبی یا هر کشور دیگری نیز چنین است. اینجاست که ضرورت گفتوگو روشن می شود، زیرا گفتوگو توافقنامهای پویا و زنده است در حالی که توافقنامه هایی که فقط بر روی کاغذ باشد، جامد و بی روح است و فقط وقتی بین دو دولت نظامی یا دو شرکت تجاری باشد، سودمند است. توافق نامه های کتبی نمی تواند روابط میان قوای نظامی و جبه? مقاومت را تعیین و ساماندهی کند و از این رو هر دو به گفتوگوهای همیشگی نیازمندند تا امکان تغییر، جنگ و گریز و به تأخیر انداختن و جلو انداختن وجود داشته باشد و تفاهم میان دو طرف بتواند پایدار بماند. در نتیجه باید گفت این سرنوشت لبنان است.
پس از آن امام صدر روند حوادث اخیر را آن گونه که خود از نزدیک لمس کرده است بازگو می کند و می گوید:
پس از این مقدمه، می توانم بگویم ما می شنیدیم که دولت در صدد از بینبردن مقاومت است و مسئولان بسیار ناراحتاند، ولی وقتی در طول این جریان ها با مسئولان تماس گرفتیم، دریافتیم که از بینبردن مقاومت بعیدترین فکری بود که ممکن بود به ذهن مسئولان خطور کرده باشد، زیرا روشن شد که رئیسجمهور، ارتش، دیگر مسئولان و حتی گروه های مردمی که گمان می شد مقاومت را تأیید نمی کنند و حتی گروه هایی که در گذشته و در چند مورد ازجمله در کحاله با مقاومت درگیری داشتند، دربار? این مسئله کاملاً تفاهم دارند. از این رو، می توانم بگویم مقامات لبنانی به تفاهم و همدلی، تمایل و حسن نیت دارند ولی به خاطر آنکه میان دو طرف به طور مستمر مذاکره وجود نداشت، این تفاهم تحقق نیافته بود و همین امر باعث شد روابط لبنان و فلسطین شکل بادیه نشینی پیدا کند.
همین احساس به طور کامل در سران مقاومت وجود دارد. در دیدارهایی که داشتیم دربار? هم? موضوعات گفتوگو کردیم و برای من روشن شد که مقاومت، هم به خاطر مصلحت لبنان و هم به خاطر مصلحت خودش به حاکمیت لبنان و پاسداری از آن اهتمام می ورزد و همچنین به ضرورت دخالت نکردن در مسائل داخلی لبنان از انتخاب کدخدا و شهردار گرفته تا اصل نظام، پایبند است. رهبر کنونی مقاومت بر این عقیده است که نباید در این مسائل دخالت کند ولی اصول اعتقادی برخی از گروه های
