گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 420

‌شما نباید در مرزهای ‌وطن ‌اندوهناکمان ‌صرف شود؟

ای ‌خاندان ‌زغیب، کجا رفت ‌آن ‌علم ‌و دین‌ و تقوای ‌الهی؟

ای خاندان ‌شقیر و خاندان الجبلی، کجا رفت آن ‌پیشانی‌هایی ‌که ‌آثار سجده ‌بر آن ‌بود؟

ای ‌خاندان‌های ‌دندش و شمص و جعفر و علو، آیا میراث مبارزه ‌با استعمارگر و اشغالگر و نفوذی ‌و طمع‌کار، این‌گونه ‌به شما رسیده ‌است؟

ای ‌اهالی ‌بریتال، آیا دژ ملی‌ و پناهگاه ‌مردان ‌به ‌چنین ‌روزی ‌افتاده ‌است؟

ای ‌خاندان ‌حیدر و یاغی، آیا منتظرید از من ‌درس ‌سازندگی ‌و حراست ‌وطن ‌را بیاموزید؟

و شما … شما؟

ای ‌برادرانم ‌در بعلبک ‌و هرمل،

‌عقلایتان ‌کجایند تا سفیهان ‌را بازدارند و آنان ‌دست ‌از این ‌کارها بکشند؟ و یا عقلا در راه دفاع ‌از انسان ‌و وطن ‌و پاسداری ‌از مکارم ‌اخلاقی کشته می‌شوند؟

کجاست آن احساسات لطیف؟ کجاست آن خردهای روشن؟ کجاست آن دست‌ها و زبان‌های قاطع؟ کجایند مردان مسئولیت‌پذیر؟ کجایند ستون‌های زمین؟ کجایند مرکز آرزوها؟ کجاست آرزو؟

ما اینجا در بیروت، در شمال، در جنوبِ ‌تهدید‌شده، در روستاهای ‌ویران‌شده ‌و میان ‌آوارگان ‌در دریایی ‌از مشکلات ‌عمیق ‌به ‌شما انسان‌های ‌شریف ‌می‌نگریم.

ما به ‌شب ‌تیره ‌می‌نگریم ‌و در انتظار سپیده‌دم ‌بودیم، ‌ولی ‌دیدیم‌ که ‌تیرگی‌اش ‌افزون‌تر شده ‌است ‌و این ‌تیرگی در ژرفای ‌این ‌منطقه ‌عزیز فرو رفته ‌است و اندوه و نگرانی ‌را به چشم‌های ‌ما انعکاس ‌می‌دهد و دغدغه‌ای ‌را که‌ پایانی ‌بر آن ‌نیست‌…

برادران، دوستان ‌شما در ماتم‌اند و دشمن ‌شما در پی ‌فرصت ‌است. ‌شماتتگران راه ‌را پر کرده‌اند. آیا صدای ‌شماتتشان ‌را می‌شنوید؟

اگر دولت ‌به ‌سبب ‌هراس ‌و یا فقر اخلاق ‌و فقدان ‌بینش ‌شما را فراموش ‌کرده ‌است، ‌آیا خودتان ‌هم‌ خود ‌و امنیت ‌و سعادت ‌و شرافت ‌و انسانیت ‌و وطن‌دوستی‌تان ‌را فراموش ‌کرده‌اید؟

اگر سرپرستان ‌شما مرده‌اند، آیا به دالان‌ فراموشی ‌و سرگردانی ‌و آدم‌کشی ‌روانه خواهید شد؟

آیا شما سفیه ‌و صغیرید که ‌اگر حکومت ‌بالای ‌سرتان ‌نباشد و حتی ‌اگر دیگران ‌گمراه ‌شدند، گمراه شوید؟

آیا موج هولناک به کسی رحم می‌کند؟

آیا ارزیابی ‌حقوق‌ و ارزش‌ها و کرامت‌ها به ‌دست ‌ظالمان ‌و جاهلان ‌و اوباش ‌سپرده‌ شده ‌است؟

آیا در تاریخ‌ِ درندگان ‌این‌گونه ‌دریده ‌شدن ‌سابقه ‌دارد که ‌دل ‌را می‌سوزاند و استخوان ‌را می‌شکند؟

ای ‌مردم، آیا در برابر پایمال‌شدن ‌حق،‌ سکوت ‌می‌کنید و فراموش ‌کرده‌اید که ‌چنین ‌کسی ‌شیطان‌ِ گنگ ‌است؟[89]

اما بعد، ای ‌شجاعان، شما سه گزینه ‌در برابرتان دارید تا به ‌صلح ‌باز گردید و کار را به ‌خدا واگذارید:

1ـ اگر دنبال ‌مال ‌و متاعید، به ‌من ‌اجازه ‌دهید که آن ‌را از طریق ‌برادرانتان ‌در گوشه ‌و کنار جهان ‌فراهم ‌آورم ‌تا دیه ‌قربانیان ‌را از آن‌ بپردازم ‌و آخرین ‌میخ ‌را بر تابوت ‌نزاع ‌و خصومت ‌و سرگردانی ‌بکوبم.

2ـ اگر دنبال ‌جنگید، مرا هم ‌یکی ‌از خود ‌بدانید که ‌باید در مسیر فداکاری ‌برای ‌قدس ‌عزیز حرکت‌ کنیم ‌و هرکس ‌از ما بر زمین ‌افتاد و شهید شد، در


[89]هاشاره به تعبیر «الساکت من الحق شیطان اخرس»