گام به گام با امام موسی صدر جلد 1
او هیچ شباهت و یا حتی قرابتی ندارد. چهبسا، بگوییم که اشکال ندارد، باید تعارف کنیم. برادران، قرآن کریم میفرماید: ( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا.) [315] اصلاح کردن کارها و بخشیدن گناهان نتیجه پرهیزکاری و راستی است. تقوا پیشه کنید و راستگو باشید. نگویید این سخنان حرف است، من با فلانی تعارف کردم، خواستم او را راضی کنم، هرگز.
سخن و زبان تو کلید شخصیت و وجود توست. اگر سخنان و نوشتههای خود را بیارزش شماریم و در آن دقت نکنیم، خویشتن را بیارزش کردهایم. زبان من، سخن من، شهادت و رفتار من، نوشتهها و امضا و عملکرد من جزئی از شخصیت و ثمره زندگی من است. اگر آن را بیارزش بشمارم، پس معنای آن این است که برای خود ارزش و شخصیت قایل نیستم. بنابراین، نباید در برابر تو صحبتی کنم، تا تو را راضی کنم و بعد بگویم اشکال ندارد، این تعارف معمولی است. ای کاش سخنان ما به همین تعارفات محدود میشد. چه بسیار است سخنانی که در مجالس میگوییم و سبب گمراه کردن مردم میشود. زمانیکه من از افراد متعدد تعارف و تعریف و تمجید بشنوم و دو، سه یا چهار و یا پنجاه نفر همین سخنان را تکرار کنند، در این صورت، کلام آنان مرا گمراه میکند و باور میکنم که حق با من است. به همین سبب، رفتارهای نابجا از من بروز میکند. تعارفات و تملقها و سخنان چندگانه ما، دوست ندارم بگویم دورویی و نفاق ما، حقیقت را در جامعه ویران میکند و سبب میشود که حق در جامعه ما برپا نگردد و باطل از بین نرود. چگونه ممکن است حق در چنین جامعهای رشد کند و باطل از میان رود، درحالیکه ما در برابر سخن باطل سکوت میکنیم و باطل بودن آن را بیان نمیکنیم؟ حدیث میفرماید: «هر کس از شما منکری را مشاهده کند، بر اوست که آن را با دست خود تغییر دهد و اگر نمیتواند با زبان خود و در غیر این صورت، با قلب خود آن کار زشت را انکار کند و این کار ضعیفترین درجه ایمان است.» ولی ای کاش زمانی که میبینیم کسی کار زشتی انجام میدهد، فقط سکوت کنیم. ما به سکوت اکتفا نمیکنیم، بلکه به کسی که آن کار زشت را انجام میدهد، احترام هم میگذاریم، او را تشویق هم میکنیم تا اینکه آن شخص احساس میکند بعد از ظلم و حیلهگری و گناهی که مرتکب شده، مقام و منزلتش بالاتر رفته است.
ملاحظه کردن مقام و موقعیت افراد رفتاری است که در همه ما به صورت عجیبی جا افتاده است. این تعارفها و تملقها جدیت را از ما گرفته است.
بنده هنگامیکه ملاحظه شما را میکنم و علیرغم اینکه خیر و صلاح و روزی من به دست شما نیست، همانگونه که شما میخواهید صحبت میکنم، چگونه میتوانم در برابر منفعت یا فشار یا ظلم و طغیانگری بایستم؟ امکان ندارد بنده در راه حقیقت موفق شوم، اگر در برابر مشکلات جدیت و تحمل نداشته باشم. با این وضع، نه در جامعه و نه در زندگی خصوصی خود، ممکن نیست که پیروز شویم.
گفتار و رفتار علی(ع) چه در برابر مردم و چه غیاب آنان یکسان بود. علی(ع) در زمان زندگیاش به سرزنشگران توجه نکرد و منافعش موجب نشد
[315]«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا بترسید و سخن درست بگویید، خدا کارهای شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بیامرزد. و هرکه از خدا و پیامبرش اطاعت کند، به کامیابی بزرگی دست یافته است.» (احزاب،70ـ71)
