گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 180

چنین‌ تفسیـر و تحلیـلی‌ از شیطـان‌ بـه‌طور ریشه‌ای‌ بـا مفهوم‌ اهریمن‌ نزد ایرانیان‌ کهن‌ متفاوت‌ است، زیرا آنان اهریمن‌ را خالق‌ بدی‌ها می‌دانند که‌ همواره‌ با اهورامزدا، آفریدگار نیکی‌ها، در حال نزاع و نبرد است. آری، شیطانِ‌ مخلوق‌ با اهریمن ـ که‌ خالق‌ است ـ از نظر مبدأ‌ و اثر به‌کلی‌ تفاوت‌ دارد، زیرا مسئله‌ شرارت‌ ذاتی، که‌ از معتقدات‌ انسان‌های‌ مؤ‌من‌ به‌ دو خدای‌ خیر و شر است، در طول‌ تاریخ، از مشکلات‌ بزرگ‌ بوده‌ است. چنین‌ انسانی‌ می‌بیند که همه‌ هستی، اجتماع‌ و انسان، درعین‌حال، هم‌ خدای‌ خیر و هم‌ خدای‌ شر، هر دو را پیروی‌ می‌کنند. و چنین‌ انسانی‌ که‌ در وجود خود و اجتماع‌ و مبدأ‌ و سرنوشت‌ دوگانگی‌ می‌بیند و در ذات‌ و سلوک‌ و زمان‌ و مکان‌ خود در جنگی دائمی‌ به‌‌سر می‌برد، انسانی‌ شکست‌خورده‌ و ناتوان‌ است.

مفهوم‌ شیطان، از دیـدگاه‌ اسلام، با این‌ نظر که‌ وی‌ مالک‌ جهنم است‌ و رئیس‌ این‌ جهان‌ و خدای‌ دنیاست، که‌ در تحلیل‌های‌ دیگری‌ آمده‌ است، اختلافات‌ اساسی‌ دارد. نیز مفهوم‌ شیطان‌ از نظر ما با دیدگاه‌ برخی‌ دیگر که‌ او را موحّد‌ بزرگ، بل‌ بزرگِ‌ قدیسان‌ و قائد موحدان‌ جهان‌ می‌شمارند، چون‌ از سجده‌ بر غیر‌خدا امتناع‌ ورزید، تفاوتی‌ بنیادین‌ دارد.

اما اصالت‌ اندیشه‌ دینی‌ دربـاره‌ شیطان‌ در بُعد تربیتی، در قـرآن کریم، به اوج می‌رسد. در این‌ تحلیل نام‌ اصلی‌ شیطانْ‌ ابلیس‌ است که‌ از مقربان‌ دربار الهی‌ به‌شمار می‌آمد و بعد از مقام‌ قرب‌ خداوندی، به‌ علت‌ نافرمانی‌ و معصیتی‌ که‌ بر اساس‌ غرور و استکبار از وی‌ سر زد، مطرود شد و از آن‌ پس‌ شیطان‌ نام‌ گرفت. پس‌ انحراف‌ و شقاوت‌ و طردْ پیامد عصیان‌ فرمان‌ خدا بود، نه‌ اینکه‌ وی‌ ذاتاً‌ شقی بود.‌‌ طرد و دورکردن او‌ از مقام‌ قرب‌ الهی‌ نیز بی‌علت نبوده است.

از طرف‌ دیگر، شیطان به‌‌منـزله‌ یــک‌ ذات‌ مشخص، تبلـور و تجسمی‌ است‌ از وحدت‌ نیروهای‌ شر که‌ در برابر نیروهای‌ خیر قرار گرفته‌اند و نبرد ازلی‌ و ابدی‌ را میان‌ حق‌ و باطل‌ از هر نوع و وصف و قدرت‌ و اندازه‌ موجب‌ شده‌ است.

از مهم‌تریـن‌ جنبه‌هـای‌ تـربیتی‌ ایـن‌ دیـدگاه‌ جنبه‌ اغواگـری و گمراهی‌ و انحراف‌ به‌دست شیطان‌ و با مساعدت‌ لشکریان‌ او، از جمله‌ نفس‌ اماره به‌ سوء است که‌ خود بیانگر حد و قطعیت‌ آزادی‌ و اختیار انسان‌ است‌ و تأ‌کید بر این‌ واقعیت‌ دارد که‌ انسان‌ میان‌ خیر و شر مخیر است، نه‌ اینکه‌ مجبور و ناچار باشد تا به‌ آن‌ هدف‌ و مقصود و مسیری رهنمون‌ شود که‌ نقش‌ تکوینی‌ او برایش‌ مقرر داشته‌ است.

قـرآن‌ کریم آزادی‌ و اختیـار انسان‌ را به‌ صورت‌ داستانـی‌ در یک ‌تابلوی‌ زیبا ترسیم‌ و در آیات‌30 تا 38 سوره‌ بقره چگونگی‌ آفرینش‌ را تشریح‌ کرده‌ است. به‌ موجب‌ این‌ آیات‌ شریفه، خداوند اراده‌ کرده‌ است‌ که‌ خلیفه‌ای‌ روی‌ زمین‌ مستقر کند، نه‌ موجودی‌ چونان‌ ابزارِ‌ بی‌اراده‌ یا شبیه‌ به‌ آن، بلکه‌ مشیت‌ خداوند بر آفرینشِ‌ موجودی‌ تعلق‌ گرفته‌ است‌ که‌ بتواند بر طبق‌ اراده‌ و اختیار خود عمل‌ کند و در اعمال‌ ارادی‌ و اختیاری، آزادی‌ خویش‌ را به‌ آزمایش‌ گذارد. بدیهی‌ است‌ که‌ آزادی‌ و اختیار انسان، در عمل، آن‌گاه‌ محقق‌ خواهد شد که‌ گرایش‌های‌ خیر و شر، هر دو، در نهاد وی‌ وجود داشته‌ باشد و با وجود راه‌های‌ خیر و شر در روی‌ زمین‌ بود که‌ خداوند انسان‌ را با این‌ خصایص‌ آفرید و سپس،‌ اسما را به‌ وی‌ آموخت‌ و او را برای‌ شناخت‌ جهان‌ آفرینش‌ و نیروهای‌ خلقت‌ و احاطه‌ بر آن‌ها آماده‌ ساخت. در این‌ هنگام‌ بود که‌ به‌ ملائکه‌ فرمان‌ داد بر آدم‌ سجده‌ کنند. پس‌ همه‌