گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 248


من چقدر از نافرمانی‌ها و حملات [خودسرانه] رنج بردیم، نه از جبهه لبنان، که از هم‌کیشان و فرزندان خودمان. در هر حال، حساب آنان پاک است. در واقع، اوضاع و احوال بسیار سختی است. من طی دو هفته گذشته چندین دیدار با سران مقاومت فلسطین داشتم. صراحتاً می‌گویم که من تصور می‌کردم جنگی که رخ داد از سوی جبهه مخالفان بود. امّا معلوم شد که خود رهبران مقاومت تصمیم گرفته بودند که نهاریا را بمباران کنند؛ نه فقط این بار که بار قبل نیز وقتی به نبطیه حمله شد و به آواره شدن 120 هزار نفر انجامید، یکی از رهبران فلسطینی پس از دوازده روز که جنگ ادامه یافت، گفت: ما چقدر از این جنگ بهره بردیم، چراکه دنیا فکر کرد ما نماینده ملت فلسطین هستیم و باید به خواسته ما اهمیت دهد. عجیب است.
خب، اگر شما در سرزمین خودتان بودید و این حملات را انجام می‌دادید و هزینه آن را نیز از جیب خودتان می‌پرداختید، اشکالی نداشت. ولی اکنون شما حمله می‌کنید و ما بهای آن را از جیبمان می‌پردازیم. مگر نمی‌گویید که ما و شما یکی هستیم؟ اگر یکی هستیم، در سرزمین نیز با ما شریک باشید؛ در پرداخت هزینه نیز با ما شریک باشید؛ در خسارت‌ها نیز با ما شریک باشید. شما بدون اراده من و از خانه من حمله را آغاز می‌کنی و سپس می‌گریزی و خانه من مورد حمله قرار می‌گیرد. این چه حکایتی است؟ هیچ‌کس در دنیا جز مقاومت فلسطین و اهالی جنوب چنین کاری نمی‌کنند.
ما از سر عصبانیت و ناراحتی این حرف را نمی‌زنیم، بلکه با اعصابی آسوده و آگاهانه سخن می‌گوییم. خدا شاهد است که این کار ظلم است و هیچ‌کس آن را نمی‌پذیرد. هیچ تجهیزاتی برای امدادرسانی به زخمی‌ها وجود ندارد. خب، این چه وضعی است؟ من تجهیزات امدادرسانی ندارم؛ خانه ندارم؛ پناهگاه ندارم. از روستایی کاملاً غیرنظامی و بی‌دفاع حمله می‌کنند و می‌گریزند. این چه وضعی است؟ به هر حال، ما تلاش‌هایی می‌کنیم و می‌گوییم:
قومی هم قتلوا أمیم أخی
فإذا رمیت یصیبنی سهمی.
س... .
ج. خوب است. خدا به آنان خیر دهد. خوب است. موضع آن‌ها موضعی درست و بی‌نقص است. ولی به‌طور کلی برادران، من شرمنده‌ام که باید بگویم نسخه‌ای از سخنرانی نماز جمعه در عاملیه در مسجد صفا درباره حج و هجرت به همراه داشتم که گم شد. البته، در أمل و رسالة هم مقاله‌ای با عنوان «اسلام و فرهنگ قرن بیستم» چاپ شده است.
من می‌خواهم عذرخواهی کنم، زیرا سفری در پیش دارم و گذشته از آن، میهمان دارم و وضع جسمی‌ام نیز چندان مساعد نیست. بنابراین، از ارائه بحث عقیدتی عذرخواهی می‌کنم. هفته آینده من حضور ندارم. إن‌شاء‌الله پانزده روز دیگر با وضعی روشن‌تر و برنامه‌ریزی بهتر با یکدیگر دیدار می‌کنیم. از برادران خواهش می‌کنم که طی این مدت به درس‌هایی که توزیع شده مراجعه کنند و دفتر عقیده و فرهنگ نیز تحرکی انجام دهد و امور برادران را ساماندهی کند. درمورد بحث نقش جنبش و برود آن نیز عجله نکنید که « ﴿ آتِیَةٌ لاَ رَیْبَ فِیهَا .»[90] آینده از آن جنبش است.


[90]. «خواهد آمد، شکی در آن نیست.» (حج، 7)