توهم که مبادا غرور به ایشان نزدیک شود، سبب شد که خداوند، ( سبحانه و تعالی ) ، پیامبر را از اینکه بهتدریج مغرور شود، برحذر دارد و گوید بر توست که استغفار کنی، مبادا که ذرهای از علائم غرور در تو ظاهر شود.
حقیقت آن است که ایمان حقیقی آدمی در چنین مواقعی آشکار میشود. همانطور که پیروزی ممکن است انسان را منحرف کند، شکست و خشم و مصیبت و فقر و ثروت و حالات دیگر نیز ممکن است انسان مؤمن را تکان دهد. اگر ایمان شخص قوی باشد، مؤمن باقی میماند. اما اگر ایمان او تازه و سطحی باشد، منحرف خواهد شد. از آن روست که در حدیث آمده است که پیامبر(ص) سر فرود آورد و در حال استغفار خداوند وارد مکه شد. هنگامی که شنید یکی از اصحابش پرچم بلند کرده و میگوید : «امروز، روز انتقام است، امروز حرمتها برداشته شده است»، به علی(ع) دستور داد که خود را به او برساند و پرچم را از او بگیرد و وارد مکه شود و به آرامی و نرمی بگوید : «امروز روز رحمت است. امروز روزی است که خدا به قریش عزت داد.»
پیامبر(ص) وقتی در نزدیکی کعبه با بزرگان قریش دیدار کرد، گمان میبردند که زیر تیغ شمشیر خواهند رفت. اما پیامبر آمد و بر در کعبه ایستاد و فرمود : «لا إِله الَّا اللّهُ وَحدَهُ وَحدَهُ أَنجَزَ وَعدَهُ وَ نَصَرَ عَبدَهُ وَ هَزَم الأَحزابَ وَحدَهُ.» (خدایی جز خدای یکتا نیست، او یکتای یکتاست، وعده او محقق شد و بنده او پیروز و او بهتنهایی احزاب را شکست داد.) پیامبر(ص) اینگونه تأکید کرد که خدای پاک و بلندمرتبه است که حاکم و پیروز است و اوست که هرکس را که از او پیروی کند، پیروز میکند. سپس، پیامبر(ص) از بزرگان قریش شکایت کرد و به ایشان گفت : «چه همسایههای بدی برای پیامبر بودید، تکذیب کردید و طرد کردید، آزار دادید و تبعید کردید. اکنون میگویید که با شما چه کنم؟» گفتند : «برادری کریم و برادرزادهای کریم.» پیامبر(ص) فرمود : «بروید که شما آزادید.» قوم رفتند، گویی که از قبر خارج میشدند و بر اسلام گرویدند. خداوند، ( سبحانه و تعالی ) ، عمداً پیامبر خود را بر جان آنان مسلط ساخت و از این روی، اهل مکه به آزادشدگان معروف شدند. پیامبر(ص) در ماه رمضانالمبارک به مکه وارد شد و پیروز شد. از خدا میخواهیم که این امت را نیز پیروز گرداند و آنان را در چنین ماه مبارکی وارد بیتالمقدس، قبله دوم مسلمانان، کند؛ إنشاءالله.
والسلام علیکم و رحمةاللّه و برکاته.
