این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَب وَتَبَّ ﴾ .
دستهای ابولهب بریده باد و هلاک بر او.
﴿ مَا أَغْنَی عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ﴾ .
دارایی او و آنچه به دست آورده بود به حالش سود نکرد.
﴿ سَیصْلَی نَارًا ذَاتَ لَهَب ﴾ .
زودا که به آتشی شعلهور درافتد.
﴿ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَـةَ الْحَطَبِ ﴾ .
و زنش هیزمکش است.
﴿ فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَد ﴾ .
و بر گردن ریسمانی از لیف خرما دارد.
این سوره مبارک مردی را تقبیح میکند که نام یا کنیهاش ابولهب و اسمش عبدالعزی است. این فرد که از خویشان رسولاللّه(ص) بوده، در قرآن مورد سرزنش و عتاب واقع شده، چون گمراه بوده است. این تأکیدی است که نژادپرستی و قبیلهپرستی و خویشی در اسلام جایی ندارد. اسلام کافر را طرد میکند، حتی اگر عموی پیامبر(ص) باشد. سوره درباره ابولهب و زنِ او، که قرآن کریم او را هیزمکش مینامد، نازل شده است. اسم این زن امجمیل، دختر صخر، است. او سخنان پیامبر را به کفار منتقل و در مردم تشویش و نگرانی ایجاد و سخنچینی میکرد. هنگامی که رسول خدا از جایی عبور میکرد، ام جمیل هیزم و خار در سر راه ایشان قرار میداد. آن زمان کوچهها باریک بود و رسول خدا از کار این زن اذیت میشد.
این سوره پس از آن نازل شد که رسولاللّه همه خویشاوندان و آشنایان خویش را بر اساس امر الهیِ « ﴿ وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ ﴾ »[261] دعوت کرد و به آنان اسلام را بشارت داد. آنان را دعوت کرد و به ایشان گفت: «اگر به شما خبر دهم دشمن صبح تا شام با شماست، باور نمیکنید؟» گفتند: «بله.» پیامبر فرمود : «پس من به شما هشدار میدهم که در پیشروی شما عذاب شدیدی است.» در آن هنگام ابولهب گفت: «مرگ بر تو، آیا برای همین همه ما را دعوت کردی؟» در این زمان این آیه نازل شد که: « ﴿ تَبَّت یَدا أَبِی لَهَب وَ تَبَّ ﴾ .» در انتخاب کنیه، تحقیرِ ابولهب و نیز، برقراری ارتباط میان او و آتش در نظر است. انحراف ابولهب به طرد شدن او انجامید و دارایی او و آنچه به دست آورده بود، به حالش سودی نبخشید. نیز هرآنچه عزت کسب کرده بود و روابطی که با همه مردم برقرار کرده بود، نمیتوانست مانع
[261]. «خویشاوندان نزدیک را بترسان.» (شعراء، 214)
