این شعر از ابوالحسن تهامی است. این شاعر شعری در رثای فرزندش دارد که شاید بهترین رثا در زبان عربی باشد. در این رثا که با بیت معروفی آغاز میشود، حکمتها و پندهای بلندی وجود دارد :
تا اینکه به این دو بیت معروف میرسیم. در این دو بیت هم فرزند متوفایش را خطاب میکند :
(حکم مرگ برای همه جاری و ساری است، این سرا سرای جای گرفتن نیست. / زندگی خواب و مرگ بیداری است، و آدمی میان آن دو چونان شبحی گذراست. / در حالی که میپندارد خبردهنده مرگ دیگران است، خود یکی از اخبار میشود (خبر مرگ او را میدهند.) / من همنشین دشمنانم شدم و او مجاور پروردگارش شد. فرق بسیار است میان همنشینی من و همنشینی او. / من بر آنان که بر من حسد میورزند دل میسوزانم، از بس که سینههاشان از کینه آکنده است. / به آنچه خدا نصیب من کرده است، نظر میافکنند. چشمشان در بهشت است و قلبشان در دوزخ.)
در بیت آخر اشاره میکند که بیشک چشمشان به دنبال نعمت خداوند است و به بهشت مینگرند، اما قلبشان آتش گرفته و در جهنم است.
نکته تربیتی مهم دیگری درباره «إذا حَسَد» وجود دارد که خواهش میکنم به آن توجه کنید. بسیاری از ما و چهبسا بنابه طبیعت خود، حسد میورزیم و جای ملامت هم نیست، زیرا خلقت آدمی اینگونه است. برخی ارادهای ضعیف دارند، برخی دیدشان ضعیف است، برخی خوب حرف نمیزنند، برخی صدایشان آهسته است و برخی نیز به سبب وراثت یا محیط یا تربیت حسودند و در قلبشان حسادت هست. گناه چنین کسی که اینگونه آفریده شده است، چیست؟ باید خود را درمان کند، اما چگونه؟ باید حسادت را سرکوب کرد. اگر کسی حسادت ورزید اما حسادتش را نادیده گرفت و به مقتضیات حسدش عمل نکرد، در این صورت، حسد کمرنگ و کمرنگتر میشود تا اینکه بمیرد. حسد آدمی را وامیدارد تا بر ضد کسی سخن بگوید، توطئه بچیند و مشکلاتی برایش ایجاد کند. اما اگر حسادت را نادیده بگیریم و از آن پیروی نکنیم، آهستهآهسته حسد کمتر میشود تا اینکه از میان میرود. حسادت با سرکوب کردنش از میان میرود، برخلاف دیگر امیال آدمی. فیالمثل، اگر فطرت یا غریزه جنسی یا غریزه مدنیت در آدمی سرکوب شود، از بین نخواهد رفت، بلکه به عقل باطن راه مییابد و مشکلات و دشواریهای دیگری میآفریند. این مسئله درمورد اموری است که از طبیعت آدمی نشئت میگیرد. اما آنچه خارج از طبیعت آدمی است، اینگونه نیست. اگر بیماریهایی مثل حسد و ترس و بخل و وسواس را که مرضی در فطرت آدمی هستند، سرکوب کنیم، از میان میروند و پایان مییابند. از همین روست که
