مرد مریضی است که با تلقین به خود گره کارش را کورتر کرده است. پس، راه درمانش این است که به پروردگار پگاه، به خداوند پناه بیاورد و باور داشته باشد که آدمی در برابر پروردگارش هیچ اختیاری ندارد و هیچ انسانی نمیتواند به دیگری آسیبی برساند، مگر آنکه خداوند بخواهد. با این کار تلقینهایش درمان میشود، اما از نظر جسمانی و عصبی باید نزد پزشک برود تا او را معالجه کند.
قرآن کریم نیز به این عادت اشاره میکند؛ به افسونگرانی که در گرهها میدمند و مشکلاتی خیالی و غیرواقعی و تلقینی برای مردم ایجاد میکنند. قرآن میگوید : «بگو : پناه میآورم به پروردگار پگاه» تا از تلقینات و مشکلاتشان رها شوی. این افراد مشکلات بسیاری ایجاد میکنند. من خود در میان مراجعانی که دارم، با کسان بسیاری روبهرو شدهام که بدبختیهایی از این دست داشتهاند. خانوادهای را دیدم که زندگی و روابط بسیار خوبی داشتند، اما در اثر سخن ساحران و نوشته طلسمکنندگان، زندگیشان از هم پاشید و حتی به مرگ مرد خانواده انجامید. مصیبت این خانواده را هیچگاه فراموش نمیکنم و چه بسیارند چنین مصیبتها و سختیهایی. شک نداشته باشید که این مسئله تلقین است و ریشه و اصلی ندارد و هرگاه ترس داشتید، سوره ناس و فلق را بخوانید و مطمئن باشید که اگر به پروردگار پگاه پناه میآورید، نمیتوانند بر شما چیره شوند. انسان باید در ناتوانیها و بیماریها به متخصص مسئله که همان پزشک است مراجعه کند.
این توضیحات تفسیر نخست این آیه بود و روایات بسیاری نیز درباره آن وجود دارد. من پیش از این نیز گفتهام که تفسیری که میگویم، همه تفسیر آیات نیست. قرآن معانی بسیاری دارد و چهبسا ما پارهای از معانی آن را درنمییابیم. بیشک، قرآن معانی ژرفی دارد که در آتیه برای بشر روشن خواهد شد. من آنچه از قرآن میفهمم میگویم و آنچه پیش از این درباره قرآن نوشته شده است یا بعدها نوشته خواهد شد، انکار نمیکنم.
اکنون به تفسیر دوم آیه « ﴿ النَّفّاثاتِ فِی العُقَدِ ﴾ » میپردازیم که من آن را بیشتر میپسندم. تا همین امشب گمان میکردم که این تفسیر از یافتههای خودم است، اما هنگامی که به تفسیر محمد عبده –رحمـة الله علیه- مراجعه کردم، دریافتم که این معنی از آنِ اوست و او بر من و بسیاری از مفسران و غیرمفسران در این مسئله و بسیاری مسائل دیگر پیشی دارد، قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ. محمد عبده میگوید که « ﴿ النَّفّاثاتِ فِی العُقَدِ ﴾ » کنایه از سخنچینان و غیبتکنندگان و مفسدان و کسانی است که میکوشند با سخن و زمزمه و وسوسه، در کارهای مردم گره ایجاد کنند و آنها را پیچیده سازند و دوستی و برادری مردم را از میان برند. سپس میگوید که نسبت به خبرچین هوشیار باش. او نزد تو چیزی میگوید که تو گمان میبری در آن صادق است، زیرا سخنچینان روحیات تو را میشناسند. از این رو، سخن یا اشاره یا گلهای از دوست تو میگیرند، سپس با برنامهای خاص آن را برجسته و بزرگ و برای تو بازگو میکنند. تو میبینی که این سخن از دوست توست، زیرا بخشهایی از این نقل قول از کلام او گرفته شده است. سپس، نزد دوست دیگر تو میروند و از تو نزد او سخنچی نی میکنند و از همین راه رشته دوستی تو و دیگران را پاره میکنند. اینگونه میان زن و شوهر و میان دو برادر و میان دو دوست و میان مردم را به هم میزنند، سخنپراکنی میکنند و میان مردم اختلاف میافکنند. اینان خطرناکترین افراد بشر هستند.
