اشرار. دزدیها و توطئهها و ایجاد مصیبتها و مشکلات، بیش از همه وقت، در شبهای تیره و تار روی میدهد. پس، مقصود از اینکه میگوییم از شر تاریکی آنگاه که فراگیر میشود، شروری است که در شب رخ میدهد و آدمی منشأ و زمان شکلگیری آن را نمیداند؛ در این هنگام پناه میبریم به پروردگار خالقی که شب و روز برای او یکسان است و کسی که « ﴿ یعلَمُ خائِنَـة الأَعیُنِ وَ ما تُخفِی الصُّدُورِ ﴾ »[256] و کسی که « ﴿ لایعزَبُ عَنهُ مِثقالُ ذَرَّة فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الأَرضِ ﴾ »[257] و کسی که شب را چونان روز میبیند و در تاریکی میبیند آنچه در روشنایی میبیند. به چنین پروردگاری پناه میبریم از شرور مخلوقات بهطور عام و از شرور شب و تاریکی بهطور خاص. تا اینجا موضوع روشن است، اما دو آیه بعد فقراتی اساسیاند که خواهش میکنم خوب به آنها توجه کنید.
« ﴿ وَ مِن شَرِّ النَّفّاثاتِ فِی العُقَدِ ﴾ .» نخست معنای لفظی را توضیح میدهم. «نفاثات» جمع «نفّاثه» است. نفّاثه شاید صفت زنی باشد که در گرهها میدمد. «عُقَد» جمع «عقدة» است. پس «نَفّاثـة فِی العُقَدِ» یعنی زنی که بر گرهها میدمد. احتمال دیگر آن است که «نفّاثه» صیغه مبالغه، مانند علامـة و فهّامه، باشد و بر مرد و زن یکسان اطلاق شود. در این صورت، نفّاثه یعنی کسی که بسیار میدمد. در حالت دوم معنای آیه چنین میشود که ما از شر مردان و زنانی که بسیار در گرهها میدمند، به خدا پناه میآوریم.
این فقره دو تفسیر دارد که تفسیر نخست بسیار شایع است. در این تفسیر، آیه به سحر و گره و جادوگری و ایجاد مشکل برای مردم معنا شده است. به اعتقاد ما سِحر چیره شدن بر احساس و شعور آدمیان است، چنانکه قرآن در داستان موسای نبی و ساحرانی که در مقابل او هستند، میگوید : « ﴿ فَإذا حِبا لُهُم وَ عِصِیّهُم یخَیِّلُ إلَیهِ مِن سِحِرهِم أَنَّها تَسعَی ﴾ .»[258] «یخَیِّلُ إلَیهِ» یعنی به خیال مردم آمد که طنابها و عصاهایی که ساحران آماده کرده بودند، حرکت میکنند، اما واقعاً حرکتی نداشتند. از این رو، میگویند سحر چیره شدن بر اعصاب مسحور و مردم است. گویی که به اتفاقی واقعی مینگرند، در حالی که اصلاً اتفاقی نیفتاده است. در بسیاری از اوقات ساحر از تلقین استفاده میکند. میخواهم مثالی بزنم، هرچند شاید مثالی ناپسند باشد. اما مسئلهای است که رواج دارد. مردی ازدواج میکند، اما احساس میکند که ناتوانی جنسی دارد. ناتوانی جنسی در بسیاری از افراد هست و امری طبیعی است که ناشی از اعصاب یا جسم یا مشکل دیگری است. پزشکان برخی از انواع ناتوانی جنسی را درمان میکنند، اما برای برخی از ناتوانیها هنوز درمانی نیافتهاند. بیشک، درمان این دسته از بیماریها هم پیدا خواهد شد، زیرا پزشکی پیشرفت خواهد کرد. این حالت نیز مانند همه بیماریها ناتوانی روانی یا بیماری عصبی است. اما این بیماری وقتی پیچیده میشود که بیمار با تلقین به خود گمان میبرد که سحری برای او نوشته و گره زدهاند. چنین احساسی بر نا توانیاش میافزاید، زیرا ریشه این بیماری غالباً ضعف اعصاب است. در این صورت است که به رمالان و جنگیران و گمراهان و گمراهکنندگان متوسل میشود و از آنان میخواهد که گره را بگشایند. ما به این مسئله اعتقادی نداریم و میگوییم
[256]. «نظرهای دزدیده را و هرچه دلها نهان داشتهاند، میداند.» (غافر، 19)
[257]. «به قدر ذرهای در آسمانها و زمین از خدا پنهان نیست.» (سبأ، 3)
[258]. «ناگهان از جادویی که کردند چنان در نظرش آمد که آن رسنها و عصاها به هر سو میدوند.» (طه، 66)
