این گفتار با همین عنوان در کتاب برای زندگی درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴾ ،
بگو : به پروردگار صبحگاه پناه میبرم،
﴿مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ،﴾
از شرّّ آنچه بیافریده است،
﴿ وَمِنْ شَرِّ غَاسِق إِذَا وَقَبَ ﴾ ،
و از شرّّ شب چون درآید،
﴿ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴾ ،
و از شرّّ جادوگرانی که در گرهها افسون میدمند،
﴿ وَمِنْ شَرِّ حَاسِد إِذَا حَسَدَ ﴾ .
و از شرّّ حسود چون رشک میورزد.
« ﴿ قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ ﴾ .» «فلق» به معنای پگاه و نیز شکافتن است. اگر پگاه را دیده باشید، نور سپیدهدم شب را میشکافد و صبح به یکباره پدیدار نمیشود. فلق اصطلاحاً به معنای پگاه است و قرآن نیز میگوید : « ﴿ فالِقُ الإصباح ﴾ .»[253] پس فلق نوری است که پس از تاریکی میآید. قرآن نیز به تو میگوید : « ﴿ قُل اَعوُذُ بِرَبِّ الفَلَقِ ﴾ » ، پناه میبرم به پروردگاری که تاریکی را میشکافد. با توجه به « ﴿ فالِقُ الحَبِّ وَ النَّوی ﴾ »[254] و با نظر به اینکه حیات نوری است پس از عدم و ظلمت، یعنی بگو پناه میبرم به پروردگار حیات؛ حیاتی که چونان نور ظلمت عدم را از میان میبرد. پس چرا پناه میبرید به جن، کسانی که خود آفریده و بندهاند، کسانی که در برابر پروردگارشان نه سودی در اختیار دارند و نه زیانی، نه مرگی و نه حیاتی و نه رستاخیزی.
« ﴿ قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ ﴾ » جهت دادن به عادت و تصحیح خطایی شایع است.
«مِن شَرِّ ما خَلَقَ» چه کسی شایستهتر از خالق هستی است تا از شر خلقش به او پناه آوری.
« ﴿ وَ مِن شَرِّ غاسِق إذا وَقَبَ ﴾ .» «غاسق» یعنی تاریکی مطلق. قرآن در جای دیگر میگوید : «أَقِمِ الصَّلوةَ لِدُلُوکِ الشَّمسِ إلی غَسَقِ اللَّیلِ.»[255] «غَسَقِ اللَّیلِ» یعنی تاریکی شب، و «وَقَبَ» یعنی فراگیر شدن. من پناه میآورم به خداوند، به پروردگار پگاه از شر همه مخلوقات و از شر شب تیره. شب نیز از مخلوقات است. اما چرا قرآن شب و تاریکی را به صراحت ذکر کرده است؟ زیرا شب پوششی است برای کسی که در قلبش مرض است و برای
[253]. «شکافنده صبح.» (انعام، 96)
[254]. «شکافنده دانه و هسته.» (انعام، 95)
[255]. «از هنگام زوال خورشید تا آنگاه که تاریکی شب فرامیرسد نماز را برپای دار.» (اسراء، 78)
