گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 220

سوره فلق (بخش سوم)

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ،

بگو : به پروردگار صبحگاه پناه می‌برم،

﴿مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ،

از شرّّ آنچه بیافریده است،

﴿ وَمِنْ شَرِّ غَاسِق إِذَا وَقَبَ ،

و از شرّّ شب چون درآید،

﴿ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ،

و از شرّّ جادوگرانی که در گره‌ها افسون می‌دمند،

﴿ وَمِنْ شَرِّ حَاسِد إِذَا حَسَدَ .

و از شرّّ حسود چون رشک می‌ورزد.

در آخرین آیه این سوره، ما از شرّ حسود چون حسادت می‌کند، به پروردگار صبح‌گاه پناه می‌بریم. به خدا پناه می‌بریم چون خالق اوست و مؤثری جز او در وجود نیست و پناه بردن و نزدیک شدن به او به‌مثابه محفوظ ماندن از این شروری است که گفتیم.

حسد از شرور است و حسود هم برای خود و هم برای دیگران شرّ است. حسد آن‌گونه که حدیث شریف نیز می‌گوید، حسنات را از بین می‌برد، همان‌طور که آتش چوب را. شاعری به نام ابوالحسن تهامی در رثای فرزندش می‌گوید :

انی لاغبط حاسدی لفـرط ما
مـلأوا قـلوبهـم مـن الأوغـار

نظـروا نعیـم اللّه بی فعیونهم
فی جنـة و قلوبهم فی النار

(من به حاسدانم از آن روی غبطه می‌خورم که دل‌های خود را از حرص آکنده‌اند. به نعمت خداوند در من نظر کردند و از این روی، چشم‌هایشان در بهشت است و دل‌هایشان در آتش دوزخ.)

آتش حسد پیش از آنکه دیگری را بسوزاند و به دیگری ضرر رساند، قلب حسود را می‌سوزاند. بنابراین، شرّ حسود در درجه اول برای خودش است و سپس برای دیگران. شرّی که حسد سرمنشأ آن است، از کنه ذات و غریزه می‌جوشد و همه وجود آدمی را فرامی‌گیرد تا حدی که می‌تواند به دیگران ضرر برساند و از چیزی در غیر جایگاه خود و بیشتر یا کمتر از اندازه خود استفاده کند. این چیزی است که درباره معنای شرّ در آغاز تفسیر این سوره گفتیم.

حسادت به دیگران نیز صدمه می‌رساند. در حدیث شریف آمده است : «کادَ الحَسَدُ اَن یَغلبَ القَدَر»[250] (چه بسا که حسادت بر تقدیر غالب شود.)

[250]. کلینی، محمدبن‌یعقوب، الکافی، چاپ چهارم : تهران، دارالکتب الإسلامیة، 1407ق، ج 2، ص 598.