گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 209

همیشگی انسان است؛ هر انسانی در این جهان، حتی امیرالمؤمنین. حضرت علی(ع) می‌گوید : «یا دُنیا دُنیا ... غُرِّی غَیرِی»[244] (ای دنیا ... کسی دیگر جز مرا بفریب.) این عبارت نشان می‌دهد که دنیا بر آن بود تا امام را بفریبد، اما او وارسته‌تر از آن بود تا فریفته دنیا شود. پس فریب به سراغ امام هم می‌آید، ولی او فریب نمی‌خورد. هرکدام از ما در معرض خطرِ وسوسه از جانب خنَّاس هستیم. تصوراتی که خطور می‌کند، القائات و تردیدها و شک‌هایی هستند که مایه گمراهی‌اند. همچنین، دمدمه‌های شیطانی‌ای هست که به ذهن و روان ما راه می‌یابد و باعث رخنه وسوسه‌گر نهانی به باطن مردم می‌شود. وسوسه‌گر نهانی و آن حاضرِ غایب کیست که وسوسه می‌کند و فریب می‌دهد و سبب انحراف انسان در هر زمان می‌شود و همواره در کمین است؟ او کیست، جن است یا انسان؟

این موجود بر دو نوع است : آشکار، که انسان است و نهان، که جن است؛ چه‌بسا، شما واژه «جن» را بشناسید : « ﴿ فَلَمّا جَنَّ عَلَیهِ اللَّیلُ »[245] ؛ « ﴿ وَ إذ أَنتُم أَجِنَّـة فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُم .»[246] در این آیه «أجنّـة» به معنای جنین است.

«جُن« و «جَن» و «جنین» و «جنـة» به معنای شیء پنهان است. جن هرچیز پنهان است. اما حقیقت جن را نمی‌دانیم. من پس از پژوهش‌های پیگیر درباره مفهوم جن، اذعان می‌کنم که حقیقت جن را نمی‌دانم، زیرا قرآن از جن به‌گونه‌ای سخن می‌گوید که گویا موجودی واقعی و مکلّف است. این معنی در سوره «جن» آمده است : « ﴿ قُل أُوحِیَ إلَیَّ أَنَّهُ استَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الجِنِّ .»[247] پس از این آیه، قرآن کریم احکامی درباره جن می‌گوید، ازجمله اینکه برخی از آنان منحرف و برخی دیگر مؤمن‌اند. آنان برای استراق سمع در کمین می‌نشستند و آنان به راهی دور رفتند، در عین حال که احکام و تکالیفی دارند.

آنان کجایند؟ مفسران دراین‌باره بسیار مطالعه کرده‌اند. برخی مفسران می‌گویند که جن‌ها مردمان سیه چرده‌اند. اما این تفسیر نادرست است، زیراکه خداوند قائل به سیاه و سفید نیست. خصوصاً در منطق قرآن کریم که می‌فرماید نه عرب بر عجم برتری دارد و نه سفید بر سیاه، مگر به تقوا. در منطق قرآن مقصود از واژه انسان همه بشر است. تفسیرِ این مفسران نادرست است، به‌ویژه آنکه این مسئله با آیات سوره جن همخوانی ندارد؛ در این سوره آمده است که أجنه برای شنیدن در کمین می‌نشستند و به جاهایی راه می‌یافتند که انسان نمی‌توانست وارد شود. برخی دیگر از مفسران جن را به انسان وحشی تفسیر می‌کنند. منظور آنان این است که معنی واژه «انسان» با «بشر» تفاوت دارد. «بشر» همان بشر است. چنان‌که می‌دانیم انسان از «انس» گرفته شده است. انسان یعنی بشر اهلی متمدن، و جن به معنای بشر وحشی غیراهلی است. این تفسیر نیز نادرست است، زیرا همه انسان‌ها مکلّف به همه تکالیف هستند. اما اگر ناآگاهی انسان وحشی محرز باشد، نمی‌تواند مکلّف باشد. انسانی انسان است که آگاهی و اندیشه داشته باشد.

چنان‌که پیش از این گفتم، این تفسیر با بسیاری از آیات قرآن هماهنگ نیست؛ آیاتی که می‌گویند ابلیس از جن و جن از آتش و انسان از خاک آفریده

[244]. سیدرضی، نهج‌البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بنیاد نهج‌البلاغه، 1378، حکمت 74.

[245]. «چون شب او را فرو گرفت.» (انعام، 76)

[246]. «آن‌گاه که در شکم مادرانتان پنهان بودید.» (نجم، 32)

[247]. «بگو : به من وحی شده است که گروهی از جن گوش فرادادند.» (جن، 1)