این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴾ ،
بگو : به پروردگار مردم پناه میبرم،
﴿ مَلِکِ النَّاسِ،﴾
فرمانروای مردم،
﴿إِلَهِ النَّاسِ،﴾
خدای مردم،
﴿ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴾ ،
از شرّ وسوسه وسوسهگر نهانی،
﴿ الَّذِی یوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ﴾ ،
آنکه در دلهای مردم وسوسه میکند،
﴿ مِنَ الْجِنَّـةِ وَالنَّاسِ ﴾ .
خواه از جنیان باشد یا از آدمیان.
سخن درباره خطر نوعی از شر بود؛ که پس از آشکار شدن، پنهان میشود؛ وسوسه خناس نهانی که در دلهای مردم وسوسه میکند. گفتیم که این خطر هم از شر آشکار و هم از شر پنهان خطرناکتر است. مثال برای این شر فراوان است. نفاق درون انسان و منافقان در جامعه، انواعی از وسوسه خناساند که در دلهای مردم وسوسه میکنند. باید در برابر هرکس که با شیوههای مرموز شک و تردید یا ترس و ضعف در راه حق ایجاد میکند، ایستاد. ایستادگی در برابر او بدین شکل است که باید به پروردگارمان و فرمانروایمان و خدایمان پناه ببریم. پروردگاری غیر از او برای ما نیست و خدا و فرمانروایی جز او نداریم، پس به خدا پناه میبریم. پناه بردن به دو معنایی که از آن سخن گفتیم و در این دو سوره مبارک تکرار شده است. به خدا پناه میبریم بدینمعنا که کمک و توان را از او استمداد میکنیم تا دلهایمان با یاد او آرام گیرد. به او پناه میبریم یعنی به او نزدیک میشویم تا به اقتضای تربیت خدا و حکم و عبادت او عمل کنیم و خود و صفاتمان را پاک و طاهر کنیم. صفتهای خویش را بازبینی کنیم تا دریابیم چه صفتی است که به واسطه آن وسوسهگر خنّاس نفوذ میکند. ضعف درونمان از چیست که ما را در زما ن تصمیمگیری مردد، ترسان و نگران و بزدل میکند. صفوف امت و میهن و جامعه و مؤسسات را بازبینی کنیم تا از منافقان پاکشان کنیم. نقاط ضعفی را از بین ببریم که به واسطه آن وسوسهگر نهانی وسوسه میکند و
