گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 201

«جن» و «جنـة» نامیده شده‌اند. قرآن کریم در برابر این خطرها به ما آموزش می‌دهد و یادآوری می‌کند که این خطرها از جانب بشر است. پس چرا به معبود بشر و آفریدگار او پناه نبریم؟ کسی که به بشر قدرت و هدایت و استواری داده است. قرآن با این جمله به ما آموزش می‌دهد : « ﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ » و منبع خطرها را به ما یادآوری می‌کند. می‌گوید خطرهایی وجود دارد که انسان را از جانب نظام فاسد، از جانب پادشاه منحرف و از جانب خودکامگان زمین تهدید می‌کند. پس ای انسان، هوشیار باش که نظامی که اهمیت مسئولیت خود را درک نمی‌کند، برای انسان خطرآفرین است و خطر دوم، ‌خطر سرکشان است.

مفهوم معبود در قرآن کریم مفهومی جامع است و این نکته از این سخن خداوند متعال به دست می‌آید : « ﴿ أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلَی عِلْم .»[236] بدون شک، کسی که هوی و هوسش را معبود خود قرار داده است، برای خدا سجده نمی‌کند بلکه به نفس خویش نماز می‌برد. معنای معبود قرار دادن هوای نفس این است که انانیت و خودخواهی انگیزه اصلی همه کارهای انسان شود، و نزد چنین انسانی نفسش قدس‌الأقداس است. در نتیجه، در منطق قرآن کریم هر موجودی که عامل حرکت انسان باشد و انسان در برابرش کرنش کند و در خیر و شرّ زندگی از آن اطاعت کند، معبود انسان است. این خطری است که از جانب خدایان بشری انسان‌ها را تهدید می‌کند. ولی ما از این خدایان به خداوندی که معبود حقیقی انسان‌هاست، پناه می‌بریم. همچنان‌که به خداوند فرمانروای حقیقی مردم پناه می‌بریم.

بنابراین، خطرهایی از جانب سرکشان زمین وجود دارد؛ کسانی که ما به جای خداوند می‌پرستیمشان و در برابر اراده آن‌ها سر خم می‌کنیم و توانایی‌ها و اموالمان را در راه رضایت آن‌ها صرف می‌کنیم. آنان به انسانیت و انسان خدمت نمی‌کنند، بلکه انسانیت و انسان را به خدمت خود می‌گیرند. پس چرا ما باید در برابر این سرکشان سر فرود آوریم با اینکه خدا نیستند، بلکه بشری هستند که خطا می‌کنند و مانند ما احساس ضعف می‌کنند؟ سرکشانی که می‌خواهند نقص ذاتی خود را با سوءاستفاده از مردم و به خدمت گرفتن آن‌ها جبران کنند. پس خطر دوم خطر سرکشان است. ما به خداوندی که معبود مردم و فرمانروا و پروردگار مردم است، پناه می‌بریم. به او از این خطرها پناه می‌بریم و نیز، از خطرهای دیگری که از جانب دیگران است؛ از جانب کسانی که مخفیانه وسوسه می‌کنند. آفتِ انسان، تردید و ضعف و وسوسه‌هایی است که در مسیر او قرار می‌گیرد.

شک‌هایی که در مسیر حرکت و گام برداشتن عارض انسان می‌شود و در سینه انسان ایجاد وسوسه می‌کند، برای عزم و اراده او خطری بزرگ است. ما مکلف هستیم که هرگاه فهمیدیم رسالت، وظیفه و خیر در عملی است، آن را بدون تردید انجام دهیم. اگر تردید کنیم، این تردید از جانب شیطان و از سپاهیان شیطان است. شیطان برای فرد همان است که تردیدها و شک‌های نفسانی را ایجاد می‌کند و برای جمع، آن کسانی هستند که تشکیک می‌کنند و مسائل و مشکلاتی را در مسیر انسان‌های عامل قرار می‌دهند؛ اینان همان سپاهیان شیطان‌اند که نه خود کار می‌کنند و نه فرصتی را برای کار کردن دیگران باقی می‌گذارند.

ما در جهـان امروز شــدیداً گرفتــار این تشکیک‌کنندگان هستیم که اعتماد به نفس ما و

[236]. «آیا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد، دیده‌ای؟» (جاثیه، 23)