معنا را بیان میکند که خداوند، ( سبحانه و تعالی ) ، نه همسری دارد و نه وزیری و نه همتایی، بلکه او یکتاست و هیچ جزء یا شریکی ندارد.
و اینگونه است که ما به پاسخ آن پرسش دست مییابیم. خداوندی که ما میپرستیم، هیچ انتساب قومی و قبیلهای به هیچکسی ندارد. همچنانکه مفهوم عمیقتر این سوره این است که خداوند با هیچکس انتساب غیرقومی و قبیلهای نیز ندارد. تمامی موجودات و تمامی انسانها و تمامی مکانها و تمامی زمانها نزد خداوند برابرند و تمامی این امور با هم برابرند.
میان خدا و هیچکسی ارتباطی از نوع قرابت و نسبت و خویشاوندی سببی و مزدوری و انتساب نیست. همچنانکه بین خداوند و هیچ مکانی ارتباط خاصی نیست، زیرا خداوند بینیاز است و احتیاج به چیزی ندارد. بنابراین، تمامی مکانها و زمانها و اشخاص و تمامی موجودات نزد خداوند همچون دندانههای شانه مساویاند. راه رسیدن به خداوند راهِ اتصاف به صفات خداوند و تخلّق به اخلاق اوست.
پیامبر اسلام بدینگونه هر صفتی و هر ارتباط و نسبتی میان خدا و هرکسی را جز از راه عمل صالح نفی میکند، و این مفهوم تربیتی عمیقی در زندگی مسلمانان و تربیت توحیدی مسلمانان است، زیرا این سوره این را که چیزی بهطور ذاتی از چیز دیگری به خدا نزدیکتر باشد، نفی میکند. بنابراین، نمیتوانیم مثلاً رود معینی در هند، برای مثال رود کنگ را، یا کوهی از کوهها را مانند رشتهکوه هیمالیا، یا مکانی معین را با خداوند مرتبط بدانیم، همانطور که نمیتوانیم بعضی از مکانها را از خداوند و از خیر دورتر از دیگر مکانها بدانیم و آنها را ـ همانند بعضیـ نجس یا شوم به شمار آوریم. درباره زمانها نیز چنین است. میان زمان با زمان دیگر تفاوتی نیست. اینگونه نیست که زمانی به خداوند نزدیکتر باشد و زمان دیگری از او دورتر. بنابراین، هیچ شومی و نحسیای در عدد سیزده یا در بعدازظهر چهارشنبه وجود ندارد، و همینطور در هیچ عددی از عددها. و تمامی ابنای بشر همانند دندانههای شانه با هم مساویاند و اینگونه نیست که کسی به خداوند نزدیکتر باشد یا از او دورتر باشد، مگر به تقوایش یا دانشش یا تلاش و جهادش.
از سوی دیگر، خداوند نه زاییده است و نه زاییده شده است و هر امر خیر و شایستهای، مانند صفات عالی و الگوها و ارزشها، همه از جانب خداوند است و نه زاییدهاند و نه زاییده شدهاند؛ به این معنا که مثلاً علم ـ بهدرستی ـ دارای ولادت یا انتساب نیست و از این رو، هرکس که بیاموزدش به درجه علم خواهد رسید و علم به فرد خاص یا به خانواده خاص یا به مردمان خاص یا به سرزمین خاصی اختصاص ندارد که دیگران از آن محروم باشند. حق نیز چنین است : نه زاییده و نه زاییده شده است و از این رو، ممکن نیست که نزدیکان انسان در انجام دادن عملی برحق باشند، در حالی که اگر همان عمل را غیرنزدیکان انجامدهند، بر باطل باشند، زیرا حق یکی است؛ خواه نزد من، خواه نزد خویشان و خواه نزد بیگانگان. حق، هرکجا که باشد، حق است و علم، هرکجا که باشد، علم است، و زیبایی، هرجا که باشد، زیبایی است و خیر، هرکجا که باشد، خیر است.
هر حقیقت و هر کمالی نه زاییده و نه زاییده شده است، زیرا از جانب خدای متعال است. و این مسئله تربیتی مهمی است که در پیش روی انسان عرصه امید و جدیت را میگشاید و هر انسانی میداند که در مسیر کمال ممکن نیست که بر خانواده و نزدیکانش
