﴿ وَ النُّجُومَ مُسَخَراتٌ بِأَمرِهِ ﴾ .»[233] همهچیز برای ماست و کلیدی دارد، و کلید اشیا علم است و عمل. باید تلاش کنیم تا به آنچه میخواهیم برسیم. در غیر این صورت، به اهدافمان نخواهیم رسید. پس، همهچیز و همهکس و همه زمانها و همه مکانها و همه حالتها در برابر خداوند مساویاند و در میان آنها سعد و نحس و دور و نزدیک وجود ندارد، مگر به اندازهای که برای آن تلاش میکنیم. نمیتوانیم برای پیشرفت به تاریخ و یا اجداد خود تکیه کنیم. حضرت محمد به دخترش، فاطمه زهرا، میگوید : «إنِّی لا أُغنِی عَنکِ مِنَ اللهِ شَیئاً»[234] آیا باید به خانواده و خویشان خود بنازیم؟ آیا باید به سفیدپوست بودن افتخار کنیم؟ چه تفاوتی میان سفید و سیاه در نزد خداوند هست؟ مفهوم احدیت تفاوت نژادی میان سفید و سیاه را رد میکند. پس با تأمل در مفهوم احدیت و صمدیت درمییابیم که نژادپرستی ناپذیرفتنی است.
«قُل هُوَ اللهُ» جامع همه کمالات و اسماء حسنی و امثال علیاست. او احد و صمد است که نه زاده شده و نه میزاید. برای او همتایی نیست. این معنا از خداوند اصل و اساس است. او ما را آفریده و راه ما به سوی اوست و هرکه، در هر زمان و مکان و وضعیتی، خود تلاش کند، مقرَّب او خواهد شد : « ﴿ إنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللهِ أَتقاکُم ﴾ .»[235] هیچکس بر دیگری برتری ندارد، مگر در تقوا و جهاد و عمل و دانش، چنانکه قرآن این چهار مورد را صراحتاً ذکر میکند. این معنای « ﴿ قُل هُوَ اللهُ أَحدٌ ﴾ » است. این سوره را مخلصانه با زبان و قلب و عقل میخوانیم و با آن حقیقتاً زندگی میکنیم تا احساس اعتماد به نفس را در ما تقویت کند و اعتماد به نفس به این معنا اعتماد به خداوند است. ما فقط بر اعمال خود تکیه میکنیم و خدا را از رگ گردن به خود نزدیکتر میدانیم. مسائلی که گفتم اندکی از معنای « ﴿ قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ ﴾ » است که تصویری از خداوند برای ما ترسیم میکند؛ تصویری که باید بدان معتقد باشیم و با عقل و دل بشناسیم و آن را در زندگی عادی خود وارد کنیم.
[233]. «و مُسخَّر شما کرد شب و روز را و خورشید و ماه را و ستارگان همه فرمانبردار امر او هستند.» (نحل، 12)
[234]. ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، چاپ اول : قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، 1404ق، ج 18، ص 134.
[235]. «هر آینه گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.» (حجرات، 13)
