پس این سوره مبارک رکنی از عقیده و فرهنگ و فقه و اخلاق و احساسات اسلامی است. از خداوند میخواهیم تا ما را در الهام گرفتن از معنای این سوره موفق بدارد و ما را در عبادات و نیازها و کارها و نگرش از موحدان قرار دهد. به خدای واحد ایمان داریم و هیچکس را شریک او نمیدانیم؛ نه خدای زمینی را و نه خدایانی غیر از الله را. نه دیگر آدمیان را کوچک میشماریم و نه خود را برتر از دیگران میدانیم، زیرا سرچشمه یکی است، خدا یکی است و راههای رسیدن به خدا به شمار آدمیان است و رفتن به سوی او و تلاش و جهاد برای همه ممکن است.
این همه همراه با معنی دیگری در اوج قرار دارد، و اینکه حق، هر حقی که در جهان است، از عدل و حق و علم، همچون خداوند، نه زاییده میشود و نه میزاید. دانش نه زاییده شده است و نه میزاید. راه دانش برای همه باز است و هرکس که بیاموزد، دانشمند و فرزانه میشود. حق فقط به یک ترازو سنجیده میشود. آیا کسی که با انسانی نسبتی دارد و کاری به جا آورد، بر حق است و اگر آن کار را دیگری انجام دهد، باطل است؟ حق از جانب خداست، نه زاده شده و نه میزاید. همه کمالها اینگونهاند. کمال حقیقی و کامل در ذات خدا متجلی است. همه کمالات نه زاده میشوند و نه میزایند. این مسئله فتح بابی دیگر برای تکامل و بلندپروازیهای آدمی به سوی کمال است. راهی که برای آدمی سلوکی کلی در زندگی را شکل میدهد.
