گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 183

هر نیازی نوعی نقص است و هرچه نیاز کمتر باشد، کمال بالاتر می‏رود. این امری طبیعی است.

«اللهُ الصَّمَدُ» یعنی خدا نیازی ندارد. « ﴿ وَاللهُ الْغَنِیُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاءُ .»[217] این‌طور نیست؟ ما به خدا نیازمندیم و خدا از همه‌چیز بی‏نیاز است. معنای «صمد» این است.

خوب! خدا بی‏نیاز است. کمی در این معنا فکر کنید و زود از آن نگذرید. نیازمند نبودن خداوند یعنی چه؟ یعنی به چیزی برای خوردن نیاز ندارد یا به چیزی برای نوشیدن یا به همسر. این‌گونه نیست؟ به کمک هیچ‌کس نیاز ندارد. به زمان و مکان نیاز ندارد و به مشاور و وزیر هم. معنای بی‏نیازی این است. هریک از ما به همه این امور نیازمندیم و نمی‏توانیم بدون غذا و لباس و سرپناه و مشورت زندگی کنیم. ولی خداوند به هیچ‌چیز نیاز ندارد، زیرا قدیم و ازلی است؛ یعنی خدا بود و چیزی با او نبود. خدا به چیزی نیاز ندارد. اگر به چیزی نیاز داشت، برخی از این موارد را می‏طلبید. کمی دراین‌باره فکر کنید که خدا به هیچ‌چیز نیاز ندارد؛ نه خوردنی، نه نوشیدنی، نه مکان، نه زمان. مثلاً من چیز معینی را دوست دارم؛ غذای خاص یا لباس خاص یا سرزمینی خاص. میان من و آن چیز پیوندی پدید می‌آید. من این کشور را دوست دارم، به معنای آن است که این کشور برای من است و غیر آن، نه. این غذای خاص را دوست دارم، به معنای آن است که بین من و این غذا پیوند خاصی وجود دارد. این شخص را دوست دارم، یعنی میان من و او پیوند خاصی وجود دارد، و به همین ترتیب.

اما خدا با هیچ‌چیز پیوندی ندارد و از این ‌رو، خدا نقص یا کاستی ندارد. هیچ‌یک از موجودات، از خوردنی‏ها، نوشیدنی‏ها، مکان‌ها، لباس‏ها، مردان، زنان و سایر چیزها، در برابر خداوند در همه زمان‌ها و عصرها چیزی به حساب نمی‏آید. چرا؟ چون او به چیزی نیاز ندارد و نخواهد داشت. مردم در برابر خداوند مانند دندانه‏های شانه با یکدیگر برابرند این معنای صمد است. «اللهُ الصَّمَدُ» یعنی خدا پر و آکنده است. یعنی چه؟ یعنی بی‏نیاز است. بی‏نیاز بودن یعنی چه؟ یعنی همه موجودات جهان در برابر خداوند با یکدیگر برابرند.

«لَم یَلِد» یعنی فرزندی ندارد، پسر و دختری ندارد، نوادگانی ندارد، خانواده‏ای ندارد.

«لَم یولَد» یعنی پدر و مادری ندارد، و تا زمانی که پدر نداشته باشد، عمو نیز ندارد، چون عمو برادر پدر است، پسر عمو نیز ندارد، عمه ندارد و دختر عمه نیز ندارد. تا زمانی که مادر نداشته باشد، دایی و خاله ندارد، و در یک کلمه « ﴿ لَم یَلِد وَلَم یولَد » یعنی خانواده و خویشان ندارد.

« ﴿ وَلَم یَکُن لَهُ کُفُواً أحَدٌ .» «کفو» به معنی همتا و هم‌سنگ است. زن همتای شوهرش است، و مرد همتای همسرش. شریک همتای شریک خود و وزیر همتای رئیس خود است. خدا همتا ندارد، یعنی همسر ندارد، مشاور و وزیر و اموری از این قبیل ندارد.

با توجه به آنچه گذشت، از نسب پروردگارمان، بنابر تعبیر قرآن کریم، چه فهمیدیم؟ پروردگار ما نسب و انتساب ندارد. بنابراین، اولاً، کامل است، یعنی همه صفات کمالی در خداوند موجود است. ثانیاً، به هیچ‌کس و هیچ‌چیز و هیچ حالتی نیاز ندارد. زن و فرزند و خویشان ندارد و در نتیجه، همه‌چیز در برابر او یکسان است؛ یعنی هیچ‌کس حق ندارد بگوید من از نزدیکان خدا هستم. قرآن کریم این

[217]. «خدا بی‏نیاز است و شما نیازمندانید.» (محمد، 38)